English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
play on words <idiom> بازی با کلمات
Other Matches
speech بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speeches بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
semantics 1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
spelling checker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spellchecker لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
spate سیل کلمات
declension صرف کلمات
terminology کلمات فنی
i ran the words through ان کلمات را خط زدم
contents کلمات یک نامه
verbalist منقد کلمات
shan't مخفف کلمات not shall
addressing و کلمات افست
logion کلمات قصار
the f. words کلمات زیرین
VIPs مخفف کلمات
word salad سالاد کلمات
code words کلمات رمزی
apothegm کلمات قصار
terminologies کلمات فنی
VIP مخفف کلمات
control words کلمات کنترلی
word of mouth کلمات مصطلح
code word کلمات رمزی
euphony خوش اهنگی کلمات
deletes بریدن کلمات یک متن
voder یک ترکیب کننده کلمات
deleting بریدن کلمات یک متن
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
opposites test ازمون کلمات متضاد
end spell خاتمه کلمات رمز
aphorize کلمات قصار گفتن
padding کلمات یارکوردهای ساختگی
deleted بریدن کلمات یک متن
jive کلمات بیهوده واحمقانه
phonetic alphabet کلمات قراردادی مخابراتی
aphorisms پند کلمات قصار
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
in so many words با عین این کلمات
word square جدول کلمات متقاطع
wordage کلمات واژه بندی
Acrimonious words کلمات تلخ و نیشدار
prowords کلمات جلوی جملات
reserved words کلمات ذخیره شده
crossword puzzle جدول کلمات متقاطع
charade جدول کلمات متقاطع
jived کلمات بیهوده واحمقانه
jives کلمات بیهوده واحمقانه
delete بریدن کلمات یک متن
malapropism سوء استعمال کلمات
she'd مخفف کلمات had sheوwould she
permutation table جدول کلمات رمز
jiving کلمات بیهوده واحمقانه
aphorism پند کلمات قصار
lip read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
helminth کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
anastrophe قلب عبارت کلمات مقلوب
wpm تعداد کلمات دردقیقه inute
acephalo که با کلمات دیگر ترکیب میشود
helmintho کلمات پیشوندیست بمعنی کرم
oxymoron استعمال کلمات مرکب متضاد
posies کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
oxymoron استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
SOS مخفف کلمات ship our save
lip-reads کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
navigation چند رسانهای با کلمات کلیدی
worded تعداد کلمات در فایل یا متن
lip-read کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
posy کلمات حک شده بر انگشتری دسته گل
word تعداد کلمات در فایل یا متن
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
awol مخفف کلمات leave absentwithout
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
header کلمات در بالای صفحه متن
headings کلمات ابتدای هر صفحه متن
heading کلمات ابتدای هر صفحه متن
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
syllabary فهرست سیلاب یا هجاهای کلمات
talk down to someone <idiom> از کلمات ساده استفاده کردن
semantics معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
epigrammatic وابسته به لطیفه و کلمات قصار
sweet words (voice,sleep کلمات ( صدا خواب )شیرین
headers کلمات در بالای صفحه متن
epexegesis کلمات افزوده شده برای توضیح
diabolo کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
wac حروف اول کلمات armycorps s"women
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
diabol کلمات پیشوندیست بمعنی "شیطان " و " شیطانی "
phonemics علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
lipreading فهم کلمات از راه حرکات لب لب خوانی
A dictionary tell you what words mean . فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
kilos واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
cardi کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
cardia کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
speeches تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
speech تولید کلمات صوتی با بررسی صدا
chains مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
chain مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده
cardio کلمات پیشوندی بمعنی >دل < یا >قلب < است
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
kilo واحد اندازه گیری کلمات کامپیوتری
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
purist شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
keying material مواد موردلزوم برای رمز کردن کلمات
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
purists شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
syllabary جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
wordprocessing شرکت متخصص در پردازش کلمات برای شرکتهای دیگر
logogram واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
logograph واژه یا علامت یا حرفی که مخفف کلمات یا کلمهای باشد
diachrony تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
cunclude تحلیل کلمات و پیدا کردن منشاء و ریشه انها
aligns ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
aligning ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
languages سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
edit کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
aligned ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
align ایجاد فاصله بین کلمات برای اطمینان از جا گرفتن خط متن در یک خط
acronym کلمه ای که از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
kyrie دعای مناجاتی که با کلمات >ای خداوند بر مارحم فرما<اغاز میشود
VRML سیستمی که به سازندگان امکان ایجاد کلمات سه بعدی در صفحه وب میدهد
edited کلمات دستوری و دستور العملی که در هنگام ویرایش به کار می روند
language سیستم کلمات و نشانه ها که امکان ارتباط با کامپیوترها را فراهم میکند.
worded کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
achromat کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
achromato کلمات پیشوندی است یونانی مشتق از کلمهء achromatos بمعنی
hyphenation تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
acronyms کلمه ایکه از حرف اول کلمات دیگری ترکیب شده باشد
serial کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
hypermedia متن با کلمات کلیدی خاص که قادر به نمایش تصویر و صوت باشد
serials کلمات داده که یکی پس از دیگری روی باس موازی ارسال می شوند
alliterate اوردن کلمات با صدای مترادف مثل :sun the was whensoft season summer in
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
thirty two bit system سیستم ریز کامپیوتر یا CPU که داده را در کلمات سی و دو بیتی کنترل میکند
list لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند
shared پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
share پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
names لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
serials ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
serial ارسال بیتهای جداگانه که کلمات داده را می سازند.روی خط سیگنال در واحد زمان
kwic روش شاخص بندی اطلاعات توسط کلمات یا عبارات از قبل تعیین شده
anagrams مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
linguistics علم السنه واشتقاق لغات وساختمان وترکیب کلمات وصرف ونحو لسانیات
name لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
anagram مقلوب تشکیل لغت یا جملهای ازدرهم ریختن کلمات یالغات جملهء دیگر
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
justifies تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
acro میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
justify تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
justifying تغییر فضای بین کلمات یا حروف در متن به طوری که حاشیه راست و چپ مستقیم شود
voice توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voicing توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
nomenclature سیستم از پیش تعریف شده برای انتساب کلمات و نشانه ها به اعداد یا اصط لاحات
acr میباشدو با کلمات ترکیب میشودمانند: Acro-Carpous که بمعنی " دارای میوه در راس " است
microprocessor UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
central که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
microprocessors UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
interword spacing فضای متغیر بین کلمات متن برای اینکه خط وط وسط و مرتب قرار گیرند
thesaurus فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
thesauruses فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
phonetician متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
intercharacter spacing خصوصیت کلمه پرداز که حاوی فضاهای متغیر بین کلمات است تا خط در وسط قرار گیرد
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
justifies تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
justify تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
justifying تقسیم کلمات بزرگ به درستی به طوری که در انهای خط نصف شوند تاحاشیه سمت راست مستقیم شود
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
tabulator بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
string سری از حروف به ترتیب الفبا- عددی یا کلمات که تغییر کرده اند و به عنوان واحد مجزا درکامپیوتر به کار می روند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com