English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
quoit بازی میخ و حلقه افکندن
Other Matches
hoopla بازی پرتاب حلقه
hoop-la بازی پرتاب حلقه
hoop-las بازی پرتاب حلقه
quoits بازی پرتاب حلقه
quoit نعل یا حلقه اهنی که در بازی پرت مینمایندتاروی میخی بیفتد
base ring حلقه یا رینگ تحتانی توپ حلقه پایه حلقه کف
loops بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
looped بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
write enable ring حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
positioning band حلقه تثبیت حلقه ثبات گلوله روی پوکه
nests حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
ferrule حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
ferrules حلقه یا بست فلزی ته عصا حلقه
nest حلقه دورن حلقه دیگر در یک برنامه
looped حلقه درون حلقه دیگر
crisper موجدارکردن حلقه حلقه کردن
crisp موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loops حلقه درون حلقه دیگر
crisps موجدارکردن حلقه حلقه کردن
loop حلقه درون حلقه دیگر
crispest موجدارکردن حلقه حلقه کردن
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
droops افکندن
drooped افکندن
droop افکندن
upends افکندن
upending افکندن
upended افکندن
upend افکندن
drooping افکندن
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
illuminates پرتو افکندن
project پیش افکندن
illuminate پرتو افکندن
fling افکندن پرتاب
flinging افکندن پرتاب
flings افکندن پرتاب
cage درزندان افکندن
radiating شعاع افکندن
projected پیش افکندن
cages درزندان افکندن
obtenebrate سایه افکندن بر
radiate شعاع افکندن
radiated شعاع افکندن
radiates پرتو افکندن
radiate پرتو افکندن
radiated پرتو افکندن
projects پیش افکندن
radiates شعاع افکندن
radiating پرتو افکندن
illuminating پرتو افکندن
overshadowed سایه افکندن بر
eradiate پرتو افکندن
overshadowing سایه افکندن بر
put in jail در زندان افکندن
springe دام افکندن
luminesce پرتو افکندن
imprison بزندان افکندن
imprisoning بزندان افکندن
imprisons بزندان افکندن
to cage up در زندان افکندن
bulldog برزمین افکندن
overshadows سایه افکندن بر
bulldogs برزمین افکندن
overshadow سایه افکندن بر
to hew down بزمین افکندن
to give into custody درزندان افکندن
to commit to prison درزندان افکندن
to go to the shades سایه افکندن در
to put in to prison بزندان افکندن
traject ورا افکندن
jettisons بیرون افکندن
jettisoning بیرون افکندن
jettisoned بیرون افکندن
jettison بیرون افکندن
to turn orclap by the heels درزندان افکندن
quoit حلقه پرتاب حلقه
eye bolt حلقه حلقه اتصال
purled حلقه حلقه شدن
purl حلقه حلقه شدن
purling حلقه حلقه شدن
convolute حلقه حلقه کردن
purls حلقه حلقه شدن
wreathy حلقه حلقه شده
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
shaft تیرانداختن پرتو افکندن
nets اصلی بدام افکندن
shafts تیرانداختن پرتو افکندن
shed انداختن افشاندن افکندن
net اصلی بدام افکندن
back sacrifice throw افکندن حریف ازپشت
throws پرت کردن افکندن
throw پرت کردن افکندن
abode رحل اقامت افکندن
abodes رحل اقامت افکندن
to pour rays پرتو افکندن یا پاشیدن
stomach throw افکندن حریف از پشت
To puff with pride. <proverb> باد در کلاه افکندن.
sheds انداختن افشاندن افکندن
shedding انداختن افشاندن افکندن
throwing پرت کردن افکندن
nett اصلی بدام افکندن
look to the future باینده نظر افکندن
adumbrate سایه افکندن بر طرح
screening, screenings روی پرده افکندن
give شرح دادن افکندن
screened روی پرده افکندن
gives شرح دادن افکندن
screen روی پرده افکندن
giving شرح دادن افکندن
screens روی پرده افکندن
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
quads زندانی کردن در زندان افکندن
To cast a glance at something. به چیزی چشم انداختن ( افکندن )
quad زندانی کردن در زندان افکندن
adjusting ring حلقه تنظیم زمان ماسوره حلقه تنظیم
shadow سایه افکندن بر رد پای کسی را گرفتن
shadows سایه افکندن بر رد پای کسی را گرفتن
shadowed سایه افکندن بر رد پای کسی را گرفتن
shadowing سایه افکندن بر رد پای کسی را گرفتن
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
plumpest صدای تلپ تلپ محکم افتادن یا افکندن
overcast سایه افکندن ابر ابر دار کردن
plump صدای تلپ تلپ محکم افتادن یا افکندن
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
shadings سایه دار کردن سایه افکندن
shades سایه دار کردن سایه افکندن
shade سایه دار کردن سایه افکندن
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
cycle حلقه
lunette حلقه
loop حلقه
mesh حلقه
ear ring حلقه
coils حلقه
metamere حلقه
coiled حلقه
whorl حلقه
eye حلقه
wreaths حلقه گل
earring حلقه
strop حلقه
looped حلقه
cycled حلقه
meshes حلقه
meshing حلقه
cycles حلقه
do while loop حلقه WHILE/DO
eyeing حلقه
reeled حلقه
whorls حلقه
reeling حلقه
reels حلقه
convolution حلقه
convolutions حلقه
wisp حلقه
wisps حلقه
ring aperture حلقه
flower cup حلقه گل
for/next loop حلقه NEXT/FOR
vortices حلقه
vortexes حلقه
vortex حلقه
strap حلقه
reel حلقه
eyes حلقه
eying حلقه
coil حلقه
ring حلقه
ran حلقه
straps حلقه
hanks حلقه
curls حلقه
fascias حلقه
gyre حلقه
loops حلقه
fascia حلقه
volution حلقه
volute حلقه
grummet حلقه
hoops حلقه
collars حلقه
hoop حلقه
bell-flower حلقه گل
gird حلقه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com