Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English
Persian
racket games
بازیهای راکتدار
Other Matches
olympics
بازیهای المپیک
field games
بازیهای میدانی
plympic games
بازیهای المپیک
court games
بازیهای محوطهای
computerized game playing
بازیهای کامپیوتری
games
بازیهای المپیک
asian games
بازیهای اسیایی
youth sports
بازیهای جوانان
net games
بازیهای توردار
team tennis
بازیهای مختلف تنیس
winter olympic
بازیهای المپیک زمستانی
pan american games
بازیهای ملتهای امریکایی
party politics
سیاست بازیهای حزبی
amusement arcade
سالن بازیهای الکترونیکی
olympiad
جشنهای بازیهای المپیک
tracks
زمین بازیهای میدانی
goal games
بازیهای دروازه دار
match
رویارویی بازیهای دو جانبه
matches
رویارویی بازیهای دو جانبه
track
زمین بازیهای میدانی
ball park
زمین بازیهای با توپ
tracked
زمین بازیهای میدانی
olympian
شرکت کننده بازیهای المپیک
courtesy runner
بازیگر سهیم در بازیهای غیررسمی
queen of
دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
groundhopper
[British English]
طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور
[از خانه]
تیم خود را دیدار میکند.
roughhouse
بازیهای خرکی و پر سر وصدا بین ساکنان یک اطاق بازی خرکی و پر سر وصداکردن
democratic comiteism
سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com