Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
whish
باصدای هیس حرکت کردن
Other Matches
whiff
باصدای پف حرکت دادن وزیدن
thundered
اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunder
اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunders
اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
gaff
باصدای بلندخندیدن قلابدار کردن
sound off
باصدای بلند صحبت کردن
haranguing
باصدای بلند نطق کردن
harangue
باصدای بلند نطق کردن
harangues
باصدای بلند نطق کردن
harangued
باصدای بلند نطق کردن
ululate
باصدای بلند ناله وزاری کردن
toll
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls
طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
cruised
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
boisterously
باصدای زیاد
aloud
باصدای بلند
swished
باصدای فش فش زدن
swishes
باصدای فش فش زدن
plop
باصدای تلپ
plopped
باصدای تلپ
plopping
باصدای تلپ
plops
باصدای تلپ
plunk
باصدای تلپ
swishing
باصدای فش فش زدن
audibly
باصدای رسا
highest
باصدای بلند
loudest
باصدای بلند
loud
باصدای بلند
louder
باصدای بلند
swish
باصدای فش فش زدن
highs
باصدای بلند
high
باصدای بلند
dirdum
توبیخ باصدای بلند
flip flop
باصدای چلپ چلوپ
to laugh boisterously
باصدای بلند خندیدن
rasp
باصدای سوهان گوش راازردن
rasped
باصدای سوهان گوش راازردن
rasping
باصدای سوهان گوش راازردن
rasps
باصدای سوهان گوش راازردن
highs
تند زیاد باصدای زیر
highest
تند زیاد باصدای زیر
high
تند زیاد باصدای زیر
flop
صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopped
صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopping
صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flops
صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
to ring the curtain up or down
پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
declamatory
مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
stumps
بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumping
بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumped
بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stump
بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sailed
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouse
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braid
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumber
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbers
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
move on
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tapes
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tape
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
loiters
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
skew
کج حرکت کردن
departure
حرکت کردن
waggling
حرکت کردن
moves
حرکت کردن
sailings
حرکت کردن
moved
حرکت کردن
sailed
حرکت کردن
move
حرکت کردن
have way on
حرکت کردن
sail
حرکت کردن
skewing
کج حرکت کردن
to weigh anchor
حرکت کردن
get under way
حرکت کردن
skews
کج حرکت کردن
to bear oneself
حرکت کردن
inch
حرکت کردن
departures
حرکت کردن
waggle
حرکت کردن
whir
حرکت کردن
waggled
حرکت کردن
waggles
حرکت کردن
transfer
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
make leeway
حرکت پهلویی کردن
ranged
سیر و حرکت کردن
sneaks
دزدکی حرکت ه کردن
underway
در حال حرکت کردن
laziest
باکندی حرکت کردن
spank
با سرعت حرکت کردن
spiraling
بطورمارپیچ حرکت کردن
sneaked
دزدکی حرکت ه کردن
sneak
دزدکی حرکت ه کردن
lazier
باکندی حرکت کردن
whirry
بعجله حرکت کردن
trances
باچالاکی حرکت کردن
trance
باچالاکی حرکت کردن
pule
باصدا حرکت کردن
to bolt
ناگهانی حرکت کردن
crawfish
به پشت حرکت کردن
spirals
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiralling
بطورمارپیچ حرکت کردن
larrup
سنگین حرکت کردن
spiralled
بطورمارپیچ حرکت کردن
spiraled
بطورمارپیچ حرکت کردن
streaking
بسرعت حرکت کردن
lugging
سنگین حرکت کردن
lug
سنگین حرکت کردن
trails
بدنبال حرکت کردن
crabs
به پهلو حرکت کردن
crab
به پهلو حرکت کردن
trailing
بدنبال حرکت کردن
trailed
بدنبال حرکت کردن
trail
بدنبال حرکت کردن
lugged
سنگین حرکت کردن
lugs
سنگین حرکت کردن
submarines
زیردریا حرکت کردن
streaks
بسرعت حرکت کردن
streaked
بسرعت حرکت کردن
submarine
زیردریا حرکت کردن
skeet
باسرعت حرکت کردن
to move on
واداربه حرکت کردن
streak
بسرعت حرکت کردن
range
سیر و حرکت کردن
infile
به ستون دو حرکت کردن
lazy
باکندی حرکت کردن
to make an early start
زود حرکت کردن
sailed
با نازوعشوه حرکت کردن
zigzagged
حرکت زیگزاگی کردن
zigzagging
حرکت زیگزاگی کردن
darting
بسرعت حرکت کردن
sail
با نازوعشوه حرکت کردن
jink
بسرعت حرکت کردن
zigzag
حرکت زیگزاگی کردن
spanked
با سرعت حرکت کردن
spanks
با سرعت حرکت کردن
dart
بسرعت حرکت کردن
darted
بسرعت حرکت کردن
ranges
سیر و حرکت کردن
zigzags
حرکت زیگزاگی کردن
spiral
بطورمارپیچ حرکت کردن
sailings
با نازوعشوه حرکت کردن
to tail to the tide
باجزرومد حرکت کردن
shuffles
این سو وان سو حرکت کردن
belt
باشدت حرکت یا عمل کردن
shuffled
این سو وان سو حرکت کردن
shuffle
این سو وان سو حرکت کردن
belted
باشدت حرکت یا عمل کردن
wriggles
حرکت کرم وار کردن
belts
باشدت حرکت یا عمل کردن
wriggle
حرکت کرم وار کردن
jibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
hulks
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
wriggling
حرکت کرم وار کردن
jibing
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
jibed
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
hulk
باسنگینی ورخوت حرکت کردن
to bolt
با سرعت زیاد حرکت کردن
jibe
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
wriggled
حرکت کرم وار کردن
leapfrogs
باجست وخیز حرکت کردن
gibes
ناگهان باین سو و ان سو حرکت کردن
shuffling
این سو وان سو حرکت کردن
maneuver
حرکت جنگی مانور کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com