English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
cargo checking بازرسی کردن محمولات
Other Matches
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
cargo insurance بیمه محمولات
post matter محمولات پستی
cargo documentation ثبت محمولات کشتی
break bulk cargo محمولات تفکیک شده
detritus مواد خردوریز محمولات اب رودخانه
to look over بازرسی کردن
examine بازرسی کردن
controlling بازرسی کردن
to rummage بازرسی کردن
checked بازرسی کردن
to browse through بازرسی کردن
survey بازرسی کردن
control بازرسی کردن
search بازرسی کردن
examined بازرسی کردن
surveyed بازرسی کردن
examines بازرسی کردن
searches بازرسی کردن
surveys بازرسی کردن
searched بازرسی کردن
searchingly بازرسی کردن
examining بازرسی کردن
inspect بازرسی کردن
inspected بازرسی کردن
check بازرسی کردن
checks بازرسی کردن
look over something <idiom> بازرسی کردن
to search after بازرسی کردن
controls بازرسی کردن
inspecting بازرسی کردن
inspects بازرسی کردن
seach بازرسی کردن
to pick over بازرسی کردن و برگزیدن
checks امتحان کردن بازرسی
checked امتحان کردن بازرسی
check امتحان کردن بازرسی
espying جاسوس بودن بازرسی کردن
tests شهادت گواهی بازرسی کردن
espied جاسوس بودن بازرسی کردن
espies جاسوس بودن بازرسی کردن
tested شهادت گواهی بازرسی کردن
test شهادت گواهی بازرسی کردن
espy جاسوس بودن بازرسی کردن
look over بازرسی کردن صرف نظر کردن
geologize ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
inspector general بازرسی بازرسی کل ارتش
interrogated مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogate مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogating مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
interrogates مورد پرسش یا بازرسی قراردادن استنطاق کردن از
proctor نظارت کردن بازرسی کردن
inspects بازرسی کردن تفتیش کردن
sight بازرسی کردن رویت کردن
inspected بازرسی کردن تفتیش کردن
sights بازرسی کردن رویت کردن
examine بازرسی کردن معاینه کردن
inspect بازرسی کردن تفتیش کردن
examining بازرسی کردن معاینه کردن
examines بازرسی کردن معاینه کردن
examined بازرسی کردن معاینه کردن
inspecting بازرسی کردن تفتیش کردن
cargo tie down point محل مهار بار روی وسیله محل بستن محمولات
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
check register بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
cancel check firing فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
inspect بازرسی
visits بازرسی
visited بازرسی
cross examination بازرسی
inspection بازرسی
controls بازرسی
inspecting بازرسی
auditing بازرسی
perambulation بازرسی
audits بازرسی
audited بازرسی
visitation بازرسی
inspects بازرسی
audit بازرسی
inspectorship بازرسی
control بازرسی
controllership بازرسی
controlling بازرسی
inspected بازرسی
visitations بازرسی
visit بازرسی
examine بازرسی
examination بازرسی
checked بازرسی شد
examined بازرسی
examining بازرسی
examines بازرسی
examinations بازرسی
surveys بازرسی
survey بازرسی
checks بازرسی شد
check بازرسی شد
inquiry بازرسی
surveyed بازرسی
inquiries بازرسی
examen بازرسی
probe میله بازرسی
probed میله بازرسی
examination بازرسی معاینه
right of visit حق بازرسی و تفتیش
inspects تحقیق بازرسی
examinations بازرسی معاینه
inspecting تحقیق بازرسی
probes میله بازرسی
manhole اطاقک بازرسی
inspect تحقیق بازرسی
searcher warrant اجازه بازرسی
scrutineer بازرسی فنی
for [your/our] inspection برای بازرسی
inspected تحقیق بازرسی
inquiry documents اسناد بازرسی
manholes اطاقک بازرسی
audit بازرسی رسیدگی
searched تکاپو بازرسی
search تکاپو بازرسی
inspectional مربوط به بازرسی
inspection certificate گواهی بازرسی
unaudited <adj.> بازرسی نشده
inspection بازرسی و بازبینی
unchecked <adj.> بازرسی نشده
unevaluated <adj.> بازرسی نشده
unexamined <adj.> بازرسی نشده
uninspected <adj.> بازرسی نشده
audits بازرسی رسیدگی
searches تکاپو بازرسی
identity check بازرسی شناسنامه
identity control بازرسی شناسنامه
detection بازیابی بازرسی
audited بازرسی رسیدگی
searchingly تکاپو بازرسی
jerque بازرسی کشتی
survey report گزارش بازرسی
auditing بازرسی رسیدگی
investigating committee کمیته بازرسی
committee of inquiry کمیته بازرسی
untested <adj.> بازرسی نشده
checkup بازرسی کلی
magnetic inspection بازرسی مغناطیسی
certificate of survey گواهی بازرسی
vidimus بازرسی حساب
check point نقطه بازرسی
unverified <adj.> بازرسی نشده
certificate of inspection گواهی بازرسی
cargo checking بازرسی بار
board of inspection and survey سازمان بازرسی
martitime survey بازرسی دریائی
aircraft inspection بازرسی هواپیما
controls بازرسی نظارت جلوگیری
check sweeping بازرسی مین روبی
search warrant حکم بازرسی و ورود
controlling بازرسی نظارت جلوگیری
privateer فرمانده کشتی بازرسی
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
censorial مبنی بر بازرسی مطبوعات و
controllable قابل ممیزی یا بازرسی
control بازرسی نظارت جلوگیری
input control unit واحد بازرسی ورودی
scrutineering بازرسی فنی قایق
contractor inspection system سیستم بازرسی پیمانها
search warrants حکم بازرسی و ورود
inspective وابسته به تفتیش و بازرسی
cwe ترخیص بدون بازرسی
non destructive inspection بازرسی غیر مخرب
right of search حق بازرسی کشتی در دریاها
he was appointed to inspect it مامور شد ان را بازرسی کند
cleared without examination ترخیص بدون بازرسی
domiciliary visit بازرسی خانه شخص
location survey بازرسی در جای اجناس درانبار
g man نماینده مخصوص دایره بازرسی
helical scanning بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
tech inspection بازرسی اتومبیلها پیش ازمسابقه
FBI مخفف دفتر بازرسی فدرال
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
visitatorial وابسته به یادارای اختیار بازرسی
visitations اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
visitation اداره بازرسی ونظارت بر کار شرکتها
board of inspection and survey هیئت بازرسی کننده خسارات وضایعات
action letter فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
weight and balance sheet برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
checkpoint محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
target approach point اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
The reporter was held at the checkpoint for several hours. خبرنگار چندها ساعت در محل بازرسی معطل شد.
check-points محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
caveat emptor یعنی خریدارخود مسئول بازرسی کالائی که می خرد میباشد
bench check کارگاه مجهز به دستگاههای ازمایشی علامت نقطه بازرسی نقشه برداری
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
quadratic quotient search الگوریتم بازرسی کننده که به هنگام تست مکانهای بعدی جدول از یک ادرس دوگانه استفاده میکند
picture point نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
check firing فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
wheel measurement [ wheel measuring] بازرسی چرخ [سنجش چرخ]
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com