Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (9 milliseconds)
English
Persian
north wester
باد شمال باختر
Search result with all words
north westerly
در شمال باختر
north-westerly
در شمال باختر
north west
شمال باختر
Other Matches
northing
عرض شمالی انحراف به سوی شمال شمال شبکه
northeast
شمال شرقی شمال شرق
north-east
شمال شرقی در شمال شرق
northwest
شمال غرب شمال غربی
north west
شمال غرب شمال غربی
north north east
میان شمال و شمال خاور
north east
شمال شرق شمال شرقی
north by cast
میان شمال و شمال شرقی
north-west
شمال غربی در شمال غرب
holarctic
وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
west
باختر
occident
باختر
bactria
باختر
west
<adj.>
باختر
zephyr
باختر باد
zephyrs
باختر باد
Middle West
باختر میانه
south west
در جنوب باختر
on the west of iran
در باختر ایران
north west
در حال باختر
occidentally
سوی باختر
wester
بسوی باختر رفتن
south west
سوی جنوب باختر
occidentally
در باختر بشیوه باختریان
north westerly
وابسته بشمال باختر
north-westerly
وابسته بشمال باختر
westerner
غربی وابسته به مغرب یا باختر
torna do
یکجور گردباد که در باختر.....میوزد
westerners
غربی وابسته به مغرب یا باختر
western
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westward
بسوی باختر بطرف مغرب
westwards
بسوی باختر بطرف مغرب
westerns
غربی وابسته به مغرب یا باختر
Don't touch me!; Don't you touch me!
به من خیلی نزدیک نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
Don't touch me!; Don't you touch me!
وارد منطقه شخصی من نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
land's end
دماغهای که در دورترین قسمت باختر انگلستان واقع است
ionian
وابسته به مستعمره یونانی در کرانه باختر اسیای صغیر
occidentalist
کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
north
<adj.>
شمال
northerly
شمال
north
شمال
north
در شمال
south westerly
سوی جنوب غرب یا جنوب باختر
south-west
جنوب غربی سوی جنوب باختر
NW
شمال غربی
north-eastern
رو به شمال شرق
north east
شمال خاور
ina northerly direction
سوی شمال
north east
در شمال خاور
Libya
شمال افریقا
north-eastern
از شمال خاوری
the north pole
قطب شمال
northwardly
سوی شمال
north-west
شمال غرب
northeastern
شمال شرقی
northwest
شمال باختری
northeast
شمال خاوری
north wind
باد شمال
northeastward
شمال شرقی
northwestern
شمال غربی
true north
شمال واقعی
northerner
اهل شمال
north
روبه شمال
arcturus
نگهبان شمال
northerly
به سمت شمال
North Pole
قطب شمال
compass north
شمال مغناطیسی
northerners
اهل شمال
true north
شمال جغرافیایی
magnetic north
شمال مغناطیسی
north western
شمال غربی
north-east
شمال شرق
north
باد شمال
northern
ساکن شمال
northbound
عازم شمال
true north
شمال حقیقی
arctic
قطب شمال
north easterly
شمال شرقی
north-westerly
شمال غربی
north-easterly
شمال شرقی
epsilon bootis
رایت شمال
grid north
شمال شبکه
compass rose
شمال نما
north westerly
شمال غربی
north-western
شمال غربی
upstater
اهل شمال استان
Flemish Mannerism
انقلاب شمال اروپا
smew
مرغابی شمال اروپاواسیا
Arctic Circle
مدار قطب شمال
north easter
باد شمال خاور
NW
مخفف شمال غرب
northernmost
دورترین محل در شمال
north-eastern
به سوی شمال شرق
rubicon
رودی در شمال ایتالیا
northeaster
نسیم شمال شرقی
north light roof
بام شمال نور
compass north
شمال قطب نما
northwards
بسوی شمال شمالا
northwardly
بطرف شمال شمالی
norther
بیشتر بطرف شمال
northeastward
بطرف شمال شرقی
northeastern
مربوط به شمال شرقی
northeaster
باد شمال خاوری
celestial north pole
قطب شمال عالم
ina northerly direction
بطرف شمال شمالا
northward
بسوی شمال شمالا
Nordic
وابسته به شمال اروپا
northwestwards
بطرف شمال غربی
magnetic north pole
قطب شمال مغناطیسی
northwester
طوفان شمال غربی
northwester
باد شمال غربی
ice foot
دیواره یخ درنواحی شمال
low dutch
زبان شمال المان و هلندی
uptown
واقع در محلات شمال شهر
lemmings
موش صحرایی قطب شمال
lemming
موش صحرایی قطب شمال
barbary
کشوران اسلامی شمال افریقا
narwhal
نهنگ دریایی قطب شمال
moorish
وابسته به اهالی شمال افریقا
arctic
وابسته بقطب شمال سرد
narwal
نهنگ دریایی قطب شمال
moored
اهل شمال افریقا مسلمان
narwhale
نهنگ دریایی قطب شمال
polar
وابسته به قطب شمال وجنوب
moors
اهل شمال افریقا مسلمان
moor
اهل شمال افریقا مسلمان
steelhead
ماهی ازاد شمال امریکا
euroclidon
بادطوفانی شمال شرقی درمدیترانه
piedmont
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
laplander
اهل در شمال اسکاندیناوی زبان لایلاندی
inkberry
درخت خاص شمال شرق امریکا
north-eastern
وابسته به شمال شرق ایالات متحده
The aircrafts was flying in a northerly direction.
هواپیما در جهت شمال حرکت می کرد
south west
جنوب باختر جنوب غربی
declination
مقدار تفاوت بین شمال واقعی و مغناطیسی
fox grape
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
bald eagle
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
white crappie
ماهی خوراکی نقره فام شمال امریکاcell
shaman
کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
bald eagles
نوعی عقاب که در شمال امریکا زندگی میکند
trouvere
شاعر رزمی شمال فرانسه در سده یازدهم
troy
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
English style
[نوعی سبک قرن بیستم در انگلستان و شمال آمریکا]
Nahavand
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
Expressionism
[جنبش هنرمندان شمال اروپا بخصوص در آلمان و هلند]
gadwall
اردک قهوهای و سیه فام شمال اروپا و امریکا
new england
نام شش ایالت در شمال خاوراتازونی در امتداداقیانوس اهالی انراگویند
Ditterling
[تزئینات خارق العاده شمال اروپا به سبک گروتسکو بی تناسب]
azimuth
نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
gyrocompass
نوعی قطب نما که همواره شمال حقیقی را نشان میدهد
wimp
آدم دست و پا چلفته
[شمال آلمان]
[خفت آور ]
[اصطلاحات نوجوانان]
jackrabbit
نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
true track
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
blue laws
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
lapland
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
Hispano-Moresque
[سبک معماری ساختمان های شمال آفریقا در صده هشت تا پانزده میلادی]
blue law
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
Indian summer
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summers
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
rhaeto romanic
زبان لاتین سوئیس شرقی وایتالیای شمال شرقی
arcturus
نگهبان شمال الفا- گاوران الفا- عوا ارکتوروس
upstate
وابسته به بخش شمالی ایالت شمال ایالت نیویورک
baltic
دریای بالتیک در شمال اروپا وابسته به بالتیک
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
butterfly saddle rug
قالیچه نقش پروانه ای
[این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
shorthorn
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
Tianjan
شهر تیانجان
[شهری در شمال چین که از مراکز اصلی تولید فرش در چین بشمار رفته. زمینه اکثر فرش ها آبی رنگ به همراه طرح های زرد و طلایی می باشد.]
Quchan
قوچان
[شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com