|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 10 (3 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
unearned | باد آورده | ||||
Search result with all words | |||||
The story goes that … | آورده اند که (چنین روایت کنند )… | ||||
Easy come, easy go. | باد آورده را باد می برد | ||||
To take ones leave . | هزار تومان کم آورده ام | ||||
easy come, easy go <idiom> | باد آورده را باد میبرد | ||||
The campaign was considered to have failed. | مبارزه [انتخاباتی] شکست خورده بحساب آورده شد. | ||||
money for jam <idiom> ![]() |
پول باد آورده | ||||
accumulated profit ![]() |
پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است | ||||
to have stood the test of time | برای مدت زیاد دوام آورده باشد | ||||
khamseh ![]() |
خمسه [در جنوب غرب ایران و از پنج قبیله قدیمی ایران تشکیل شده که در گذشته با قبائل دیگر منطقه اتحادیه ای را در مقابل ایل قشقایی بوجود آورده بودند. امروز نقش خمسه بیشتر با طرح بهارلو شناخته می شود.] | ||||
Partial phrase not found. |
Recent search history | |
|