English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (11 milliseconds)
English Persian
wheel measurement [ wheel measuring] بازرسی چرخ [سنجش چرخ]
Search result with all words
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
visitation بازرسی
visitation اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
visitations بازرسی
visitations اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
test شهادت گواهی بازرسی کردن
tested شهادت گواهی بازرسی کردن
tests شهادت گواهی بازرسی کردن
survey بازرسی
survey بازرسی کردن
surveyed بازرسی
surveyed بازرسی کردن
surveys بازرسی
surveys بازرسی کردن
audit بازرسی
audit بازرسی رسیدگی
audited بازرسی
audited بازرسی رسیدگی
auditing بازرسی
auditing بازرسی رسیدگی
audits بازرسی
audits بازرسی رسیدگی
check بازرسی کردن
check بازرسی شد
check امتحان کردن بازرسی
checked بازرسی کردن
checked بازرسی شد
checked امتحان کردن بازرسی
checks بازرسی کردن
checks بازرسی شد
checks امتحان کردن بازرسی
perambulation بازرسی
interrogate مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogated مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogating مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
search warrant حکم بازرسی و ورود
search warrants حکم بازرسی و ورود
control بازرسی
control بازرسی کردن
control بازرسی نظارت جلوگیری
controlling بازرسی
controlling بازرسی کردن
controlling بازرسی نظارت جلوگیری
controls بازرسی
controls بازرسی کردن
controls بازرسی نظارت جلوگیری
inquiries بازرسی
inquiry بازرسی
sight بازرسی کردن رویت کردن
sights بازرسی کردن رویت کردن
espied جاسوس بودن بازرسی کردن
espies جاسوس بودن بازرسی کردن
espy جاسوس بودن بازرسی کردن
espying جاسوس بودن بازرسی کردن
examine بازرسی کردن معاینه کردن
examine بازرسی
examine بازرسی کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
examined بازرسی
examined بازرسی کردن
examines بازرسی کردن معاینه کردن
examines بازرسی
examines بازرسی کردن
examining بازرسی کردن معاینه کردن
examining بازرسی
examining بازرسی کردن
probe میله بازرسی
probed میله بازرسی
probes میله بازرسی
manhole اطاقک بازرسی
manholes اطاقک بازرسی
examination بازرسی معاینه
examination بازرسی
examinations بازرسی معاینه
examinations بازرسی
detection بازیابی بازرسی
visit بازرسی
visited بازرسی
visits بازرسی
inspection بازرسی
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
inspection بازرسی و بازبینی
search تکاپو بازرسی
search بازرسی کردن
searched تکاپو بازرسی
searched بازرسی کردن
searches تکاپو بازرسی
searches بازرسی کردن
searchingly تکاپو بازرسی
searchingly بازرسی کردن
inspect بازرسی کردن تفتیش کردن
inspect بازرسی
inspect بازرسی کردن
inspect تحقیق بازرسی
inspected بازرسی کردن تفتیش کردن
inspected بازرسی
inspected بازرسی کردن
Other Matches
inspector general بازرسی بازرسی کل ارتش
cancel check firing فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
inspecting بازرسی
controllership بازرسی
cross examination بازرسی
examen بازرسی
inspects بازرسی
inspectorship بازرسی
searcher warrant اجازه بازرسی
inspected تحقیق بازرسی
unaudited <adj.> بازرسی نشده
survey report گزارش بازرسی
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
vidimus بازرسی حساب
to look over بازرسی کردن
checkup بازرسی کلی
unchecked <adj.> بازرسی نشده
inspecting بازرسی کردن
inspecting تحقیق بازرسی
certificate of survey گواهی بازرسی
for [your/our] inspection برای بازرسی
jerque بازرسی کشتی
check point نقطه بازرسی
investigating committee کمیته بازرسی
inspectional مربوط به بازرسی
committee of inquiry کمیته بازرسی
inquiry documents اسناد بازرسی
certificate of inspection گواهی بازرسی
magnetic inspection بازرسی مغناطیسی
seach بازرسی کردن
inspects بازرسی کردن
board of inspection and survey سازمان بازرسی
scrutineer بازرسی فنی
right of visit حق بازرسی و تفتیش
aircraft inspection بازرسی هواپیما
look over something <idiom> بازرسی کردن
martitime survey بازرسی دریائی
cargo checking بازرسی بار
inspection certificate گواهی بازرسی
to search after بازرسی کردن
identity control بازرسی شناسنامه
identity check بازرسی شناسنامه
inspects تحقیق بازرسی
to browse through بازرسی کردن
to rummage بازرسی کردن
unverified <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
untested <adj.> بازرسی نشده
to pick over بازرسی کردن و برگزیدن
non destructive inspection بازرسی غیر مخرب
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
scrutineering بازرسی فنی قایق
privateer فرمانده کشتی بازرسی
controllable قابل ممیزی یا بازرسی
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها
he was appointed to inspect it مامور شد ان را بازرسی کند
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
check sweeping بازرسی مین روبی
cleared without examination ترخیص بدون بازرسی
contractor inspection system سیستم بازرسی پیمانها
cwe ترخیص بدون بازرسی
inspective وابسته به تفتیش و بازرسی
cargo checking بازرسی کردن محمولات
input control unit واحد بازرسی ورودی
domiciliary visit بازرسی خانه شخص
FBI مخفف دفتر بازرسی فدرال
visitatorial وابسته به یادارای اختیار بازرسی
tech inspection بازرسی اتومبیلها پیش ازمسابقه
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
helical scanning بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
g man نماینده مخصوص دایره بازرسی
location survey بازرسی در جای اجناس درانبار
action letter فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
weight and balance sheet برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
geologize ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
The reporter was held at the checkpoint for several hours. خبرنگار چندها ساعت در محل بازرسی معطل شد.
target approach point اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
caveat emptor یعنی خریدارخود مسئول بازرسی کالائی که می خرد میباشد
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
check firing فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
look over بازرسی کردن صرف نظر کردن
inspecting بازرسی کردن تفتیش کردن
proctor نظارت کردن بازرسی کردن
inspects بازرسی کردن تفتیش کردن
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com