English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
full load بار خارجی اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
Other Matches
positive externalities صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
wilson پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
nominal اسمی
nounal اسمی
onomastic اسمی
substantival اسمی
trinomial سه اسمی
denominative اسمی
rated اسمی
exchanged stabilization fund مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
rated candlepower شمع اسمی
ratings رژیم اسمی
ostensible شریک اسمی
nominal wage مزد اسمی
nominal voltage ولتاژ اسمی
nominal value مقدار اسمی
call price ارزش اسمی
rating رژیم اسمی
at par بقیمت اسمی
rated duty کار اسمی
rated quantity مقدار اسمی
par value ارزش اسمی
rated voltage ولتاژ اسمی
at par به قیمت اسمی
smee battery پیل اسمی
rated current جریان اسمی
nominal value قیمت اسمی
face value بهای اسمی
nominal income درامد اسمی
nominal scale مقیاس اسمی
nominal rating کار اسمی
nominal load بار اسمی
nominal partner شریک اسمی
nominal pitch گام اسمی
nominal price قیمت اسمی
face value ارزش اسمی
nominal price بهای اسمی
nominal size اندازه اسمی
nominal value ارزش اسمی
nominal cost هزینه اسمی
nominal diameter قطر اسمی
nominal data داده اسمی
nominal capital سرمایه اسمی
nominal value بهای اسمی
n.h.p. توان اسمی دستگاه
above par بالاتر از بهای اسمی
nominal value قیمت اسمی سهمی
it answers to its name اسمی است بامسمی
intermittent rating کار اسمی متناوب
gerunds اسمی که از اضافه کردن
voltage rating of a condenser ولتاژ اسمی خازن
gerund اسمی که از اضافه کردن
below par کمتر از بهای اسمی
below par کمتر از ارزش اسمی
continuous rating کار پیوسته اسمی
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
at par قیمت اسمی سند
indicated horsepower توان اسب اسمی دستگاه
asthmatic دچار تنگی نفس اسمی
nominal gross national product محصول ناخالص ملی اسمی
asthmatics دچار تنگی نفس اسمی
nominal horsepower توان اسب اسمی دستگاه
abjectival use of a noun استعمال اسمی به طور صفت
nominative indepdent اسمی که درحالت نداواقع شود
at par بقیمت اصلی برابرقیمت اسمی
bond discount تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
write down تنزل دادن بهای اسمی سهام
pentaptote اسمی که دارای پنج حالت باشد
debt discount تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
depreciation of currency کاهش قیمت اسمی سکه طلای استاندارد
at par قیمت ثابت انتقال ارز به بهای اسمی
His name is never mentioned anywhere . اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
write down یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
premiums مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premium مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
tolerances بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
cation یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
imparisyllabic دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
tolerance بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
nominative appositive اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
callable bond نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
face value مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
oblique case حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
back berm سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
abextra خارجی
gringo خارجی
international line خط خارجی
extern خارجی
exoteric خارجی
outboard خارجی
exogenous خارجی
outer خارجی
exterior خارجی
oversea خارجی
foreign خارجی
exotic خارجی
outward خارجی
gringos خارجی
exteriors خارجی
exosphere خارجی
external خارجی
outside خارجی
outsider خارجی
extras خارجی
externals خارجی
extraneous خارجی
extra خارجی
extra- خارجی
outsiders خارجی
outsides خارجی
peripheral خارجی
aliens خارجی
alien خارجی
external force نیروی خارجی
external load بار خارجی
external interrupt وقفه خارجی
external reperence ارجاع خارجی
external memory حافظه خارجی
external menory حافظه خارجی
external label برچسب خارجی
external reference ارجاع خارجی
external reference مرجع خارجی
external operation عملیات خارجی
external pressure فشار خارجی
external delay تاخیر خارجی
external cost هزینه خارجی
externalises خارجی کردن
externalising خارجی کردن
externalize خارجی کردن
external docuhentation مستندات خارجی
ectoparasite انگل خارجی
externalized خارجی کردن
externalizes خارجی کردن
externalizing خارجی کردن
concrete object عین خارجی
externalised خارجی کردن
foreign reserves ذخائر خارجی
external control کنترل خارجی
external command فرمان خارجی
exosphere قسمت خارجی جو
external benefits فواید خارجی
external armature ارمیچر خارجی
exterior varnish لاک خارجی
exterior varnish جلای خارجی
exterior ballistics بالیستیک خارجی
external circuit مدار خارجی
negative externalities زیانهای خارجی
foreign particle جسم خارجی
foreign loan وام خارجی
foreign law حقوق خارجی
foreign deposit سپرده خارجی
foreign currency ارز خارجی
foreign currencies پولهای خارجی
foreign bill برات خارجی
foreign aid کمک خارجی
foreign policy سیاست خارجی
foreign trade بازرگانی خارجی
load curve خم بار خارجی
inflow of foreign funds ورودسرمایههای خارجی
immission انتشار خارجی
imbody صورت خارجی
face نمای خارجی
faces نمای خارجی
foreign trade تجارت خارجی
external variable متغیر خارجی
external transaction معاملات خارجی
external thread دنده خارجی
external symbol علامت خارجی
external store انباره خارجی
external storage حافظه خارجی
external storage انباره خارجی
external sort جورکردن خارجی
externalities پی امدهای خارجی
externalities اثرات خارجی
externalization خارجی کردن
extrinsic factor عامل خارجی
extrinsic بیرونی خارجی
exteroceptive محرک خارجی
external security امنیت خارجی
outboard profile نیمرخ خارجی
overseas agent نماینده خارجی
incarnation صورت خارجی
outside power جریان خارجی
incarnations صورت خارجی
external combustion احتراق خارجی
loads بار خارجی
renvoi تبعیدشخص خارجی
guests انگل خارجی
guest انگل خارجی
acrotic بیرونی خارجی
actine قسمت خارجی
outside diameter قطر خارجی
superior planets سیارههای خارجی
spillover benefits منافع خارجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com