English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
positive movement reflex بازتاب حرکت گرایشی
Other Matches
approach approach conflict تعارض گرایشی- گرایشی
gravitation نیروی گرایشی زمین
approach avoidance conflict تعارض گرایشی- اجتنابی
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
plantar reflex بازتاب کف پا
echoes بازتاب
echoed بازتاب
reflexes بازتاب
reflex بازتاب
reflexion بازتاب
echo بازتاب
reflector بازتاب
reflectors بازتاب
reflection بازتاب
echoing بازتاب
achilles jerk بازتاب اشیل
chain reflex بازتاب زنجیرهای
achilles reflex بازتاب اشیل
reflexology بازتاب شناسی
reflexogenous zones نواحی بازتاب زا
reflexivity بازتاب پذیری
bragg reflection بازتاب پراگ
reflex reserve پس مانده بازتاب
reflex circuit قوس بازتاب
flashbacks بازتاب اشعه
sucking reflex بازتاب مکیدن
righting reflex بازتاب تعادل
stretch reflex بازتاب کشیدگی
reflection angel زاویه بازتاب
angle of reflaction زاویه بازتاب
abdominal reflex بازتاب شکمی
spinal reflex بازتاب نخاعی
babinski reflex بازتاب بابینکسی
background reflection بازتاب زمینهای
tendon reflex بازتاب وتری
albedo توان بازتاب
salivary reflex بازتاب بزاقی
rossolimo reflex بازتاب روسولیمو
albedo نمار بازتاب
rooting reflex بازتاب گونه
static reflex بازتاب تعادل
flashback بازتاب اشعه
law of reflection قانون بازتاب
conditioned reflex بازتاب شرطی
reflex time زمان بازتاب
pupillary reflex بازتاب مردمک
prepotent reflex بازتاب غالب
cranial reflex بازتاب جمجمهای
crossed reflex بازتاب متنافر
reflection بازتاب اندیشه
plane of reflection صفحه بازتاب
ground return بازتاب زمینی
flexion reflex بازتاب خمش
orienting reflex بازتاب سوگیری
orientation reflex بازتاب سوگیری
negative movement reflex بازتاب گریز
mass reflex بازتاب کلی
reflection law قانون بازتاب
raster شبکه بازتاب
coefficient of reflection ضریب بازتاب
reflectivity بازتاب پذیری
reflects بازتاب دادن
reflectometer بازتاب سنج
reflection plane صفحه بازتاب
reflect بازتاب دادن
reflecting بازتاب دادن
reflection of light بازتاب نور
reflection grating توری بازتاب
reflectability بازتاب پذیری
reflection coefficient ضریب بازتاب
reflex arc قوس بازتاب
reflex arc کمان بازتاب
reflector buoy بویه بازتاب
reflex latency دوره نهفتگی بازتاب
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
irreflexive بی خیال بدون بازتاب
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
haab's pupillary reflex بازتاب مردمکی هاب
phasic stretch reflex بازتاب کشش مرحلهای
eye blink reflex بازتاب پلک زدن
consensual eye reflex بازتاب همخوان چشم
blinking reflex بازتاب پلک زدن
bechterev mendel reflex بازتاب بختریف- مندل
patellar reflex بازتاب پرش زانو
grasping reflex بازتاب چنگ زدن
cutaneous pupillary reflex بازتاب پوستی مردمک
startle reflex بازتاب یکه خوردن
audi بازتاب دیداری- شنیداری
cutaneous secretory reflex بازتاب تراوشی پوست
knee jerk reflex بازتاب پرش زانو
reflecting بازتاب یافتن بازتابیدن
reflect بازتاب یافتن بازتابیدن
reflects بازتاب یافتن بازتابیدن
unconditioned reflex بازتاب غیر شرطی
mirrors دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirror دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
stabile بدون حرکت بی حرکت
aerodynamics مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
rate of march سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
reflectance قابلیت بازتاب قابلیت انعکاس
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
hamilton's equations of motion معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
k day روز حرکت کاروان دریایی روز شروع حرکت کاروان
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
travels حرکت
stiller بی حرکت
behaviour حرکت
progress حرکت
geste حرکت
progressing حرکت
progresses حرکت
progressed حرکت
still بی حرکت
departures حرکت
movement حرکت
travel حرکت
traveled حرکت
demeanor حرکت
demeanour حرکت
stills بی حرکت
haviour حرکت
vapid بی حرکت
stock-still بی حرکت
departure حرکت
moveless بی حرکت
motionless بی حرکت
stillest بی حرکت
afloat در حرکت
agog در حرکت
shifts حرکت
shifted حرکت
shift حرکت
agoing در حرکت
running در حرکت
behavior حرکت
motioning حرکت
inert بی حرکت
ambulation حرکت
as you were حرکت از نو
motion حرکت
motioned حرکت
motions حرکت
animal حس و حرکت
animals حس و حرکت
immobile بی حرکت
locomotion حرکت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com