Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (8 milliseconds)
English
Persian
loading
بار محموله
Search result with all words
manifest
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifested
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifesting
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifests
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
batch
یک محموله
batches
یک محموله
hurdle
دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
hurdles
دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
load
محموله
loads
محموله
freight
محموله
salvage
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvaged
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvages
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvaging
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
contraband
کالای قاچاق محموله قاچاق
shipment
محموله
shipments
محموله
cargo
محموله دریایی بار
cargo
محموله
cargo
محموله کشتی
cargoes
محموله دریایی بار
cargoes
محموله
cargoes
محموله کشتی
consignment
محموله مرسوله
consignment
محموله کالای ارسالی
consignment
محموله
consignments
محموله مرسوله
consignments
محموله کالای ارسالی
consignments
محموله
good
مال منقول محموله
jettison
به دریا ریزی محموله
jettisoned
به دریا ریزی محموله
jettisoning
به دریا ریزی محموله
jettisons
به دریا ریزی محموله
air bill
بارنامه محموله هوایی
air consignment
محموله هوایی
backload
محموله مراجعت
break bulk cargo
محموله بسته بندی شده
bulk cargo
محموله حجیم
cargo insurance
بیمه محموله
cargo manifest
افهارنامه شرح محموله کشتی
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
consignee
دریافت کننده محموله
consolidated vehicle table
فهرست خودروهای محموله در کشتی
damaged shipments
محموله خسارت دیده
freightage
محموله
jettison of cargo
محموله را به هنگام خطر به دریا ریختن
lading
محموله
return cargo
محموله برگشت
salvage money
جایزه نجات کشتی یا محموله
shipper
محموله کشتی
tallyman
مسئول کنترل محموله
tare and tret
وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
transhipment
انتقال محموله از یک وسیله نقلیه به وسیله نقلیه دیگر
transire
اجازه گمرک جهت انتقال محموله
unitized cargo
تک محموله
wrongshipped
محموله ایکه اشتباها" ارسال شده
shipment
[American]
محموله
consignment
محموله
delivery
محموله
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com