English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
ululate باصدای بلند ناله وزاری کردن
Other Matches
sound off باصدای بلند صحبت کردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
harangues باصدای بلند نطق کردن
harangued باصدای بلند نطق کردن
harangue باصدای بلند نطق کردن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
louder باصدای بلند
loudest باصدای بلند
loud باصدای بلند
highs باصدای بلند
high باصدای بلند
highest باصدای بلند
aloud باصدای بلند
to laugh boisterously باصدای بلند خندیدن
dirdum توبیخ باصدای بلند
declamatory مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
To weep and wail . گریه وزاری کردن
slamming صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slam صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slammed صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
snuffle باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
with a plaintive key با صدای ناله با لحن ناله امیز
thunder اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunders اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thundered اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
gaff باصدای بلندخندیدن قلابدار کردن
whish باصدای هیس حرکت کردن
hone ناله کردن
whine ناله کردن
hones ناله کردن
honing ناله کردن
whinge ناله کردن
whinged ناله کردن
whingeing ناله کردن
whinges ناله کردن
groan ناله کردن
whined ناله کردن
bleats ناله کردن
bleating ناله کردن
mewl ناله کردن
groans ناله کردن
whining ناله کردن
groaning ناله کردن
bleated ناله کردن
whines ناله کردن
groaned ناله کردن
honed ناله کردن
bleat ناله کردن
utter a groan ناله کردن
to utter a groan ناله کردن
whimper ناله کردن
whimpers ناله کردن
to heave a groan ناله کردن
whimpered ناله کردن
whinging ناله کردن
whimpering ناله کردن
pule ناله وشکایت کردن
to r. at something از چیزی ناله کردن
toll طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
to grouch ناله کردن [درباره چیزی]
to grouse [about somt.] ناله کردن [درباره چیزی]
to gripe ناله کردن [درباره چیزی]
to moan ناله کردن [درباره چیزی]
to kvetch [American E] [about something] ناله کردن [درباره چیزی]
to crab [American E] [about something] ناله کردن [درباره چیزی]
to bitch [American E] [about something] ناله کردن [درباره چیزی]
to nag [about something] ناله کردن [درباره چیزی]
wailed ناله کردن ماتم گرفتن
wails ناله کردن ماتم گرفتن
wailing ناله کردن ماتم گرفتن
wail ناله کردن ماتم گرفتن
querulousness خوی ناله کردن وگله زاری
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
plopping باصدای تلپ
boisterously باصدای زیاد
plops باصدای تلپ
plop باصدای تلپ
plunk باصدای تلپ
audibly باصدای رسا
plopped باصدای تلپ
swishing باصدای فش فش زدن
swish باصدای فش فش زدن
swishes باصدای فش فش زدن
swished باصدای فش فش زدن
flip flop باصدای چلپ چلوپ
elevates بلند کردن
heave بلند کردن
to throw up بلند کردن
exalt بلند کردن
exalting بلند کردن
heists بلند کردن
hoists بلند کردن
lift بلند کردن
heighten بلند کردن
lifted بلند کردن
hoisted بلند کردن
heaved بلند کردن
hoist بلند کردن
exalts بلند کردن
heightened بلند کردن
upraise بلند کردن
heist بلند کردن
erects بلند کردن
heightens بلند کردن
lifts بلند کردن
throw up بلند کردن
erected بلند کردن
to kick up با پا بلند کردن
heightening بلند کردن
elevate بلند کردن
erecting بلند کردن
lifting بلند کردن
walk off with بلند کردن
erect بلند کردن
elevating بلند کردن
highest تند زیاد باصدای زیر
rasped باصدای سوهان گوش راازردن
highs تند زیاد باصدای زیر
high تند زیاد باصدای زیر
whiff باصدای پف حرکت دادن وزیدن
rasps باصدای سوهان گوش راازردن
rasping باصدای سوهان گوش راازردن
rasp باصدای سوهان گوش راازردن
chairlift سردست بلند کردن
craned وسیله بلند کردن
chairlifts سردست بلند کردن
steals بلند کردن چیزی
soared بلند پروازی کردن
hoists وسیله بلند کردن
hydraulic lift بلند کردن اب به نیروی اب
soars بلند پروازی کردن
hoist وسیله بلند کردن
craning وسیله بلند کردن
steal بلند کردن چیزی
cranes وسیله بلند کردن
soar بلند پروازی کردن
lift fire بلند کردن اتش
hoisted وسیله بلند کردن
crane وسیله بلند کردن
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
flop صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flops صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopping صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopped صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
shoplifting بلند کردن جنس از مغازه
hoisted بلند کردن وسایل سنگین
to make a dust گردو خاک بلند کردن
bank کپه کردن بلند شدن
banks کپه کردن بلند شدن
hoists بلند کردن وسایل سنگین
to put forth بلند کردن نمایش دادن
pedestal بلند کردن ترفیع دادن
hoist بلند کردن وسایل سنگین
vociferate با صدای بلند ادا کردن
pedestals بلند کردن ترفیع دادن
raise a dust گرد و خاک بلند کردن
grumbled ناله
groaned ناله
wails ناله
groaning ناله
groans ناله
wailed ناله
mewl ناله
grumbles ناله
groan ناله
grumble ناله
wailing ناله
croons ناله
querimo ناله کن
croon ناله
whine ناله
moans ناله
whined ناله
whines ناله
moaning ناله
moaned ناله
moan ناله
whining ناله
crooned ناله
querimonious ناله کن
crooning ناله
plaintively با ناله
wail ناله
to ring the curtain up or down پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com