English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (5 milliseconds)
English Persian
flip flop باصدای چلپ چلوپ
Other Matches
splashing چلپ چلوپ
splashes چلپ چلوپ
splash چلپ چلوپ
squelcher چلپ چلوپ کننده
splatter چلپ چلوپ کردن
splattered چلپ چلوپ کردن
splattering چلپ چلوپ کردن
splatters چلپ چلوپ کردن
swash صدای چلپ چلوپ
swash چلپ چلوپ کردن
swoosh صدای چلپ چلوپ
splash چلپ چلوپ کردن ریختن
splashes چلپ چلوپ کردن ریختن
splashing چلپ چلوپ کردن ریختن
splashy دارای صدای چلپ چلوپ
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
slapped صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slapping صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slaps صدای چلب چلوپ سیلی زدن
slap صدای چلب چلوپ سیلی زدن
squelching صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelches صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelched صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelch صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
plunk باصدای تلپ
boisterously باصدای زیاد
swishing باصدای فش فش زدن
plop باصدای تلپ
plopped باصدای تلپ
plopping باصدای تلپ
plops باصدای تلپ
swishes باصدای فش فش زدن
swished باصدای فش فش زدن
swish باصدای فش فش زدن
loud باصدای بلند
audibly باصدای رسا
highest باصدای بلند
high باصدای بلند
aloud باصدای بلند
highs باصدای بلند
louder باصدای بلند
loudest باصدای بلند
to laugh boisterously باصدای بلند خندیدن
dirdum توبیخ باصدای بلند
highest تند زیاد باصدای زیر
whiff باصدای پف حرکت دادن وزیدن
highs تند زیاد باصدای زیر
high تند زیاد باصدای زیر
harangued باصدای بلند نطق کردن
rasps باصدای سوهان گوش راازردن
rasping باصدای سوهان گوش راازردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
rasp باصدای سوهان گوش راازردن
whish باصدای هیس حرکت کردن
rasped باصدای سوهان گوش راازردن
sound off باصدای بلند صحبت کردن
harangues باصدای بلند نطق کردن
harangue باصدای بلند نطق کردن
gaff باصدای بلندخندیدن قلابدار کردن
ululate باصدای بلند ناله وزاری کردن
flop صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopped صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flops صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopping صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
to ring the curtain up or down پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
declamatory مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
toll طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
stump بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumps بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumped بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumping بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
thunder اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thunders اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
thundered اسمان غرش کردن باصدای رعد اسا ادا کردن
slammed صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slamming صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slam صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
snuffle باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
thready رشته رشته باصدای باریک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com