English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
Other Matches
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
slatey شبیه سنگ لوح باریکه باریکه
slaty شبیه سنگ لوح باریکه باریکه
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
monocoque ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
slipe باریکه باریکه کردن سریدن
line amplifier تقویت کننده خط
regenerator تقویت کننده
magnifier تقویت کننده
subsidiary تقویت کننده
reinforcer تقویت کننده
subsidiaries تقویت کننده
amplifiers تقویت کننده
line repeater تقویت کننده خط
amplifire تقویت کننده
amplifier تقویت کننده
augmentor تقویت کننده
corroborator تقویت کننده
boosters تقویت کننده
booster تقویت کننده
preamplifier پیش تقویت کننده
magnifier تقویت کننده نور
amplifying valve لامپ تقویت کننده
magnetoresistive amplifier تقویت کننده مغناطیسی
voltage amplifier تقویت کننده ولتاژ
reinforcing stimulus محرک تقویت کننده
primary reinforcer تقویت کننده نخستین
sense amplifier تقویت کننده حسی
amplifire tube لامپ تقویت کننده
main amplifier تقویت کننده اصلی
input amplifier تقویت کننده اولیه
input amplifier تقویت کننده ورودی
repeater station مرکز تقویت کننده
energizer تقویت کننده ترمز
z axis amplifier تقویت کننده محور "زد"
secondary reinforcer تقویت کننده ثانوی
video amplifier تقویت کننده تصویری
relay amplifier تقویت کننده امدادی
multiplier دستگاه تقویت کننده
output amplifier تقویت کننده خروجی
multiplier تقویت کننده ولتسنج
feedback amplifier تقویت کننده فیدبک
terminal repeater تقویت کننده نهایی
differential amplifier تقویت کننده تفاضلی
transistors تقویت کننده کریستالی
sounder resonator تقویت کننده صدا
telephone repeater تقویت کننده تلفن
pulse amplifier تقویت کننده پالس
hydraulic booster unit تقویت کننده هیدرولیکی
audio amplifier تقویت کننده صوتی
operational amplifier تقویت کننده محاسباتی
operational amplifier تقویت کننده عملیاتی
fringing groove شیار تقویت کننده
transistor تقویت کننده کریستالی
image intensifier tube تقویت کننده تصویر
tube amplifier تقویت کننده لامپی
light amplifier تقویت کننده ی نور
magnetic amplifier تقویت کننده مغناطیسی
intermediate repeater تقویت کننده میانی
power amplifier تقویت کننده قدرت
microphone amplifier تقویت کننده میکروفن
intermediate amplifier تقویت کننده میانی
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
impluse amplifier تقویت کننده ضربه جریان
backlog ستون فقرات تقویت کننده
backlogs ستون فقرات تقویت کننده
x axis amplifier تقویت کننده محور ایکس
y axis amplifier تقویت کننده محور ایگرگ
generalized reinforcer تقویت کننده تعمیم یافته
reinforcing نیروی تقویتی تقویت کننده
telephone repeater valve لامپ تقویت کننده تلفنی
sound volume amplifier تقویت کننده شدت صوت
frequency selective amplifier تقویت کننده سلکتیو فرکانس
multi stage amplifier تقویت کننده چند طبقه
intensity amplifier تقویت کننده شدت روشنایی
intermediate frequency amplifier تقویت کننده فرکانس میانی
multiple amplifier تقویت کننده چند طبقه
telephone amplifying tube لامپ تقویت کننده تلفن
magnetic amplifier تقویت کننده مغناطیسی ترانسدورکتور
low frequency amplifier تقویت کننده فرکانس پایین
high frequency amplifier تقویت کننده فرکانس بالا
push pull amplifier تقویت کننده پوش- پول
low pass amplifier تقویت کننده پایین گذر
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
lat machine دستگاه تقویت کننده عضلههای پشت
x amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف افقی
y amplifier تقویت کننده با سیستم انحراف عمودی
cascade image intensifier تقویت کننده روشنی عکس یاشفافیت ان
zymosthenic تقویت کننده قدرت انزیم یادیاستاز
corroborative تایید کننده- موید- تقویت امیز
stereophonic دارای دستگاه تقویت کننده صوت از سه جهت
high fidelity amplifier امپلی فایرهای فا تقویت کننده باکیفیت عالی
video amplifier دستگاه یا مدار تقویت کننده فرکانسهای سمعی و بصری
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
positive economics شاخهای ازاقتصاد که دران پدیده هاانطوریکه وجود دارند موردبررسی قرارمیگیرند نه انطوریکه باید باشند
slab باریکه باریکه شدن
slabs باریکه باریکه شدن
barriers تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
test pilots خلبان ازمایش کننده هواپیما
test pilot خلبان ازمایش کننده هواپیما
barrier تورسیمی سد کننده حرکت هواپیما
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
adjustable stabilizer تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
joint filler نوارهایی که ازمواد قابل تراکم ساخته شده و پر کردن درزها به کارمیرود
marker circle دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
localizer انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
colminator تقویت کننده نور انتقال دهنده نور
transponder تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
harnessed نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
harnessing نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
harness نوارهایی که چتر باز و یامحموله را به چتر متصل میکند
landing gear چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdown تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdowns تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
air mileage indicator کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
aft قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
spoiler صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
space charter اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
slatted باریکه باریکه
necks باریکه
isthmuses باریکه
hair space باریکه
neck باریکه
strip باریکه
isthmus باریکه
slipe باریکه
bands باریکه
band باریکه
tracks باریکه
tracked باریکه
track باریکه
berm باریکه
berme باریکه
backwater باریکه اب
beam باریکه
beams باریکه
backwaters باریکه اب
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
isthmian وابسته به باریکه
sheer باریکه پل ناو
jog باریکه بیقاعدگی
jogged باریکه بیقاعدگی
strake باریکه زمین
isthmic وابسته به باریکه
jogging باریکه بیقاعدگی
ion beam باریکه یونی
splinters باریکه چوب
splintered باریکه چوب
splintering باریکه چوب
jogs باریکه بیقاعدگی
molecular beam باریکه مولکولی
tabs باریکه دادن به
panhandle زمین باریکه
mica strip باریکه میکا
slices تکه باریکه
slice تکه باریکه
panhandled زمین باریکه
slabs ورقه باریکه
splinter باریکه چوب
slab ورقه باریکه
electron beam باریکه الکترون
panhandles زمین باریکه
tab برگ باریکه
tab باریکه دادن به
panhandling زمین باریکه
tabs برگ باریکه
moment ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moments ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
garboard strake باریکه تحتانی ناو
steak باریکه گوشت کبابی
steaks باریکه گوشت کبابی
rib گچی لنگه باریکه
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com