Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 28 (3 milliseconds)
English
Persian
cursory
باسرعت وبیدقتی
Other Matches
in two shakes of a lamb's tail
<idiom>
باسرعت
full tilt
باسرعت زیاد
swifts
فرز باسرعت
swiftest
فرز باسرعت
swifter
فرز باسرعت
swift
فرز باسرعت
speeds
باسرعت راندن
speeding
باسرعت راندن
speed
باسرعت راندن
apace
باسرعت زیاد
lickety split
باسرعت وتعجیل
amain
باسرعت کامل
skeet
باسرعت حرکت کردن
hightail
باسرعت عقب نشینی کردن
zips
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zipped
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zip
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
zipping
باسرعت وانرژی حرکت کردن زور
liner
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
liners
باسرعت حداکثر هواپیما حرکت کنید در درگیری هوایی
klystron
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
remote data concentrator
وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
fastest
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasted
وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com