Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
ground return
بازتاب زمینی
Other Matches
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock
فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander
فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
ground signals
سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
army aircraft
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yams
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yam
سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
reflexion
بازتاب
echoing
بازتاب
reflectors
بازتاب
echoed
بازتاب
reflector
بازتاب
echo
بازتاب
reflexes
بازتاب
reflection
بازتاب
echoes
بازتاب
plantar reflex
بازتاب کف پا
reflex
بازتاب
reflection plane
صفحه بازتاب
reflectometer
بازتاب سنج
reflex arc
کمان بازتاب
reflector buoy
بویه بازتاب
reflectivity
بازتاب پذیری
flashbacks
بازتاب اشعه
reflectability
بازتاب پذیری
reflection coefficient
ضریب بازتاب
reflection grating
توری بازتاب
reflection of light
بازتاب نور
sucking reflex
بازتاب مکیدن
flashback
بازتاب اشعه
raster
شبکه بازتاب
reflex arc
قوس بازتاب
reflexogenous zones
نواحی بازتاب زا
salivary reflex
بازتاب بزاقی
rossolimo reflex
بازتاب روسولیمو
reflexology
بازتاب شناسی
rooting reflex
بازتاب گونه
abdominal reflex
بازتاب شکمی
achilles jerk
بازتاب اشیل
achilles reflex
بازتاب اشیل
spinal reflex
بازتاب نخاعی
righting reflex
بازتاب تعادل
reflexivity
بازتاب پذیری
reflex circuit
قوس بازتاب
reflex reserve
پس مانده بازتاب
reflex time
زمان بازتاب
angle of reflaction
زاویه بازتاب
albedo
توان بازتاب
albedo
نمار بازتاب
reflection angel
زاویه بازتاب
stretch reflex
بازتاب کشیدگی
static reflex
بازتاب تعادل
pupillary reflex
بازتاب مردمک
orienting reflex
بازتاب سوگیری
orientation reflex
بازتاب سوگیری
law of reflection
قانون بازتاب
babinski reflex
بازتاب بابینکسی
crossed reflex
بازتاب متنافر
background reflection
بازتاب زمینهای
mass reflex
بازتاب کلی
cranial reflex
بازتاب جمجمهای
conditioned reflex
بازتاب شرطی
bragg reflection
بازتاب پراگ
chain reflex
بازتاب زنجیرهای
reflection law
قانون بازتاب
reflection
بازتاب اندیشه
coefficient of reflection
ضریب بازتاب
prepotent reflex
بازتاب غالب
tendon reflex
بازتاب وتری
negative movement reflex
بازتاب گریز
plane of reflection
صفحه بازتاب
reflects
بازتاب دادن
flexion reflex
بازتاب خمش
reflecting
بازتاب دادن
reflect
بازتاب دادن
patellar reflex
بازتاب پرش زانو
grasping reflex
بازتاب چنگ زدن
knee jerk reflex
بازتاب پرش زانو
startle reflex
بازتاب یکه خوردن
haab's pupillary reflex
بازتاب مردمکی هاب
consensual eye reflex
بازتاب همخوان چشم
cutaneous pupillary reflex
بازتاب پوستی مردمک
irreflexive
بی خیال بدون بازتاب
cutaneous secretory reflex
بازتاب تراوشی پوست
unconditioned reflex
بازتاب غیر شرطی
psychogalvanic reflex
بازتاب گالوانیکی- روانی
pgr
بازتاب گالوانیکی- روانی
reflects
بازتاب یافتن بازتابیدن
reflex latency
دوره نهفتگی بازتاب
bechterev mendel reflex
بازتاب بختریف- مندل
audi
بازتاب دیداری- شنیداری
blinking reflex
بازتاب پلک زدن
reflect
بازتاب یافتن بازتابیدن
reflecting
بازتاب یافتن بازتابیدن
positive movement reflex
بازتاب حرکت گرایشی
eye blink reflex
بازتاب پلک زدن
phasic stretch reflex
بازتاب کشش مرحلهای
mirrors
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirrored
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirror
دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
landed a
زمینی
predial or prae
زمینی
sub astral
زمینی
sublunar
زمینی
terrestrial
زمینی
territorial
زمینی
sublunary
زمینی
terrene
زمینی
terraneous
زمینی
tellurian
زمینی
earth-bound
زمینی
earthly
زمینی
agrarian
زمینی
tumbling
زمینی
subaerial
رو زمینی
armies
نیرو زمینی
infernal regions
دیارزیر زمینی
hypogean
زیر زمینی
hypogeous
زیر زمینی
hypogeal
زیر زمینی
floor lamp
[American]
آباژور زمینی
land combat
نبرد زمینی
earth nut
بادام زمینی
gully
دالان زمینی
gullies
دالان زمینی
gulleys
دالان زمینی
land tail
بنه زمینی
land mine
مین زمینی
land forces
نیروی زمینی
mail gram
پست زمینی
army
نیرو زمینی
bonus pass
پاس زمینی
land force n
نیروی زمینی
groundling
گیاه زمینی
ground forces
نیروی زمینی
ground forces
نیروهای زمینی
ground speed
سرعت زمینی
ground liaison
رابط زمینی
floor lamps
[American]
آباژورهای زمینی
ground nut
بادام زمینی
ground observation
دیدبانی زمینی
ground observer
دیدبان زمینی
ground position
ایستگاه زمینی
ground position
موقعیت زمینی
ground return
برگشت زمینی
ground force
نیروی زمینی
ground fire
تیر زمینی
ground waves
امواج زمینی
ground wave
موج زمینی
standard lamp
[British]
آباژور زمینی
graze burst
ترکش زمینی
ground track
مسیر زمینی
ground surveillance
تجسس زمینی
ground circuit
مدار زمینی
ground surveillance
مراقبت زمینی
floor lamp
اباژور زمینی
monkey nut
بادام زمینی
potato
سیب زمینی
terrestrial
وضعیت زمینی
perigee
حضیض زمینی
terraqueous
زمینی ودریایی
army attache
وابسته زمینی
army general staff
ستادنیروی زمینی
peanuts
پسته زمینی
apogee
اوج زمینی
peanuts
بادام زمینی
peanut
پسته زمینی
terrain return
اکوی زمینی
standard lamps
[British]
آباژورهای زمینی
terrain corridor
دالان زمینی
peanut
بادام زمینی
earthy
زمینی دنیوی
tellurian matter
ماده زمینی
ground control
کنترل زمینی
potatoes
سیب زمینی
landmines
مین زمینی
landmine
مین زمینی
murphy
سیب زمینی
groundnuts
بادام زمینی
groundnut
بادام زمینی
terrestrial radiation
تابشهای زمینی
suberranean
زیر زمینی
antenna ground
انتن زمینی
praties
سیب زمینی
subterraneous
زیر زمینی
overland mail
پست زمینی
army forces
نیروهای زمینی
ground antenna
انتن زمینی
terrestrial refraction
شکست زمینی
earth antenna
انتن زمینی
tater
سیب زمینی
table water
سفره اب زیر زمینی
surface mission
ماموریت دفاع زمینی
ground visibility
میزان دید زمینی
subterranean roots
ریشههای زیر زمینی
rhizmatous
مانندساقه زیر زمینی
secretary of the army
وزیر نیروی زمینی
rootstock
ساقه زیر زمینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com