Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
English
Persian
sea borne commerce
بازرگانی دردریا
Other Matches
floating cargo
باری که دردریا است
sailable
قابل سواری دردریا
mine field
ناحیه مین گذاری شده دردریا
Only a drop in the bucket ( ocean) .
قطره ای دردریا است (بسیار نا چیز )
a drop in the ocean
<idiom>
قطره ای دردریا
[بسیار نا چیز]
[اصطلاح]
merchantry
بازرگانی
mercantile agent
بازرگانی
mercantile
بازرگانی
trading
بازرگانی
commercial
بازرگانی
emporetic
بازرگانی
commercial
<adj.>
بازرگانی
commerce
بازرگانی
traded
بازرگانی
trade
بازرگانی
corporate
[commercial]
<adj.>
بازرگانی
business
<adj.>
بازرگانی
relating to business
<adj.>
بازرگانی
for-profit
<adj.>
بازرگانی
chamber of commerce
اتاق بازرگانی
foreign trade
بازرگانی خارجی
idiograph
نشان بازرگانی
internal trade
بازرگانی داخلی
maritime commerce
بازرگانی دریایی
commercial policy
سیاست بازرگانی
commercial representative
نمایندگی بازرگانی
commercial revolution
انقلاب بازرگانی
commercial attache
وابسته بازرگانی
commercial tax
مالیات بازرگانی
business union
اتحادیه بازرگانی
chamber of trade
اتاق بازرگانی
domestic trade
بازرگانی داخلی
chamber of commerce
اطاق بازرگانی
mart
مرکز بازرگانی
trade secrets
اسرار بازرگانی
trade secret
اسرار بازرگانی
volume of trade
حجم بازرگانی
trade mark
علامت بازرگانی
trade deficit
کسری بازرگانی
quasi commercial
نیمه بازرگانی
quasi commercial
شبه بازرگانی
bilateral trade
بازرگانی دو طرفه
merchantman
کشتی بازرگانی
merchant marine
ناوگان بازرگانی
mercantilism
سیاست بازرگانی
union
<adj.>
اتحادیه بازرگانی
merchant bank
بانک بازرگانی
emporia
مرکز بازرگانی
emporium
مرکز بازرگانی
emporiums
مرکز بازرگانی
balance of trade
تراز بازرگانی
trades unions
اتحادیه بازرگانی
commercial bank
بانگ بازرگانی
trade unions
اتحادیه بازرگانی
merchant banks
بانک بازرگانی
commercial banks
بانکهای بازرگانی
trade union
اتحادیه بازرگانی
business
موسسه بازرگانی
bill exchange
برات بازرگانی
board of trade
هیئت بازرگانی
board of trade
وزارت بازرگانی
business fluctuations
نوسانات بازرگانی
business enterprise
بنگاه بازرگانی
businesses
موسسه بازرگانی
trade fair
نمایشگاه بازرگانی
trade fairs
نمایشگاه بازرگانی
business cycle
دور بازرگانی
jobbing
واسطه بازرگانی
commercially
از راه بازرگانی
business activity
فعالیت بازرگانی
broker
واسطه معاملات بازرگانی
trade journal
روزنامه یا مجله بازرگانی
maritime
وابسته به بازرگانی دریایی
brokered
واسطه معاملات بازرگانی
brokering
واسطه معاملات بازرگانی
master mariner
ناخدای کشتی بازرگانی
mentoring
مرشدی
[تجارت و بازرگانی]
ideograph
سمبل و علامت بازرگانی
brokers
واسطه معاملات بازرگانی
business economics
علم اقتصاد بازرگانی
commercial intercourse
معامله یا مراوده بازرگانی
business transaction
داد و ستد بازرگانی
hanse
اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
firm
کارخانه موسسه بازرگانی
firmer
کارخانه موسسه بازرگانی
firmest
کارخانه موسسه بازرگانی
firms
کارخانه موسسه بازرگانی
business
کسب و کار بازرگانی
businesses
کسب و کار بازرگانی
business cycle
دور فعالیت بازرگانی
retail centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
micro-economics
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
microeconomics
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
dealing
مکاتبات و ارتباط دوستانه یا بازرگانی
mentoring
مربی بودن
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
chamber of commerce
اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
hermes
خدای بازرگانی ودزدی وسخنوری
stapling
اساسی مرکز بازرگانی عمده
stapled
اساسی مرکز بازرگانی عمده
staple
اساسی مرکز بازرگانی عمده
shopping mall
[American]
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
emporia
جای بازرگانی مرکز فروش
overseas trade fair
نمایشگاه بین المللی بازرگانی
emporium
جای بازرگانی مرکز فروش
clearing agreement
موافقتنامه بازرگانی بین دوکشور
indiaman
کشتی ای که در بازرگانی باهندبکار میرود
industries and mines
اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
international chamber of commerce
اتاق بازرگانی بین المللی
interstate commerce
بازرگانی در میان ایالتهای یک کشور
jaycee
عضو اطاق بازرگانی جوانان
foreign trade multiplier
ضریب فزاینده بازرگانی خارجی
mercantilism
سیاست موازنه بازرگانی کشور
emporiums
جای بازرگانی مرکز فروش
retail centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
bounties
تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
dromond
کشتی جنگی یا بازرگانی قرون وسطی
curb market
[American E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
board
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
lawmerchant
قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
kerb market
[British E]
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
over-the-counter market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
outside market
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
commercialization
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
polacre
کشتی دکلی بازرگانی دردریای مدیترانه
polacca
کشتی دکلی بازرگانی دردریاهای مدیترانه
boarded
هیئت بازرگانی تخته بندی کردن
longboat
بزرگترین قایق داخل کشتی بازرگانی
over-the-counter trading of securities
بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
the open door
ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
supercargo
مباشر کارهای بازرگانی وفروش کالا در کشتی
long boat
بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
favorable balance of trade
موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
inland duty
حقوقی که از بازرگانی دردرون کشور گرفته میشود
galleon
کشتی بادبانی بازرگانی یاجنگی اسپانیولی قرن پانزدهم
galleons
کشتی بادبانی بازرگانی یاجنگی اسپانیولی قرن پانزدهم
low-tech
وابسته به شرکتها و نظام های بازرگانی متکی به کم فنآوری
imperial institute
بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
convoy
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoys
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
comdex
نمایشگاه بازرگانی کامپیوترهای بزرگ در امریکا و سایر کشورها کامدکس processing Data municationand
e f t a (european free trade association
فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
letter of marque
پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
international commercial terms (incoterm
قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com