Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (12 milliseconds)
English
Persian
soccer
بازی فوتبال
football
بازی فوتبال
footballs
بازی فوتبال
football game
بازی فوتبال
Search result with all words
hockey
چوگان بازی با اصول فوتبال
football
توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
footballs
توپ فوتبال فوتبال بازی کردن
footballer
فوتبال بازی کن
footballers
فوتبال بازی کن
scrum
نوعی بازی فوتبال راگبی
scrums
نوعی بازی فوتبال راگبی
he is a novice in football
در بازی فوتبال تازه کار است
scrummage
نوعی بازی فوتبال راگبی
speedball
نوعی بازی شبیه فوتبال
water polo
بازی فوتبال ابی
I am stiff with football.
بعد از بازی فوتبال بدنم چوب شده ( خشک شده )
Football pool
[British English]
قماربازی روی نتیجه بازی تیمهای فوتبال
movement off-the-ball
بازی بدون توپ
[تمرین ورزش فوتبال]
to play football
فوتبال بازی کردن
to play soccer
فوتبال بازی کردن
Other Matches
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade
بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame
مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay
بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship
مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
cutthroat
بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
game
وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
to make a trick
با کارت شعبده بازی کردن
[ورق بازی]
shinney
بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
dib
ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
kiss in the ring
بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight
ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
soccer
فوتبال
charlatanic
امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade
نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game
بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
football
توپ فوتبال
soccer fan
[soccer supporter]
[American English]
طرفدار فوتبال
gridiron
زمین فوتبال
canadian football
فوتبال کانادایی
association football
اتحادیه فوتبال
football fan
[British English]
طرفدار فوتبال
football club
[British Englisch]
باشگاه فوتبال
elevens
تیم فوتبال
eleven
تیم فوتبال
gridition
زمین فوتبال
soccer field
زمین فوتبال
playing fields
زمین فوتبال
grids
زمین فوتبال
boot
کفش فوتبال
pigskin
توپ فوتبال
playing field
زمین فوتبال
grid
زمین فوتبال
left for ward
در فوتبال پیشرو چپ
kick about
فوتبال هردمبیل
football fan
[American English]
طرفدار فوتبال آمریکایی
goalkeeper
دروازه بان فوتبال
kick off
شروع مسابقه فوتبال
rules of football
قوانین یا قواعد فوتبال
American football
فوتبال آمریکایی
[ورزش]
signal caller
مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
six man football
فوتبال دو تیم 6 نفره
soccer ball throw
پرتاب توپ فوتبال
indoor soccer
فوتبال داخل سالن
touchline
خط اطراف زمین فوتبال
football hooligan
خرابگر پر سر و صدای فوتبال
goalkeepers
دروازه بان فوتبال
to finish the ball into the net
با توپ گل زدن
[فوتبال]
Playing football is not my idea of fun .
فوتبال هم بنظر من تفریح نشد
lateral pass
پاس توپ فوتبال از پهلو
I have lost my interest in football .
دیگر به فوتبال علاقه ای ندارم
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
The football field must be marked out.
زمین فوتبال را باید خط کشی کرد
uprights
تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
short ball
شوت کردن کوتاه توپ
[فوتبال]
to keep the ball moving
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
high ball
شوت کردن بالا توپ
[فوتبال]
low ball
شوت کردن پائین توپ
[فوتبال]
flag football
نوعی فوتبال با 6 تا 9 نفر درهر تیم
to let the ball do the work
توپ را به جایی غلت دادن
[فوتبال]
football cleats
کفش گل میخ دار فوتبال آمریکایی
punts
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
grey cup
مسابقه قهرمانی و جایزه اتحادیه فوتبال کانادایی
fielder
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
punt
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
punted
توپ فوتبال را قبل از تماس با زمین زدن
team area
محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
yardage
تعداد یاردهای بدست امده بازیگر یا تیم فوتبال امریکایی
broomball
نوعی هاکی روی یخ بدون کفش اسکیت با جارو و توپ فوتبال
lineup
اماده ومجهز کردن ترتیب جای بازیکنان فوتبال طرز قرار گیری
yard marker
خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line
خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
groundhopper
[British English]
طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور
[از خانه]
تیم خود را دیدار میکند.
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
touch football
نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
round robin (tournament or contest)
<idiom>
بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
football
توپ فوتبال آمریکایی
[توپ بیضوی]
billiard point
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the game
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
plays
بازی
hopscotch
بازی لی لی
action
بازی
actions
بازی
basic
بازی
partie
بازی
fun
بازی
game
بازی
openness
بازی
clearance
بازی
slackness
بازی
sportiveŠetc
بازی کن
dibasic
دو بازی
homes
بازی
solitaire
تک بازی
grey hound
سگ بازی
gaming
بازی
played
بازی
solitaires
تک بازی
plain dealing
بازی
basics
بازی
playing
بازی
patulousness
بازی
watermanship
اب بازی
home
بازی
play
بازی
falconine
بازی
firework
آتش بازی
basket ball
یکجورتوپ بازی
basification
بازی شدن
basicity
قدرت بازی
cats cradle
نخ بازی سرانگشت
buggery
بچه بازی
billiard
بازی بیلیارد
stanza
بخشی از بازی
box score
حساب بازی
bosh
حقه بازی
bonefire
اتش بازی
dart
بازی دارت
centre game
بازی مرکزی
dibs
بازی نرد
doll play
عروسک بازی
double dealing
حقه بازی
favoritism
پارتی بازی
field of play
زمین بازی
game ball
توپ بازی
skating
اسکیت بازی
first hand
نخستین بازی کن
fitting clearance
بازی مناسب
flimflam
حقه بازی
playing the man
بازی با حریف
fornication
جنده بازی
four handed game
بازی چهارنفره
free handedness
دست بازی
dib
تیله بازی
dib
قاپ بازی
charlatanism
چاچول بازی
charlatanism
زبان بازی
charlatanry
زبان بازی
choose up game
بازی غیررسمی
sand lot
بازی غیررسمی
chuck farthing
بازی شیریاخط
closed game
بازی بسته
cock fighting
خروس بازی
power games
بازی قدرتی
computer game
بازی کامپیوتری
conjury
شعبده بازی
crampet game
بازی شطرنج
paperwork
کاغذ بازی
cunningly
به حیله بازی
dangerous play
بازی خطرناک
free play
بازی ازاد
basic salt
نمک بازی
pantomime
لال بازی
chicaneries
حیله بازی
bonfires
اتش بازی
chicanery
حیله بازی
golfing
بازی گلف
trick
شعبده بازی
tricked
شعبده بازی
bonfire
اتش بازی
tricking
شعبده بازی
sporting
بازی دوست
handout
نوبت بازی
handouts
نوبت بازی
polo
چوگان بازی
cog
حقه بازی
cogs
حقه بازی
bandying
چوگان بازی کچ
bandy
چوگان بازی کچ
monkey business
کچلک بازی
pantomimes
لال بازی
playfully
با خنده و بازی
gaming
قمار بازی
speculation
سفته بازی
full-time
09 دقیقه بازی
charade
نوعی بازی
hanky-panky
حقه بازی
hanky-panky
روباه بازی
double
بازی دوبل
doubled
بازی دوبل
doubled up
بازی دوبل
bandied
چوگان بازی کچ
bandies
چوگان بازی کچ
hustle
بازی هشیارانه
hustled
بازی هشیارانه
hustles
بازی هشیارانه
sharp practice
حقه بازی
hawking
قوش بازی
swordplay
فن شمشیر بازی
playground
زمین بازی
fencing
ششمشیر بازی
playgrounds
زمین بازی
winner
برنده بازی
winners
برنده بازی
basketball
بازی بسکتبال
achate
مهرهء بازی
acrobacy
بند بازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com