Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
English
Persian
substitute
بازیگر ذخیره
substituted
بازیگر ذخیره
substituting
بازیگر ذخیره
sub
بازیگر ذخیره
subs
بازیگر ذخیره
ride the bench
بازیگر ذخیره
second string
بازیگر ذخیره
Search result with all words
specialty teamer
بازیگر تیم ذخیره
Other Matches
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
associative storage
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
CD
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs
DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
volume
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volumes
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label
برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
storage
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
mass storage
وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
permanent
فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
highs
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
mail box
فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
volatile memory
حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
mailboxes
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailbox
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
reservoir
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoirs
سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
softer
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
read
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
softest
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
reads
گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
soft
نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
bubble memory
روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
macbinary
سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
RLL encoding
روش سریع وکارای ذخیره داده روی دیسک که تغییرات در اجرای بیتهای داده ذخیره می شوند
fifo
روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
downloadable
نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
databank
1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
prodos
سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
registers
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registering
ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
swops
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
stacks
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
circulating
چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
balanced mobilization
بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
documented
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documenting
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document
نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
dims
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dim
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
run length limited encoding
روش سریع و کارای ذخیره سازی داده روی دیسک که تغییرات روی بیتهای داده ذخیره می شوند
performing
بازیگر
puppeteer
بازیگر
puppeteers
بازیگر
mummer
بازیگر
player
بازیگر
actors
بازیگر
fielder
بازیگر
stager
بازیگر
actor
بازیگر
booter
بازیگر
storage
فضای ذخیره سازی داده که بیشتر از یک میلیون میلیون بیت داده میتواند ذخیره کند
veteran
بازیگر با تجربه
protagonists
بازیگر عمده
sub
تعویض بازیگر
protagonist
بازیگر عمده
outside forward
بازیگر گوش
winger
بازیگر گوش
wingers
بازیگر گوش
out
اخراج بازیگر
substituting
تعویض بازیگر
sand bagger
بازیگر گول زن
extra cover
بازیگر بل گیر
outed
اخراج بازیگر
backup
جانشین بازیگر
send off
اخراج بازیگر
send-off
اخراج بازیگر
send-offs
اخراج بازیگر
veterans
بازیگر با تجربه
ball player
بازیگر با توپ
out-
اخراج بازیگر
backman
بازیگر مدافع
skull
ضربه به سر بازیگر
skulls
ضربه به سر بازیگر
dub
بازیگر ضعیف
body checker
بازیگر تنه زن
mans
بازیگر تیم
man
بازیگر تیم
walk-on
بازیگر فرعی
laxman
بازیگر لاکراس
leading lady or man
بازیگر عمده
wingman
بازیگر گوش
come back
بازگشت بازیگر
club player
بازیگر باشگاهی
homeling
بازیگر خودی
homebrew
بازیگر محلی
homebred
بازیگر محلی
headhunter
بازیگر خشن
uncovered
بازیگر مهانشده
cricketers
بازیگر کریکت
cricketer
بازیگر کریکت
duffers
بازیگر متوسط
duffer
بازیگر متوسط
dubbed
بازیگر ضعیف
hatchetman
بازیگر خشن
hattrick
بازیگر سه گله
dubs
بازیگر ضعیف
halfback
بازیگر میانی
number
شماره بازیگر
numbers
شماره بازیگر
tragedienne
بازیگر تراژدی
substitute
تعویض بازیگر
frees
بازیگر ازاد
poloist
بازیگر واترپولو
third home
بازیگر مهاجم
oddsmaker
بازیگر شاخص
freed
بازیگر ازاد
freeing
بازیگر ازاد
player's number
شماره بازیگر
subs
تعویض بازیگر
free
بازیگر ازاد
substituted
تعویض بازیگر
tennist
بازیگر تنیس
stocked
ذخیره ذخیره کردن
storage
ذخیره کردن ذخیره
stock
ذخیره ذخیره کردن
stockage
ذخیره کردن ذخیره
hurler
بازیگر هاکی ایرلندی
double foul
خطای هم زمان دو بازیگر
equipment bag
ساک دستی بازیگر
caddy
حامل وسایل بازیگر
flanker
بازیگر مهاجم در جناح
center back
بازیگر میانی خط عقب
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
favorite
بازیگر یا تیم محبوب
flankerback
بازیگر میانی جناح
drafted
بازیگر جدید تیم
bowling bag
ساک بازیگر بولینگ
body check
سد کردن بازیگر توپدار
pull
بیرون کشیدن بازیگر
baseliner
بازیگر انتهای زمین
baseballer
بازیگر بیس بال
off wing
محل بازیگر گوش
drafts
بازیگر جدید تیم
bowled for a duck
باختن بازیگر بی امتیاز
center forward
بازیگر نوک حمله
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
white
بازیگر نخست شطرنج
whiter
بازیگر نخست شطرنج
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
free agent
بازیگر بدون قرارداد
draft
بازیگر جدید تیم
free agents
بازیگر بدون قرارداد
enforcer
بازیگر انتقامجوی خشن
pantomimist
بازیگر نمایش صامت
whitest
بازیگر نخست شطرنج
theatres
تماشاخانه بازیگر خانه
blacked
بازیگر دوم شطرنج
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
importing
بازیگر خارجی تیم
wood pusher
بازیگر بسیارضعیف شطرنج
breakaway
حمله یک یا چند بازیگر
theater
تماشاخانه بازیگر خانه
sit out
خودداری بازیگر از تمدیدقرارداد
cuts
حذف بازیگر پس ازازمایش
blacker
بازیگر دوم شطرنج
depths
بازیگر سرنوشت ساز
cut
حذف بازیگر پس ازازمایش
caddying
حامل وسایل بازیگر
caddies
حامل وسایل بازیگر
depth
بازیگر سرنوشت ساز
imported
بازیگر خارجی تیم
theatre
تماشاخانه بازیگر خانه
theaters
تماشاخانه بازیگر خانه
caddied
حامل وسایل بازیگر
blackest
بازیگر دوم شطرنج
internationals
بازیگر بین المللی
blacks
بازیگر دوم شطرنج
activates
بازگشت بازیگر به زمین
black
بازیگر دوم شطرنج
activated
بازگشت بازیگر به زمین
activate
بازگشت بازیگر به زمین
international
بازیگر بین المللی
import
بازیگر خارجی تیم
activating
بازگشت بازیگر به زمین
shamateurism
استفاده از بازیگر اماتورقلابی
caddie
حامل وسایل بازیگر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com