English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (8 milliseconds)
English Persian
club sport باشگاه ورزشی
Search result with all words
country club باشگاه ورزشی وتفریحی
country clubs باشگاه ورزشی وتفریحی
gymkhana ورزشگاه باشگاه ورزشی
gymkhanas ورزشگاه باشگاه ورزشی
Other Matches
sportscast برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasters برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscaster برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
sportscasts برنامههای ورزشی رادیو وتلویزیون گوینده برنامه ورزشی
farmed باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farms باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
farm باشگاه جوانان زیرنظر باشگاه اصلی
clubbed باشگاه
club باشگاه
clup باشگاه
clubbing باشگاه
clubmate هم باشگاه
clubs باشگاه
mess president رئیس باشگاه
football club [British Englisch] باشگاه فوتبال
service club باشگاه افراد
messes نهارخوری باشگاه
mess نهارخوری باشگاه
common room باشگاه دانشجویان
mess treasurer حسابدار باشگاه
indian club باشگاه هندیها
hunt club باشگاه شکارچیان
general manager مدیر باشگاه
club خاج باشگاه
service club باشگاه سربازان
clubbed خاج باشگاه
clubs خاج باشگاه
clubbing خاج باشگاه
common rooms باشگاه دانشجویان
stewards پیشخدمت باشگاه
stewards خدمه باشگاه
steward پیشخدمت باشگاه
steward خدمه باشگاه
waives رد ادعای باشگاه
waived رد ادعای باشگاه
waive رد ادعای باشگاه
athletic ورزشی
sporty ورزشی
agonistic ورزشی
gymnastical ورزشی
sports medicine طب ورزشی
options حق باشگاه در تمدید قرارداد
option حق باشگاه در تمدید قرارداد
country clubs باشگاه خارج از شهر
country club باشگاه خارج از شهر
jockey club باشگاه سوارکاران انگلستان
jockey club باشگاه سوار کاران
hell fire club باشگاه جوانان بی پروا
rotarian عضو باشگاه روتاری
mess treasurer متصدی صندوق باشگاه
mess غذاخوری باشگاه ناو
pro shop فروشگاه باشگاه حرفهای
clubhouses محل باشگاه وانجمن
wardroom باشگاه افسران ناو
pavilions باشگاه بازیگران در انگلستان
clubhouse محل باشگاه وانجمن
golf club باشگاه گلف بازان
messes غذاخوری باشگاه ناو
pavilion باشگاه بازیگران در انگلستان
aerostat بالون ورزشی
wheels اتحادیه ورزشی
athletic trainer پزشکیار ورزشی
wheeling اتحادیه ورزشی
physical exercise تمرین ورزشی
indian club میل ورزشی
color تفسیر ورزشی
coliseum استادیوم ورزشی
sweets عرقگیر ورزشی
wheel اتحادیه ورزشی
game مسابقههای ورزشی
gymnasiums مجموعه ورزشی
gymnasium مجموعه ورزشی
calendars تقویم ورزشی
hot air balloon بالن ورزشی
dumbbell اسباب ورزشی
dumbbells اسباب ورزشی
jerseys پیراهن ورزشی
jersey پیراهن ورزشی
hot-air balloons بالن ورزشی
calendar تقویم ورزشی
hot-air balloon بالن ورزشی
sports facility تاسیسات ورزشی
sport skill مهارت ورزشی
sweetsuit عرقگیر ورزشی
glee club کلوب یا باشگاه اواز و سرود
YMCA مخفف باشگاه جوانان مسیحی
YMCAs مخفف باشگاه جوانان مسیحی
unattached بدون وابستگی ورزشکار به باشگاه
sportswriter وقایع نگار ورزشی
sport skill pattern الگوی مهارت ورزشی
hosted تهیه تسهیلات ورزشی
hosting تهیه تسهیلات ورزشی
hosts تهیه تسهیلات ورزشی
host تهیه تسهیلات ورزشی
ballets رقص ورزشی و هنری
ballet رقص ورزشی و هنری
player هنرپیشه بازیکن ورزشی
launch قایق ورزشی و صیادی
athletic training room اطاق پزشکی- ورزشی
launched قایق ورزشی و صیادی
launching قایق ورزشی و صیادی
launches قایق ورزشی و صیادی
protection and indemnity club باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
YWCA مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
leagues هم پیمان شدن گروه ورزشی
league هم پیمان شدن گروه ورزشی
coach رهبری عملیات ورزشی را کردن
coached رهبری عملیات ورزشی را کردن
marathons یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
sport shirt پیراهن یقه باز ورزشی
marathon یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
cleat میخ ته کفشهای ورزشی گوه
sportive سرگرم تفریح وورزش ورزشی
coaches رهبری عملیات ورزشی را کردن
to go clubbing به باشگاه [های] شب رفتن [برای رقص و غیره]
clubbed :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubs :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
clubbing :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
club :چماق زدن تشکیل باشگاه یا انجمن دادن
to show somebody up [in a competition] از کسی جلو زدن [در مسابقه ورزشی]
feature مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
featured مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
features مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
featuring مهمترین قسمت برنامه ورزشی روز
to show somebody up [in a competition] کسی را شکست دادن [در مسابقه ورزشی]
spikes یک جفت کفش ورزشی میخ دار
man a bout town ادم بیکاری که همیشه به باشگاه و نمایشگاههای شهر میرود
pythiad دوره چهار ساله جشنهای ورزشی " پیتین "
jayvee عضو تازه کار تیم ورزشی دانشگاه
p&l club club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
head stock راهنمای عملیات ورزشی دسته جمعی در مدارس وغیره
blazer نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
wrong-foot باعث بر هم خوردن تعادل حریف در یک بازی ورزشی شدن.
blazers نوعی کت پشمی یاابریشمی ورزشی ژاکت مخصوص ورزش
bloomer شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
yaght club باشگاه تفریحی قایق داران برای انجام مسابقه بین اعضا
minor league دسته یا گروه فرعی ورزشی تیمهای کودکان یا تازه کارها
tailgate party [American E] پیکنیک روی درب عقب ماشینها در توقفگاه خودرو قبل از شروع مسابقه ورزشی [در آمریکا]
Ivy League نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
bleacher کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com