Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (11 milliseconds)
English
Persian
bumped
بار فشرده شده
Search result with all words
press
تاکتیک دفاعی فشرده
presses
تاکتیک دفاعی فشرده
reduce
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
pack
فشرده سازی
packs
فشرده سازی
portable
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
compressor
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
compressors
برنامه وسیله ایکه حاوی فشرده سازی داده است
zip
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipped
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zipping
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
zips
خصوصیت سه حرفی نام فایل که به فایل هایی داده میشود که حاوی داده فشرده هستند که توسط برنامه نرم افزاری PKZIP ایجاد شده است
depressed
فشرده شدن
dice
رقابت فشرده
diced
رقابت فشرده
dices
رقابت فشرده
dicing
رقابت فشرده
image
فشرده سایز داده یک تصویر
images
فشرده سایز داده یک تصویر
decompression
تبدیل یک تصویر یا فایل داده فشرده به حالتی که قابل دیدن شود
picture
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictured
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
pictures
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
picturing
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیوی DVI شرکت Intel
hovercraft
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
hovercrafts
رسانگری که با فشرده کردن هوا در زیر بالای سطح وبدون تماس با ان حرکت میکند
tar
سیستم فشرده سازی فایل روی کامپیوتر که سیستم عامل Unix را اجرا میکند
self-
فایل فشرده که حاوی برنامهای است که محتوای آن را از حالت فشرده در می آورد
compression
نرم افزار مقیم که داده را موقع نوشتن فشرده میکند و هنگام خواندن به حالت اولیه بر می گرداند
compact
جمع وجور فشرده
compact
فشرده کردن بهم متصل کردن
compact
بهم فشرده خلاصه
compact
روی دیسک فشرده را میدهد
compact
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacted
جمع وجور فشرده
compacted
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted
بهم فشرده خلاصه
compacted
روی دیسک فشرده را میدهد
compacted
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacting
جمع وجور فشرده
compacting
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting
بهم فشرده خلاصه
compacting
روی دیسک فشرده را میدهد
compacting
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacts
جمع وجور فشرده
compacts
فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts
بهم فشرده خلاصه
compacts
روی دیسک فشرده را میدهد
compacts
قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
massive
گنده فشرده
massive
ساختمان فشرده ماسیو
massively
گنده فشرده
massively
ساختمان فشرده ماسیو
laser
دیسک فشرده
lasers
دیسک فشرده
concise
لب گو فشرده ومختصر
squeeze
فشرده
squeezed
فشرده
squeezes
فشرده
squeezing
فشرده
disc
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
discs
مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
CD
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
CD
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
CDs
جعبه پلاستیکی مسط ح که برای نگهداری دیسک فشرده به کار می رود
CDs
دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
pcm
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
compressed
فشرده
production
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
packing
فشرده سازی
compress
هم فشرده کردن
compress
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
هم فشرده کردن
compresses
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
هم فشرده کردن
compressing
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
discrete
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
phalanx
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
phalanxes
دسته بهم فشرده پیاده نظام سنگین اسلحه
pneumatic
پرباد کار کننده باهوای فشرده دارای چرخ یا
icing
مسلح کردن بتون فشرده کردن فولاد
mode
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
modes
قالب کدگذاری دیسکهای فشرده
condensed
فشرده
condensed
به هم فشرده
congested
در هم فشرده
congested
فشرده انباشته شده بهم فشرده
photo finish
استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
intensive
فشرده
succinct
مجمل فشرده
strained
فشرده
adaptive channel allocation
استاندارد CCITT که بیان کننده یک روش برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتال است
ADPCM
استاندارد CCITT برای تبدیل سیگنال صوتی یا آنالوگ به سیگنال فشرده دیجیتالی
air compressor
هوای فشرده ساز
air lift
دستگاه ابکش با هوای فشرده
air turbine starter
استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
Other Matches
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
Intel
فناوری نرم افزاری ساخت intel که به کامپیوتر اجازه میدهد تا تصاویر ویدیویی فشرده را ذخیره و بازیابی کند با استفاده از روشهای فشرده سازی نرم افزاری
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
turbojet
توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
companding
دو فرآیندی که داده را پیش از ارسال یا ذخیره فشرده می کنند و سپس داده فشرده را به صورت اولیه ذخیره می کنند
n-key rollover
[این به این معنیست که هر کلید به طور کامل به طور مستقل توسط سخت افزار صفحه کلید اسکن شده، به طوری که هر فشرده شدن کلیدها به درستی صرفنظر از اینکه چگونه بسیاری از کلید های دیگر در حال فشرده شدن تشخیص داده شده اند]
compressive
فشرده
compactions
فشرده سازی
compact section
مقطع فشرده
compaction
فشرده سازی
compressed file
فایل فشرده
compressed air
هوای فشرده
compact disk
دیسک فشرده
coarctate
بهم فشرده
steel aloy
فولاد فشرده
cast iron
فولاد فشرده
cast up
فشرده کردن
alloy steel
فولاد فشرده
condensed type
نوع فشرده
repressed brick
اجر فشرده
packed decimal
دهدهی فشرده
seried
بهم فشرده
press board
مقوای فشرده
press part
بخش فشرده
package program
برنامه فشرده
mass practice
تمرین فشرده
condensive load
بار فشرده
ice crete
بتون فشرده
crushed
<adj.>
<past-p.>
فشرده شده
condensed type
چاپ فشرده
incompressible
فشرده نشدنی
fasciated
بهم فشرده
packed snow
برف فشرده شده
prestressed concrete
بتن پیش فشرده
repressed brick
اجر فشرده شده
principal types of foot
فشرده کننده آب سنگین
decompress
ناهم فشرده کردن
die pressed part
بخش فشرده حدیدهای
forced alternating current
جریان متناوب فشرده
laminated plastic material
ماده فشرده متورق
packed decimal
عدد اعشاری فشرده
packing density
تراکم فشرده سازی
pinch effect
اثر فشرده سازی
CD DA
روی دیسک فشرده
CD audio
روی دیسک فشرده
caisson foundation
پی سازی با هوای فشرده
condensed structural formula
فرمول ساختاری فشرده
compander
فشرده و نافشرده کننده
fractal
روش فشرده سازی تصاویر
compaction
فشرده سازی متراکم کردن
A crash language course .
دوره فشرده آموزش زبان
file compression utility
برنامه کمکی فشرده کردن فایل
to swot
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to mug up
[British E]
for an exam
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
to cram
فشرده درس خواندن
[برای امتحانی]
international file format
استاندارد فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-LD
pneumatic disatch
بردن بستههای امانتی بالوله بوسیله هوای فشرده
asymmetric video compression
استفاده از کامپیوتر قوی برای فشرده سازی تصویر
IFF
استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
CSLIP
گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
pic
الگوریتم فشرده سازی تصویر در سیستم ویدیو DVI شرکت Intel
blast hole drill
مته دورانی که با هوای فشرده خورده سنگها را ازسوراخ خارج میکند
CD quality
چیزی که میتواند کیفیت ضبط مشابه با دیسک فشرده داشته باشد
CD I
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
CD E
فرصتی که اجازه ضبط و پاک کردن داده را از دیسک فشرده میدهد
mdr
ثباتی در CPU که داده را پیش از پردازش یا حرکت به محلی از حافظه فشرده میکند
fractal
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
FIF
فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
JPEG++
حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
DoubleSpace
برنامه نرم افزاری که بخشی از DOS-MS است و باعث فشرده سازی دیسک میشود
DV I
سیستمی که نحوه فشرده سازی و نمایش سیگنالهای صوتی و تصویری روی کامپیوتر را نشان میدهد
Huffman code
کد فشرده سازی داده که حروف ای که اغلب نرخ می دهند فضای بیت کمتری اشغال می کنند
JPEG
استانداردی که نحوه ذخیره سازی تصاور گرافیکی را به صورت فشرده در فایل روی دیسک بیان میکند
DCC
نور مغناطیسی در یک جعبه فشرده که برای ذخیره سازی دادههای کامپیوتری یا سیگنالهای صوتی به صورت دیجیتالی به کار می رود
winchester disk
دیسک سخت با فرفیت بالا و فشرده که به صورت توکار در سیستم کامپیوتری وجود دارد و قابل حذف شدن نیست
pneumaticity
خاصیت بادی یا هوایی خاصیت چیزی که با هوای فشرده کار میکند
simm
تخته مدار کوچک و فشرده با یک لبه اتصال در امتداد یک لبه که قط عات حافظه فرفیت را حمل میکند
PLV
الگوریتم فشرده سای ویدیو با بالاترین کیفیت که با ترتیب ویدیو تمام متحرک DVI کار میکند
lossless compression
روشهای فشرده سازی تصویر که تعداد بیتهای هر پیکس در تصویر را کاهش میدهد بدون از دست دادن اطلاع یا کیفیت
DOR
سیگنال ذخیره شده به صورت دودویی روی سوراخهای کوچک روی سطح دیسک فشرده یا نوری که توسط لیزر قابل خواندن باشد
CD I
استانداردهای سخت افزار و نرم افزار که داده و تصویر و متن را روی یک دیسک فشرده ترکیب میکند و به کاربر اجازه میدهد تا با نرم افزاری که روی ROM-CD ذخیره شده است کار کند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com