Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
recoveries
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
recovery
بازیابی اخراجات جمع اوری وسایل
Other Matches
battlefield recovery
اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
recovering
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovers
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
salvage group
گروه بازیابی وسایل
stack
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks
جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacked
جمع اوری و منظم کردن وسایل
reclamation
تقاضای خسارت تعمیرمجدد و به پای کار اوردن وسایل بازیابی مجدد
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
fetches
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
fetched
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
fetch
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند
proteranthy
گل اوری قبل از برگ اوری
evacuation
اخراجات
recovers
اخراجات کردن
wreckers
کامیون اخراجات
wrecker
کامیون اخراجات
recover
اخراجات کردن
medical recovery
اخراجات پزشکی
recovery procedures
روشهای اخراجات
chain of evacuation
سیستم اخراجات
recovering
اخراجات کردن
area evacuation
اخراجات منطقهای
beach gear
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
cpu
سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
prevention of stripping
ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
querying
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
query
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
recoverable item
وسیله قابل اخراجات
evacuation policy
خط مشی اخراجات پزشکی
crash dolly
جرثقیل چرخدار اخراجات
evacuation convoy
کاروان اخراجات دریایی
tackled
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
mounting
وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
battlefield evacuation
اخراجات پزشکی از میدان نبرد
tank recovery vehicle
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
excess property
وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
jahemmy
جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
QBE
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
channeled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
maps
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
map
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
computation of replacement factors
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
dispersal lays
محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
pioneer tools
وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
landing aids
وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
cryptoancillary equipment
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic issue items
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
flying crane
هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
recoveries
بازیابی
recovery
بازیابی
salvaging
بازیابی
salvages
بازیابی
retrieval
بازیابی
salvage
بازیابی
salvaged
بازیابی
retrieval code
رمز بازیابی
detection
بازیابی بازرسی
false retrieval
بازیابی کاذب
pull instruction
دستورالعمل بازیابی
recovery procedures
روشهای بازیابی
retrieved
بازیابی کردن
retrieve
بازیابی کردن
retrieves
بازیابی کردن
acid reclaim
بازیابی اسید
at the expense of recovery
در هزینه های بازیابی
document retrieval
بازیابی سند
message retrieval
بازیابی پیام
energy regeneration
بازیابی انرژی
ir
بازیابی اطلاعات
information retrieval
بازیابی اطلاعات
nickel recovery
بازیابی نیکل
gas recovery
بازیابی بنزین
grease trap
بازیابی چربی
data retrieval
بازیابی داده ها
recover
بهبود یافتن بازیابی
acid recovery plant
کارگاه بازیابی اسید
bibliographic retrieval service
سرویس بازیابی کتابشناسی
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
information retrieval system
سیستم بازیابی اطلاعات
recovering
بهبود یافتن بازیابی
acid restoring plant
کارگاه بازیابی اسید
recovers
بهبود یافتن بازیابی
sulfur recovery unit
واحد بازیابی گوگرد
information and storage and retrieval
ذخیره و بازیابی اطلاعات
pull
بازیابی داده از پشته
pulls
بازیابی داده از پشته
kits
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kit
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
second wind
بازیابی وضع عادی تنفس
to recover a body from the wreckage
بازیابی کردن لاشه ای از خرابه
information storage and retrieval
بازیابی و ذخیره سازی اطلاعات
supplementation
پس اوری
reproductions
هم اوری
competition
هم اوری
reproduction
هم اوری
rivalries
هم اوری
supplementation
هم اوری
competitions
هم اوری
rivalry
هم اوری
immediate
عملوندی که همزمان با دستور بازیابی میشود.
map
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه
maps
بازیابی داده و نمایش آن به صورت نقشه
reads
بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
high fidelity music reproducing system
سیستم بازیابی موسیقی باکیفیت عالی
backward
بازیابی داده از سیستم آسیب دیده
read
بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
operand
عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
mass storage
ذخیره و بازیابی حجم بزرگ داده
titillation
غلغلک اوری
harassment
بستوه اوری
accumulation
جمع اوری
accumulations
جمع اوری
gatherings
گرد اوری
procurement
بدست اوری
symbolization
نماد اوری
stigmatism
ننگ اوری
justifications
دلیل اوری
assemblage
جمع اوری
assemblages
جمع اوری
resuscitation
بهوش اوری
childbearing
بچه اوری
obtainment
بدست اوری
nauseousness
تهوع اوری
enucleation
مغزبیرون اوری
lethality
مرگ اوری
exemplification
نمونه اوری
exemplification
مثال اوری
ingathering
فراهم اوری
justification
دلیل اوری
odontiasis
دندان در اوری
sporogony
هاگ اوری
salivation
بزاق اوری
reproductivity
استعداد هم اوری
gathering
گرد اوری
innovate
نو اوری کردن
innovated
نو اوری کردن
innovates
نو اوری کردن
innovating
نو اوری کردن
boring
ملال اوری
prosaicness
کسالت اوری
productiveness
بار اوری
perniciousness
زیان اوری
food gathering
خوراک اوری
staging
برصحنه اوری
collections
جمع اوری
collection
جمع اوری
malignancy
زیان اوری
fetches
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
retrieve
بازیابی اطلاعات ازفایل یا وسیله ذخیره سازی
fetch
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
backwards
بازیابی داده از سیستمی که آسیب دیده است
retrieved
بازیابی اطلاعات ازفایل یا وسیله ذخیره سازی
reads
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
station
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
retrieves
بازیابی اطلاعات ازفایل یا وسیله ذخیره سازی
stationed
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
read
ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
stations
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
basic
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
selects
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
basics
روش ذخیره و بازیابی بلاکهای داده به ترتیب
fetched
دستوری که دستور بعدی حافظه را بازیابی میکند
selected
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
select
یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
R/W cycle
ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
data capturing
جمع اوری داده
cull
جمع اوری کردن
conglobation
گردشدگی- گرد اوری
outbreeding
برون زاد اوری
cumulation
جمع اوری انباشتگی
rake
جمع اوری کردن
musters
جمع اوری کردن
antagonism
هم اوری اصل مخالف
culled
جمع اوری کردن
paragraph assembly
جمع اوری پاراگراف
deposit collection
جمع اوری سرمایه
stemless
فاقداستعداد ساقه اوری
culls
جمع اوری کردن
culling
جمع اوری کردن
data gathering
جمع اوری داده
data gathering
جمع اوری داده ها
data gathering
گرد اوری داده ها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com