Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (9 milliseconds)
English
Persian
spot check
بازدید در محل
spot checks
بازدید در محل
location survey
بازدید در محل
Search result with all words
survey
بررسی کردن بازدید
survey
بازدید کردن
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
بررسی کردن بازدید
surveyed
بازدید کردن
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
بررسی کردن بازدید
surveys
بازدید کردن
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
review
بازدید
review
بازدید انتقاد کردن
review
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewed
بازدید
reviewed
بازدید انتقاد کردن
reviewed
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviewing
بازدید
reviewing
بازدید انتقاد کردن
reviewing
بازدید رسمی یاسان رسمی
reviews
بازدید
reviews
بازدید انتقاد کردن
reviews
بازدید رسمی یاسان رسمی
monitor
بازدید کار دستگاه
monitored
بازدید کار دستگاه
monitors
بازدید کار دستگاه
revision
بازدید
revisions
بازدید
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
perambulation
دور زنی بازدید
surveying
بازدید
control
بازدید
controlling
بازدید
controls
بازدید
refer
مراجعه کردن بازدید مجدد
referred
مراجعه کردن بازدید مجدد
refers
مراجعه کردن بازدید مجدد
revisit
بازدید کردن
revisited
بازدید کردن
revisiting
بازدید کردن
revisits
بازدید کردن
overhaul
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls
سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
examine
بازدید
examine
بازدید کردن
examined
بازدید
examined
بازدید کردن
examines
بازدید
examines
بازدید کردن
examining
بازدید
examining
بازدید کردن
reconnaissance
بازدید مقدماتی اکتشاف
reconnoitered
بازدید کردن
reconnoitering
بازدید کردن
reconnoiters
بازدید کردن
reconnoitre
بازدید کردن
reconnoitred
بازدید کردن
reconnoitres
بازدید کردن
reconnoitring
بازدید کردن
visitor
بازدید کننده
visitors
بازدید کننده
visit
بازدید دیدار
visit
بازدید
visited
بازدید دیدار
visited
بازدید
visits
بازدید دیدار
visits
بازدید
inspection
بازدید معاینه
inspection
بازدید
inspection
بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
showdown
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
saint
نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
saints
نوعی وسیله بازدید از وضع کار اقمار مصنوعی
afterflight inspection
بازدید بعد از پرواز
annual general inspection
بازدید عمومی سالیانه
barrier inspection
بازدید کنار جاده
barrier inspection
بازدید ازموانع
before flight inspection
بازدید قبل از پرواز
boarding call
بازدید رسمی
boarding call
دعوت به بازدید
boarding visit
بازدید پس دادن
certificate of survey
گواهی بازدید
check off list
برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
check out equipment
وسایل بازدید محل
destination inspection
بازدید در مقصد
gam
گرد امدن بازدید کردن
home visit
بازدید خانواده
inflight phase
مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
inspection arms
سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
inspection gallery
دالان بازدید
inspection gallery
دالان بازرسی گالری بازدید
inspection shaft
میله بازدید
inspection well
چاه بازدید
man hole
چاهک بازدید
man hole
دهانه بازدید ادم رو
man hole
دریچه بازدید سوراخ ادم رو
muster roll
دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
Other Matches
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
visiting correspondent
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
reviewal
بازدید
see over
بازدید کردن
reconnoiter
بازدید کردن
personnel monitoring
بازدید پرسنلی
to return a visit
بازدید کردن
official visit
بازدید رسمی فرمانده
visit of courtesy
بازدید رسمی نظامی
visitors from abroad
بازدید کنندگان خارجی
to rehash something
وضعیتی را بازدید کردن
to revisit the situation
وضعیتی را بازدید کردن
to revisit an issue
مسئله ای را بازدید کردن
drop by
<idiom>
بازدید از کسی با جایی
step in
بازدید مختصر وکوتاهی کردن
visit and search
بازدید و تجسس کردن ناو
to revisit something
بازدید کردن چیزی
[مجازی]
to revisit a subject of research
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
to revisit a criminal case
[judicial proceedings]
یک پرونده جنایی
[رسیدگی قضائی]
را بازدید کردن
rig the ship
فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com