English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
verifier بازبینی کننده
Other Matches
auditing بازبینی
monitoring بازبینی
revise بازبینی
revises بازبینی
revising بازبینی
audited بازبینی
audit بازبینی
check-up بازبینی
verification بازبینی
inspection بازبینی
audits بازبینی
check-ups بازبینی
resurvey بازبینی
data verification بازبینی داده
inspection hole روزنه بازبینی
card verification بازبینی کارت
verifiable قابل بازبینی
parity checking بازبینی مقایسه
inspection بازرسی و بازبینی
verifying بازبینی کردن
verified بازبینی کردن
key verification بازبینی کلیدی
verifies بازبینی کردن
controls کنترل بازبینی
verify بازبینی کردن
controlling کنترل بازبینی
vertify بازبینی کردن
check-ups بازبینی کردن
check-up بازبینی کردن
control کنترل بازبینی
inspect ازمایش دقیق بازبینی
inspected ازمایش دقیق بازبینی
inspecting ازمایش دقیق بازبینی
inspects ازمایش دقیق بازبینی
Gun laws need to be revisited. قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
audited حسابرسی کردن بازبینی کردن
monitored بازبینی کردن نظارت کردن
audits حسابرسی کردن بازبینی کردن
auditing حسابرسی کردن بازبینی کردن
audit حسابرسی کردن بازبینی کردن
monitors بازبینی کردن نظارت کردن
monitor بازبینی کردن نظارت کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
benders خم کننده
bender خم کننده
squelcher له کننده
bidders کننده
bidder کننده
solver حل کننده
prattfall پچ پچ کننده
fillers پر کننده
prater پچ پچ کننده
squasher له کننده
deflective کج کننده
spurner رد کننده
filler پر کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
deletive حک کننده
tracker پی کننده
abjurer or abjuror کننده
noncommittal رد کننده
whisperer پچ پچ کننده
attacking تک کننده
fizzy کف کننده
skittish رم کننده
rebutter رد کننده
thinner کم کننده
commulator یک سو کننده
puffer پف کننده
refuser رد کننده
fluxing oil اب کننده
catterer پچ پچ کننده
trackers پی کننده
mauler له کننده
fillet پر کننده
ear-splitting کر کننده
refutatory رد کننده
refutative رد کننده
jaberer پچ پچ کننده
swooner غش کننده
doers کننده
surfy کف کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
filleted پر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com