English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
bootstrap loader بارکننده خود راه انداز
Other Matches
average propensity to save میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
loader بارکننده
linking loader بارکننده پیوندی
loading routine روال بارکننده
resident loader بارکننده مقیم
relocating loader بارکننده جابجاگر
system loader بارکننده سیستم
absolute loader بارکننده مطلق
linkage loader بارکننده پیوندی
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
saving institutions موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
initials توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialling توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialled توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialing توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initialed توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
deflection board طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
aggregate saving پس انداز کل
ex post saving پس انداز
thrift پس انداز
irrigator اب انداز
ex ante saving پس انداز
forehanded پس انداز کن
saver پس انداز کن
savings پس انداز
deposits پس انداز
saving پس انداز
deposit پس انداز
discobolus دایره انداز
buttonhook دکمه انداز
bumpiness دست انداز
save money پس انداز کردن
bumpy <adj.> پر دست انداز
bank of deposit صندوق پس انداز
ejector بیرون انداز
ecbolic جنین انداز
salt away <idiom> پس انداز کردن
crapshooter طاس انداز
drivers راه انداز
driver راه انداز
dissaving پس انداز منفی
forced saving پس انداز اجباری
compulsory saving پس انداز اجباری
cannoneer توپ انداز
bank of deposit بانک پس انداز
scenes چشم انداز
abortifacient بچه انداز
parapet دست انداز
divisive تفرقه انداز
mouth-watering دهان آب انداز
outlook چشم انداز
lay-bys پس انداز کردن
lay-by پس انداز کردن
scene چشم انداز
traffickers پشت هم انداز
ballista سنگ انداز
road hole دست انداز
rough <adj.> پر دست انداز
parapets دست انداز
scenery چشم انداز
trafficker پشت هم انداز
actual saving پس انداز واقعی
lay by پس انداز کردن
saving rate نرخ پس انداز
rate of saving نرخ پس انداز
propensity to save گرایش به پس انداز
procrastinator تعویق انداز
private saving پس انداز خصوصی
postponer تاخیر انداز
permanent saving پس انداز دائمی
paysage چشم انداز
paradox of thrift تناقض پس انداز
net saving پس انداز خالص
negative saving پس انداز منفی
national saving پس انداز ملی
releaser راه انداز
retardant عقب انداز
spearman نیزه انداز
splitter نفاق انداز
savings bank صندوق پس انداز
springer کمند انداز
savings account حساب پس انداز
saving ratio نسبت پس انداز
saving motive انگیزه پس انداز
saving function تابع پس انداز
saving equation معادله پس انداز
saving bank بانک پس انداز
saving account حساب پس انداز
reverberative طنین انداز
mobilization of savings تجهیز پس انداز
mobilization of savings بسیج پس انداز
howitzer خمپاره انداز
hand rail دست انداز
to lay aside پس انداز کردن
to lay up پس انداز کردن
grenadier نارنجک انداز
torpedo tube اژدر انداز
footcloth پای انداز
foot cloth پای انداز
fluter چین انداز
fire teazer سوخت انداز
unsaved پس انداز نشده
firer سوخت انداز
thrift institutions موسسات پس انداز
initiator terminator راه انداز
missile man موشک انداز
missile launcher موشک انداز
stoker سوخت انداز
the t. صاعقه انداز
theory of saving نظریه پس انداز
line starter راه انداز خط
personal saving پس انداز شخصی
jaculator نیزه انداز
jack ketch طناب انداز
intriguer پشت هم انداز
intriguant پشت هم انداز
intrigant پشت هم انداز
feller درخت انداز
shoveled خاک انداز
provident bank صندوق پس انداز
prospecting چشم انداز
penny bank صندوق پس انداز
prospected چشم انداز
trustee savings bank صندوق پس انداز
prospect چشم انداز
fire teazer اتش انداز
perspectives چشم انداز
shovel خاک انداز
prospects چشم انداز
dustpans خاک انداز
dustpan خاک انداز
clearing banks بانک پس انداز
clearing bank بانک پس انداز
deposit accounts حساب پس انداز
deposit account حساب پس انداز
napkins پیش انداز
napkin پیش انداز
potholes دست انداز
pothole دست انداز
bump دست انداز
perspective چشم انداز
saved پس انداز کردن
save پس انداز کردن
scoops خاک انداز
scooping خاک انداز
scooped خاک انداز
scoop خاک انداز
panoramas چشم انداز
panorama چشم انداز
saves پس انداز کردن
scope چشم انداز
hookers قلاب انداز
hooker قلاب انداز
landscaping چشم انداز
landscapes چشم انداز
view چشم انداز
landscaped چشم انداز
landscape چشم انداز
thundering صاعقه انداز
mortars خمپاره انداز
bowlers توپ انداز
bowler توپ انداز
rocket launchers موشک انداز
rocket launcher موشک انداز
savings bank صندوق پس انداز
bumpy پر از دست انداز
bumpiest پر از دست انداز
bumpier پر از دست انداز
starters راه انداز
starter راه انداز
trappers تله انداز
overlooks چشم انداز
lookout چشم انداز
lookouts چشم انداز
mortar خمپاره انداز
sonorous طنین انداز
bombers بمب انداز
bomber بمب انداز
ringers طنین انداز
ringer طنین انداز
puddle دست انداز
catapults سنگ انداز
catapulting سنگ انداز
catapulted سنگ انداز
catapult سنگ انداز
firemen سوخت انداز
fireman سوخت انداز
trapper تله انداز
overlooking چشم انداز
overlooked چشم انداز
overlook چشم انداز
shovelling خاک انداز
puddles دست انداز
shovels خاک انداز
shovelled خاک انداز
shoveling خاک انداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com