Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
homeling
بازیگر خودی
Other Matches
batteries
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
battery
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
friendlier
خودی
friendlies
خودی
friendliest
خودی
friendly
خودی
friendliest
نیروی خودی
friendly
نیروی خودی
friendlies
نیروی خودی
spontaneous
خود به خودی
friendlier
نیروی خودی
insiders
خودی خودمانی
insider
خودی خودمانی
we group
گروه خودی
in group
گروه خودی
internal heating
گرمایش خودی
chicks
هواپیمای خودی
spontaneity
خود به خودی
own goal
گل به دروازه خودی
own goals
گل به دروازه خودی
self directed
پیش خودی
familiar
مانوس خودی
upcourt
سبد خودی
home
زمین خودی
homes
زمین خودی
blue forces
نیروهای خودی
relative
خودی نسبی
friendly forces
نیروهای خودی
friendly state
کشور خودی
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
spontaneous recovery
بهبود خود به خودی
spontaneous remission
بهبود خود به خودی
To assert oneself . To display ones merit .
خودی را نشان دادن
interference
مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
shore duty
ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
critical build up resistance
مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
ingross
جمع اوری کردن نیروی خودی
smoke screen
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
mix up, caution
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
short round
گلولهای که اشتباها روی قوای خودی فرود می اید
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
warned exposed
قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
icing
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
dispatch route
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
squawking
در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
squawks
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hovering acts
قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
manipulative deception
تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
touchdowns
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdown
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
enemy alien
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
booter
بازیگر
puppeteer
بازیگر
puppeteers
بازیگر
mummer
بازیگر
fielder
بازیگر
player
بازیگر
actors
بازیگر
actor
بازیگر
stager
بازیگر
performing
بازیگر
backman
بازیگر مدافع
uncovered
بازیگر مهانشده
duffers
بازیگر متوسط
come back
بازگشت بازیگر
homebrew
بازیگر محلی
homebred
بازیگر محلی
duffer
بازیگر متوسط
headhunter
بازیگر خشن
oddsmaker
بازیگر شاخص
hattrick
بازیگر سه گله
hatchetman
بازیگر خشن
player's number
شماره بازیگر
body checker
بازیگر تنه زن
veteran
بازیگر با تجربه
veterans
بازیگر با تجربه
dubs
بازیگر ضعیف
protagonists
بازیگر عمده
backup
جانشین بازیگر
protagonist
بازیگر عمده
dubbed
بازیگر ضعیف
extra cover
بازیگر بل گیر
halfback
بازیگر میانی
club player
بازیگر باشگاهی
ball player
بازیگر با توپ
laxman
بازیگر لاکراس
leading lady or man
بازیگر عمده
dub
بازیگر ضعیف
subs
تعویض بازیگر
tennist
بازیگر تنیس
substituted
تعویض بازیگر
substituting
بازیگر ذخیره
substituting
تعویض بازیگر
free
بازیگر ازاد
numbers
شماره بازیگر
number
شماره بازیگر
third home
بازیگر مهاجم
outside forward
بازیگر گوش
wingers
بازیگر گوش
sand bagger
بازیگر گول زن
substituted
بازیگر ذخیره
substitute
تعویض بازیگر
substitute
بازیگر ذخیره
cricketers
بازیگر کریکت
cricketer
بازیگر کریکت
mans
بازیگر تیم
man
بازیگر تیم
tragedienne
بازیگر تراژدی
wingman
بازیگر گوش
walk-on
بازیگر فرعی
frees
بازیگر ازاد
freeing
بازیگر ازاد
freed
بازیگر ازاد
second string
بازیگر ذخیره
ride the bench
بازیگر ذخیره
poloist
بازیگر واترپولو
skull
ضربه به سر بازیگر
skulls
ضربه به سر بازیگر
sub
بازیگر ذخیره
send-offs
اخراج بازیگر
send-off
اخراج بازیگر
send off
اخراج بازیگر
sub
تعویض بازیگر
outed
اخراج بازیگر
out-
اخراج بازیگر
out
اخراج بازیگر
subs
بازیگر ذخیره
winger
بازیگر گوش
activating
بازگشت بازیگر به زمین
flankerback
بازیگر میانی جناح
cuts
حذف بازیگر پس ازازمایش
activated
بازگشت بازیگر به زمین
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
equipment bag
ساک دستی بازیگر
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
activates
بازگشت بازیگر به زمین
center back
بازیگر میانی خط عقب
caddy
حامل وسایل بازیگر
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
enforcer
بازیگر انتقامجوی خشن
baseliner
بازیگر انتهای زمین
baseballer
بازیگر بیس بال
center forward
بازیگر نوک حمله
body check
سد کردن بازیگر توپدار
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
favorite
بازیگر یا تیم محبوب
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
double foul
خطای هم زمان دو بازیگر
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
bowling bag
ساک بازیگر بولینگ
pull
بیرون کشیدن بازیگر
theater
تماشاخانه بازیگر خانه
caddying
حامل وسایل بازیگر
hurler
بازیگر هاکی ایرلندی
sit out
خودداری بازیگر از تمدیدقرارداد
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
shamateurism
استفاده از بازیگر اماتورقلابی
free agent
بازیگر بدون قرارداد
free agents
بازیگر بدون قرارداد
caddies
حامل وسایل بازیگر
caddie
حامل وسایل بازیگر
breakaway
حمله یک یا چند بازیگر
off wing
محل بازیگر گوش
blacks
بازیگر دوم شطرنج
blackest
بازیگر دوم شطرنج
blacker
بازیگر دوم شطرنج
blacked
بازیگر دوم شطرنج
caddied
حامل وسایل بازیگر
black
بازیگر دوم شطرنج
pantomimist
بازیگر نمایش صامت
specialty teamer
بازیگر تیم ذخیره
import
بازیگر خارجی تیم
imported
بازیگر خارجی تیم
whitest
بازیگر نخست شطرنج
whiter
بازیگر نخست شطرنج
theaters
تماشاخانه بازیگر خانه
theatre
تماشاخانه بازیگر خانه
theatres
تماشاخانه بازیگر خانه
white
بازیگر نخست شطرنج
cut
حذف بازیگر پس ازازمایش
activate
بازگشت بازیگر به زمین
internationals
بازیگر بین المللی
international
بازیگر بین المللی
drafted
بازیگر جدید تیم
importing
بازیگر خارجی تیم
depths
بازیگر سرنوشت ساز
drafts
بازیگر جدید تیم
draft
بازیگر جدید تیم
depth
بازیگر سرنوشت ساز
taxi squadder
بازیگر عضو گروه قراردادی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com