Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English
Persian
convert
بازی در پست غیر تخصصی
converted
بازی در پست غیر تخصصی
converting
بازی در پست غیر تخصصی
converts
بازی در پست غیر تخصصی
Other Matches
aeronautical designation
کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
professionals
تخصصی
technological
تخصصی
specilized
تخصصی
technologically
تخصصی
data code
کد تخصصی
professional
تخصصی
qualify
تخصصی
qualifies
تخصصی
expertism
تخصصی
technical
تخصصی
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
military occupational speciality
کد تخصصی نظامی
special staff
ستاد تخصصی
professional jobs
شغلهای تخصصی
technical language
زبان تخصصی
skilled
متخصص تخصصی
career courses
دورههای تخصصی
professional education
اموزش تخصصی
specialization
تخصصی کردن
trade magazine
مجله تخصصی تجارت
paraprofessional staff
کارکنان غیر تخصصی
entry level jobs
شغلهای غیر تخصصی
specialty clinic
درمانگاه تخصصی بهداری
inexpertness
ناشی گری بی تخصصی
civilian occupational specialty
کدهای تخصصی غیرنظامی
consulting
شخصی که نصیحات تخصصی میدهد
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
student
دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
students
دانشجوی دورههای تخصصی نظامی
no branch
شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
test examiner
مسئول ازمایشات مهارت تخصصی و کارایی شغلی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
IMA
سازمان تخصصی که حاوی موضوعاتی مثل قواعد زبان
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
sig
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
ri/sme
سازمان تخصصی مهندسین علاقه مند در طراحی واستفاده از روبوت هاof Society the Internationalof EngineersRobotics anufacturing
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
professional service
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
patulousness
بازی
clearance
بازی
grey hound
سگ بازی
watermanship
اب بازی
play
بازی
slackness
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
gaming
بازی
openness
بازی
plain dealing
بازی
solitaire
تک بازی
solitaires
تک بازی
playing
بازی
basic
بازی
hopscotch
بازی لی لی
basics
بازی
partie
بازی
homes
بازی
home
بازی
dibasic
دو بازی
game
بازی
falconine
بازی
fun
بازی
actions
بازی
action
بازی
plays
بازی
played
بازی
middle game
وسط بازی
pantomime
لال بازی
rinks
یخ بازی کردن
footballs
بازی فوتبال
football
بازی فوتبال
let us play
بازی کنیم
pantomimes
لال بازی
mountebankery
چاچول بازی
shell game
گردو بازی
misplay
بازی اشتباه
mountebankery
زبان بازی
stoppage of the game
توقف بازی
surf riding
موج بازی
fireworks
اتش بازی
skating
اسکیت بازی
paraphrased
بازی با الفاظ
paraphrase
بازی با الفاظ
stock jobbery
سفته بازی
bonfire
اتش بازی
stock jobbing
سفته بازی
bonfires
اتش بازی
lusory
بازی کن خنده کن
malversation
دغل بازی
paraphrases
بازی با الفاظ
monkey business
کچلک بازی
paperwork
کاغذ بازی
miscast
بد بازی کردن
firework
آتش بازی
rinks
میدان یخ بازی
rink
یخ بازی کردن
sodomyh
بچه بازی
paraphrasing
بازی با الفاظ
off hand game
بازی جنبی
gaming
قمار بازی
sheep's eyes
نظر بازی
radial play
بازی عرضی
red tapery
قرطاس بازی
rooker
یکجورکفش یخ بازی
footballer
فوتبال بازی کن
footballers
فوتبال بازی کن
quiot
لیس بازی
rope dancing
بند بازی
priestcraft
کشیش بازی
popery
پاپ بازی
playing time
مدت بازی
pugilism
بوکس بازی
puppet show
خیمه شب بازی
quackery
حقه بازی
radial play
بازی شعاعی
pyrotechny
فن اتش بازی
twiddle
بازی کردن
twiddled
بازی کردن
pyrotechnic display
اتش بازی
twiddles
بازی کردن
puppetry
عروسک بازی
twiddling
بازی کردن
playing the man
بازی روانی
rope dancing
ریسمان بازی
playing the man
بازی با حریف
fence
شمشیر بازی
puppetry
خیمه شب بازی
fences
شمشیر بازی
passive play
بازی غیرفعال
papistry
پاپ بازی
open heartedness
راست بازی
on side
پایان بازی
off hand game
بازی غیررسمی
plaything
اسباب بازی
pederasty
بچه بازی
pederasty or pae
بچه بازی
playing the board
بازی فی نفسه
playing the board
بازی بر صفحه
playing court
زمین بازی
ropery
طناب بازی
playact
رل بازی کردن
play away
به بازی گذراندن
rink
میدان یخ بازی
pedophilia
بچه بازی
pederosis
بچه بازی
playthings
اسباب بازی
game plan
استراتژی بازی
favoritism
پارتی بازی
hawking
قوش بازی
swordplay
فن شمشیر بازی
achate
مهرهء بازی
playground
زمین بازی
playgrounds
زمین بازی
double dealing
حقه بازی
doll play
عروسک بازی
dibs
بازی نرد
winner
برنده بازی
winners
برنده بازی
dib
تیله بازی
dib
قاپ بازی
field of play
زمین بازی
first hand
نخستین بازی کن
fitting clearance
بازی مناسب
game of chance
بازی قمار
game cycle
دوره بازی
skate
بازی تهاجمی
game ball
توپ بازی
free play
بازی ازاد
free handedness
دست بازی
skated
بازی تهاجمی
four handed game
بازی چهارنفره
fornication
جنده بازی
skates
بازی تهاجمی
flimflam
حقه بازی
video game
بازی دیدنی
video games
بازی دیدنی
dangerous play
بازی خطرناک
cunningly
به حیله بازی
charlatanism
چاچول بازی
centre game
بازی مرکزی
basic dye
رنگینه بازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com