English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (38 milliseconds)
English Persian
review بازدید انتقاد کردن
reviewed بازدید انتقاد کردن
reviewing بازدید انتقاد کردن
reviews بازدید انتقاد کردن
Other Matches
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
criticizing انتقاد کردن
criticized انتقاد کردن
reviewed انتقاد کردن
criticises انتقاد کردن
tear down <idiom> انتقاد کردن
criticizes انتقاد کردن
reviewing انتقاد کردن
criticize انتقاد کردن
reviews انتقاد کردن
criticised انتقاد کردن
criticising انتقاد کردن
review انتقاد کردن
put down <idiom> انتقاد کردن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
flogs انتقاد سخت کردن
pull to pieces سخت انتقاد کردن
fustigate کوبیدن انتقاد کردن
flogged انتقاد سخت کردن
flog انتقاد سخت کردن
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
run down <idiom> انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
surveys بازدید کردن
reconnoitre بازدید کردن
reconnoitring بازدید کردن
revisit بازدید کردن
examine بازدید کردن
revisited بازدید کردن
surveyed بازدید کردن
reconnoitering بازدید کردن
revisiting بازدید کردن
reconnoitered بازدید کردن
survey بازدید کردن
reconnoiter بازدید کردن
reconnoitres بازدید کردن
reconnoiters بازدید کردن
to return a visit بازدید کردن
examined بازدید کردن
revisits بازدید کردن
reconnoitred بازدید کردن
see over بازدید کردن
examines بازدید کردن
examining بازدید کردن
overhauled سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhaul سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
to revisit the situation وضعیتی را بازدید کردن
to rehash something وضعیتی را بازدید کردن
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
surveys بررسی کردن بازدید
surveyed بررسی کردن بازدید
survey بررسی کردن بازدید
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
step in بازدید مختصر وکوتاهی کردن
gam گرد امدن بازدید کردن
to revisit something بازدید کردن چیزی [مجازی]
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
to revisit a subject of research سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
criticize انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing انتقاد کردن نکوهش کردن
criticises انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizes انتقاد کردن نکوهش کردن
rig the ship فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
criticisms انتقاد
criticalness انتقاد
censuring انتقاد
censure انتقاد
criticism انتقاد
censured انتقاد
censures انتقاد
fustigation انتقاد
critics انتقاد
reviewal انتقاد
critiques فن انتقاد
critique انتقاد
critique فن انتقاد
critiques انتقاد
animadversion انتقاد
critic انتقاد
critics انتقاد کننده
censurable انتقاد امیز
gaff انتقاد نفرین
critic انتقاد کننده
raillery سرزنش انتقاد
hypercritical مفرط در انتقاد
self criticism انتقاد از خود
verbalism انتقاد لفظی
hypercriticism افراط در انتقاد
book review انتقاد از کتاب
hatchet job انتقاد غرضآمیز
slashing criticism انتقاد سخت
dish out <idiom> انتقاد کوبنده
hatchet jobs انتقاد غرضآمیز
criticizable قابل انتقاد
criticizable انتقاد پذیر
diatribes انتقاد تلخ
critically از روی انتقاد
diatribe انتقاد تلخ
criticizing مورد انتقاد قراردادن
sacred cows شخص مصون از انتقاد
hypercritic انتقاد سخت وموشکافی
criticises مورد انتقاد قراردادن
hypercritically از روی انتقاد و مفرط
renouncer سرزنش و انتقاد کننده
criticize مورد انتقاد قراردادن
criticised مورد انتقاد قراردادن
sacred cow شخص مصون از انتقاد
criticizes مورد انتقاد قراردادن
criticising مورد انتقاد قراردادن
self critical انتقاد کننده از خود
draw fire <idiom> مورد انتقاد قرارگرفتن
criticized مورد انتقاد قراردادن
reviewal بازدید
visited بازدید
visit بازدید
examined بازدید
control بازدید
visits بازدید
revision بازدید
reviewing بازدید
examining بازدید
controls بازدید
examines بازدید
reviews بازدید
inspection بازدید
examine بازدید
review بازدید
controlling بازدید
revisions بازدید
surveying بازدید
reviewed بازدید
to be vulnerable [exposed] to criticism خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to incur a criticism مورد انتقاد واقع شدن
critique جلسه انتقاد بعد ازعملیات
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
to be under fire سخت مورد انتقاد قراردادن
critiques جلسه انتقاد بعد ازعملیات
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
inspection well چاه بازدید
visitors بازدید کننده
destination inspection بازدید در مقصد
spot check بازدید در محل
spot checks بازدید در محل
visitor بازدید کننده
man hole چاهک بازدید
location survey بازدید در محل
inspection shaft میله بازدید
home visit بازدید خانواده
certificate of survey گواهی بازدید
personnel monitoring بازدید پرسنلی
visited بازدید دیدار
barrier inspection بازدید ازموانع
visits بازدید دیدار
boarding call بازدید رسمی
boarding call دعوت به بازدید
visit بازدید دیدار
inspection بازدید معاینه
boarding visit بازدید پس دادن
inspection gallery دالان بازدید
pick to pieces سخت مورد انتقاد قرار دادن
monitors بازدید کار دستگاه
afterflight inspection بازدید بعد از پرواز
monitored بازدید کار دستگاه
monitor بازدید کار دستگاه
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
man hole دهانه بازدید ادم رو
visit of courtesy بازدید رسمی نظامی
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
official visit بازدید رسمی فرمانده
visitors from abroad بازدید کنندگان خارجی
perambulation دور زنی بازدید
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
check out equipment وسایل بازدید محل
barrier inspection بازدید کنار جاده
before flight inspection بازدید قبل از پرواز
lower criticism انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
man hole دریچه بازدید سوراخ ادم رو
If you criticize him, it's like a red rag to a bull. اگر از او [مرد] انتقاد بکنی زود بهش بر می خورد.
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
acerbic <adj.> انتقاد هوشندانه و در عین حال نسبتا ظالمانه از کسی یا چیزی
muster roll دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com