English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (3 milliseconds)
English Persian
bluster باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blustered باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blustering باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blusters باسختی وشدت وسروصداوزیدن
Other Matches
epitasis دوره بحرانی وشدت مرض
hammer and tongs باخشونت وشدت عمل بسیار
plow شخم زدن باسختی جلو رفتن
plows شخم زدن باسختی جلو رفتن
plowing شخم زدن باسختی جلو رفتن
plowed شخم زدن باسختی جلو رفتن
ploughs شخم زدن باسختی جلو رفتن
ploughed شخم زدن باسختی جلو رفتن
plough شخم زدن باسختی جلو رفتن
satyagraha اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
trekking کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trek کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com