English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (6 milliseconds)
English Persian
greyly بارنگ خاکستری
Other Matches
oil painting نقاشی بارنگ
oil paintings نقاشی بارنگ
heliocheomy عکاسی بارنگ طبیعی
gradate بتدریج بارنگ دیگرامیختن
blacked 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
black 1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
grizzlies خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzly خاکستری یا مایل به خاکستری
gray خاکستری
grayer خاکستری
grayest خاکستری
grey خاکستری
greyest خاکستری
drab خاکستری
drabber خاکستری
drabbest خاکستری
cinerary خاکستری
cinerarium خاکستری
cinderous خاکستری
cindery خاکستری
ash coloured خاکستری
ashy خاکستری
grizzle خاکستری
greyer خاکستری
pewter خاکستری
grizzles خاکستری
grizzling خاکستری
ashen خاکستری
salt-and-pepper خاکستری
grizzled خاکستری
gray cast iron چدن خاکستری
median gray خاکستری متوسط
gray bearded رنگ خاکستری
neapolitan ointment روغن خاکستری
mottled pig iron چدن خاکستری
earth shine روشنایی خاکستری
He (his hair) turned grey. مویش خاکستری شد
grizzly bear خرس خاکستری
grey tin قلع خاکستری
gray ramus شاخه خاکستری
grayish متمایل به خاکستری
mercurial unguent روغن خاکستری
grey unguent روغن خاکستری
gray or mercurial unguent روغن خاکستری
grayly بطور خاکستری
grayness رنگ خاکستری
grey cast iron چدن خاکستری
gray matter ماده خاکستری
grey propaganda تبلیغات خاکستری
gray scale اندازه خاکستری
earth light روشنایی خاکستری
livid خاکستری رنگ
greyness رنگ خاکستری
greyish مایل به خاکستری
grayness خاکستری بودن
greyness خاکستری بودن
ash gray خاکستری رنگ
cinereous خاکستری رنگ
image contrast درجه خاکستری تصویر
grege اردهای مایل به خاکستری
grizzles خرس خاکستری امریکا
grizzle نالیدن خاکستری کردن
grey iron foundry ریخته گری خاکستری
grey iron scrap قراضه اهن خاکستری
krimmer پوست گوسفند خاکستری
grizzle خرس خاکستری امریکا
high test grey iron چدن خاکستری پرارزش
isabel زرد مایل به خاکستری
griseous خاکستری مایل به ابی
grizzles نالیدن خاکستری کردن
hoary سفید مایل به خاکستری
gray-white رنگ سفید-خاکستری
dark grey رنگ خاکستری تیره
isabella زرد مایل به خاکستری
ashen دارای رنگ خاکستری
grizzling نالیدن خاکستری کردن
grizzling خرس خاکستری امریکا
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
lyard دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
thalamic ماده خاکستری مغز میانی
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
iron gray رنگ خاکستری وسیاه اهن
lyart دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
podzolization تشکیل خاک خاکستری یا سفید
euro کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
Euro- کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
iron-grey رنگ خاکستری وسیاه اهن
iron grey رنگ خاکستری وسیاه اهن
slate <adj.> <noun> رنگی میان آبی و خاکستری
grizzled خاکستری رنگ دارای موهای سفید
gray matter ماده خاکستری بافت عصبی مغز
monochrome در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
sallow رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز
thalamus تالاموس ماده خاکستری مغز میانی
olive gray رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
beryllium فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
towhead کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
beige رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری
grisaille نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
gulls مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
gull مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
grivet نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
grey scale سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
grey matter بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
anti- روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
aliasing روش کاهش اثر لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها. 2-
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
composite video واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
blae ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
Rudbar شهر رودبار [این شهر در استان قزوین به بافت فرش در اندازه های مختلف و استفاد از پود سفید یا خاکستری یا صورتی شناخته شده است.]
log wood درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com