English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English Persian
server بازیکنی که توپ را میزند
Other Matches
rounder کسی که دور میزند
roundsman کسی که گشت میزند
it stings the conscience وجدان را نیش میزند
he rows 0 to the minute او دقیقهای سی پارو میزند
he does nothing but talk فقط حرف میزند
bassist کسی که ویلون سل میزند
he coins money گویی پول سکه میزند
soliloquizer کسیکه باخود حرف میزند
the horse refuses the fence اسب از پر چین عقب میزند
soliloquist کسیکه باخود حرف میزند
It makes my stomach turn [over] . <idiom> دلم را به هم میزند. [اصطلاح روزمره]
milk walk گشتی که شیر فروش میزند گشت
pone کسیکه ورق بازی رابر میزند
smatterer کسیکه از روی بی اطلاعی حرف میزند
cruisers کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
cruiser کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
get what's coming to one <idiom> هرکسی نوع رفتار را خودش رقم میزند
that is an offences to moralit لطمه به خلاق میزند درعالم اخلاق خطاست
sprayed ترشح قطرات ریز باران که بادانراباطراف میزند
spraying ترشح قطرات ریز باران که بادانراباطراف میزند
sprays ترشح قطرات ریز باران که بادانراباطراف میزند
wing گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
spray ترشح قطرات ریز باران که بادانراباطراف میزند
gold digger زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
winging گروه هوایی هر چیزی که هوا را برهم میزند
card sharps قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
obstruction guard میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
card sharp قمارباز ماهری که ورق جور میکند و برگ میزند
wisecracker کسیکه حرف کنایه داریا شوخی امیز میزند
iam impatient to go دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
talk someone's ear off <idiom> آنقدر حرف میزند که انگاری سرگنجشک خورده [اصطلاح روزمره]
malingerer سربازیاملوانی که خود رابناخوشی میزند و از زیر کارشانه خالی میکند
malingerers سربازیاملوانی که خود رابناخوشی میزند و از زیر کارشانه خالی میکند
flagellant کسیکه برای بخشودگی ازگناهان بخود شلاق میزند موجود یا انگل تاژک دار
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
smatterer کسیکه بریده بریده حرف میزند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com