Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English
Persian
dub
بازیگر ضعیف
dubbed
بازیگر ضعیف
dubs
بازیگر ضعیف
Other Matches
softies
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softy
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
softie
پسر ضعیف وزن نما ادم ضعیف وسست عنصر
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
palled
ضعیف شدن ضعیف کردن
palls
ضعیف شدن ضعیف کردن
pall
ضعیف شدن ضعیف کردن
palling
ضعیف شدن ضعیف کردن
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
weak constitution
بنیه ضعیف ضعف بنیه مزاج ضعیف
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
actor
بازیگر
stager
بازیگر
mummer
بازیگر
performing
بازیگر
actors
بازیگر
booter
بازیگر
fielder
بازیگر
player
بازیگر
puppeteers
بازیگر
puppeteer
بازیگر
fragile
ضعیف
softer
ضعیف
langorous
ضعیف
leans
ضعیف
soft
ضعیف
fainted
ضعیف
poor
ضعیف
leaned
ضعیف
feeblish
ضعیف
slender
ضعیف
faints
ضعیف
languid
ضعیف
faintest
ضعیف
poorest
ضعیف
poorer
ضعیف
infirm
ضعیف
slacks
ضعیف
faintish
ضعیف
lean
ضعیف
wonky
ضعیف
slackest
ضعیف
slack
ضعیف
adynamic
ضعیف
fainter
ضعیف
softest
ضعیف
faint
ضعیف
anile
ضعیف
amateur
ضعیف
amateurs
ضعیف
swipes
ضعیف
anemic
ضعیف
weakest
ضعیف
defenceless
ضعیف
weaknesses
ضعیف
asthenic
ضعیف
weak
ضعیف
weaker
ضعیف
puny
ضعیف
sappy
ضعیف
defective
ضعیف
weakling
ضعیف
weaklings
ضعیف
languorous
ضعیف
pusillanimous
ضعیف
weakly
ضعیف
poverty-stricken
ضعیف
poverty stricken
ضعیف
body checker
بازیگر تنه زن
homebrew
بازیگر محلی
ball player
بازیگر با توپ
homeling
بازیگر خودی
backup
جانشین بازیگر
homebred
بازیگر محلی
backman
بازیگر مدافع
club player
بازیگر باشگاهی
duffers
بازیگر متوسط
duffer
بازیگر متوسط
protagonist
بازیگر عمده
extra cover
بازیگر بل گیر
uncovered
بازیگر مهانشده
protagonists
بازیگر عمده
halfback
بازیگر میانی
hatchetman
بازیگر خشن
hattrick
بازیگر سه گله
headhunter
بازیگر خشن
come back
بازگشت بازیگر
frees
بازیگر ازاد
poloist
بازیگر واترپولو
player's number
شماره بازیگر
oddsmaker
بازیگر شاخص
substitute
تعویض بازیگر
substituted
بازیگر ذخیره
substituted
تعویض بازیگر
substituting
بازیگر ذخیره
substituting
تعویض بازیگر
cricketers
بازیگر کریکت
ride the bench
بازیگر ذخیره
second string
بازیگر ذخیره
sand bagger
بازیگر گول زن
freeing
بازیگر ازاد
tragedienne
بازیگر تراژدی
freed
بازیگر ازاد
third home
بازیگر مهاجم
tennist
بازیگر تنیس
man
بازیگر تیم
mans
بازیگر تیم
cricketer
بازیگر کریکت
substitute
بازیگر ذخیره
wingman
بازیگر گوش
free
بازیگر ازاد
send-off
اخراج بازیگر
out
اخراج بازیگر
out-
اخراج بازیگر
outed
اخراج بازیگر
send off
اخراج بازیگر
send-offs
اخراج بازیگر
leading lady or man
بازیگر عمده
laxman
بازیگر لاکراس
skull
ضربه به سر بازیگر
skulls
ضربه به سر بازیگر
sub
بازیگر ذخیره
sub
تعویض بازیگر
subs
بازیگر ذخیره
veteran
بازیگر با تجربه
walk-on
بازیگر فرعی
wingers
بازیگر گوش
winger
بازیگر گوش
outside forward
بازیگر گوش
subs
تعویض بازیگر
veterans
بازیگر با تجربه
numbers
شماره بازیگر
number
شماره بازیگر
weakened
ضعیف شدن
weakening
ضعیف شدن
fray
ضعیف کردن
frays
ضعیف کردن
glimmered
روشنایی ضعیف
frayed
ضعیف کردن
weakens
ضعیف شدن
banjo hitter
توپزن ضعیف
weaken
ضعیف شدن
glimmer
روشنایی ضعیف
victims
حریف ضعیف
shakiest
سست ضعیف
shaky
سست ضعیف
rickety
سست ضعیف
glimmerings
روشنایی ضعیف
lower
ضعیف کردن
lowered
ضعیف کردن
lowering
ضعیف کردن
lowers
ضعیف کردن
low
پایین ضعیف
glimmering
روشنایی ضعیف
glimmers
روشنایی ضعیف
victim
حریف ضعیف
shakier
سست ضعیف
low voltage
فشار ضعیف
low tension
فشار ضعیف
low potential
فشار ضعیف
low level signal
سیگنال ضعیف
low field
میدان ضعیف
weak current
جریان ضعیف
low current
جریان ضعیف
loose coupling
جفتگری ضعیف
light current
جریان ضعیف
lean lime
اهک ضعیف
lean concrete
بتن ضعیف
hacker
تنیسور ضعیف
hackers
تنیسور ضعیف
impuissant
بی قوت ضعیف
hen hearted
ضعیف القلب
decrepit
ضعیف وناتوان
low voltage line
خط فشار ضعیف
minor control
کنترل ضعیف
water down
<idiom>
ضعیف شدن
die down
<idiom>
ضعیف تر شدن
weakhearted
ضعیف النفس
weak tradition
حدیث ضعیف
weak point
نقطه ضعیف
weak mixture
مخلوط ضعیف
weak minded
ضعیف الاراده
weak industry
صنعت ضعیف
weak economy
اقتصاد ضعیف
flagging
کاهنده ضعیف
weak currency
پول ضعیف
soft money
پول ضعیف
puisne
ضعیف نارسا
poorish
نسبتا ضعیف
poor lime
اهک ضعیف
miskick
ضربه ضعیف
feeblish
ضعیف نما
sapped
ضعیف کردن
unnerved
ضعیف کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com