English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (5 milliseconds)
English Persian
do out of <idiom> باعث از دست دادن
Search result with all words
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
Other Matches
causing باعث
author باعث
incentives باعث
incentive باعث
causes باعث
cause باعث
makes باعث شدن
set off <idiom> باعث انفجارشدن
motive محرک باعث
make باعث شدن
motives محرک باعث
productive of annoyance باعث زحمت
to give birth to باعث شدن
to give rise to باعث شدن
it will give rise to a quarrel باعث دعواخواهد شد
touch off <idiom> باعث انفجارشدن
author باعث شدن
take its toll <idiom> باعث ویرانی
vibrative باعث ارتعاش
give rise to باعث شدن
vibratory باعث ارتعاش
reduces تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
knock oneself out <idiom> باعث تلاش فراوان
With pleasure. باعث افتخار من است.
put through the wringer <idiom> باعث استرسزیاد شدن
occasion تصادف باعث شدن
it occasioned his death باعث مرگ اوشد
it provokes laughter باعث خنده است
My pleasure. باعث افتخار من است.
occasions تصادف باعث شدن
give rise to <idiom> باعث کاری شدن
occasioned تصادف باعث شدن
occasioning تصادف باعث شدن
It is to our credit. باعث روسفیدی ماست
drinking was his ruin باعث خرابی اوشد
to cavse to see باعث دیدن شدن
get (someone) down <idiom> باعث ناراحتی شدن
step on one's toes <idiom> باعث رنجش شدن
turn one's stomach <idiom> باعث حال به هم خوردگی
swirls گشتن باعث چرخش شدن
swirling گشتن باعث چرخش شدن
swirled گشتن باعث چرخش شدن
swirl گشتن باعث چرخش شدن
occasioning سبب موقعیت باعث شدن
step up <idiom> باعث سریع شدن چیزی
hemagglutinate باعث انعقاد خون شدن
makes باعث شدن وادار یا مجبورکردن
occasions سبب موقعیت باعث شدن
casus belli عمل خصمانه باعث جنگ
occasioned سبب موقعیت باعث شدن
stir up a hornet's nest <idiom> باعث عصبانیت مردم شدن
give pause to <idiom> باعث توقف وفکر شدن
having باعث انجام کاری شدن
get through to <idiom> باعث فهمیدن کسی شود
have باعث انجام کاری شدن
allergen مادهای که باعث حساسیت میشود
shut up باعث وقفه در تکلم شدن
make out <idiom> باعث اعتماد،اثبات شخص
make باعث شدن وادار یا مجبورکردن
knock the living daylights out of someone <idiom> باعث غش کردن کسی شدن
occasion سبب موقعیت باعث شدن
give to understand <idiom> باعث فهم کسی شدن
put on the map <idiom> باعث معروف شدن مکانی
throw back باعث تاخیر شدن رجعت
crack the whip <idiom> باعث سخت کارکردن شخصی شدن
businesses که باعث میشود یک تجارت کار باشد
bring the house down <idiom> باعث خنده زیاد دربین تماشاچیان
business که باعث میشود یک تجارت کار باشد
q fever تب کیو که باعث ذات الریه میشود
keep (someone) up <idiom> باعث بیخوابی شدن ،بیدار نگهداشتن
have the last laugh <idiom> باعث احمق بنظر رسیدن شخص
hemolyze باعث تجزیه گویچه سرخ خون شدن
transfer payment پرداخت پولی که هیچ کارتولیدی را باعث نشود
glitch هر چیزی که باعث قط ع ناگهانی کامپیوتر یا وسیله شود
drives باعث کار کردن یک نوار یا دیسک شدن
bias وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
type ahead ویژگی ای که باعث از بین رفتن کلمه میشود
to show somebody up [by behaving badly] باعث خجالت کسی شدن [با رفتار بد خود]
biases وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
glitches هر چیزی که باعث قط ع ناگهانی کامپیوتر یا وسیله شود
drive باعث کار کردن یک نوار یا دیسک شدن
avalanches عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
air one's dirty laundry (linen) in public <idiom> مسئلهای که فاش شدنش باعث ناراحتی شود
avalanche عملی که باعث انجام عملهای بعدی میشود
pep talk <idiom> صحبتی که باعث ایجاد انگیزه درفرد شود
definitions کارایی و دستوراتی که باعث ایجاد یک عمل می شوند
definition کارایی و دستوراتی که باعث ایجاد یک عمل می شوند
leveled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
level کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
wrong-foot باعث بر هم خوردن تعادل حریف در یک بازی ورزشی شدن.
templates دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
template دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود
levelled کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
hang up <idiom> جایی دردریافتی تلفن که باعث قطع تماس میشود
series 4 تماس پی در پی با زمین که باعث گرفتن امتیاز 01 یاردپیشروی میشود
bounces جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
fused رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود
fatal error خطایی در برنامه یا وسیله که باعث آسیب سیستم میشود
bounce جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
fuse رسم جریان بالا که باعث آب شدن فیوز میشود
backspace کلیدی که باعث برگشت یک واحد به عقب یا چپ نشانه گر میشود
Absence makes the heart grow fonder. <proverb> جدایى و دورى , باعث افزایش علاقه و دوستى مى شود.
levels کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
bounced جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
yips هیجان و نگرانی از فشارروحی مسابقه که باعث بازی غلط میشود
actions که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
ctrl انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود
hits دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
backspace کدی که باعث یک واحد برگشت نشانه گر در صفحه نمایش میشود
action که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
CTR انتخاب این سه کلید با هم باعث شروع مجدد کامپیوتر میشود
This law wI'll be a disincentive to foreign investors. این قانون باعث سردی سرمایه گذاران خارجی خواهد شد
leg before ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
rung [تکه ای افقی که باعث قویتر شدن ساختار سندلی میشود]
dry contact اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود
hitting دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
in off به کیسه انداختن گوی بیلیاردکه باعث کاستن امتیاز میشود
turpis causa عوض نامشروع و غیر قانونی که باعث فساد عقد میشود
delta clock مین میکند و باعث میشود کامپیوتر یا مدار از نو آغاز به کارکنند
logical خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
hit دوره کوتاه اختلال در خط ارتباطی که باعث خرابی داده میشود
bell character کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
non breaking space حرف فاصله که باعث میشود و کلمه توسط خط شکسته جدا نشوند
In the long run fatty food makes your arteries clog up. در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
dead کلیدهای صفحه کلید که باعث رویدادن یک عمل می شوند مثل Shift
dead دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
estopel عملی که باعث میشود عامل از طرح دعوی یاادعا یا تکذیب و انکار
polarized ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
res inter alios debet non actaalterinocere تعهدات دو جانبه باعث اضرار شخص ثالث نمیتواند بشود
aggregate دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
autoscore در پردازش کلمه دستورالعملی است که باعث میشود تا زیر متن خط کشیده شود
memoranda ست و استطلاع از طرقی غیراز ارسال این نامه باعث تضییع وقت میشود
returns دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returning دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
catastrophic error مشکلی که باعث ایجاد آسیب در برنامه یا پاک شدن ناگهانی فایل ها میشود
halts دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halts دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halt دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
memorandums ست و استطلاع از طرقی غیراز ارسال این نامه باعث تضییع وقت میشود
returned دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
aggregates دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
plea in abatement دفاعی که باعث معلق ماندن یابه تعویق افتادن دعوی خواهان شود
memorandum ست و استطلاع از طرقی غیراز ارسال این نامه باعث تضییع وقت میشود
caps کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند
burn out گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
vectors که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
scsi پیشرفتی که باعث افزایش نرخ ارسال داده نسبت به مشخصات اصلی JCSI میشود
capitals کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند
ACPI که باعث میشود سیستم عامل به طور خودکار سخت افزار مناسب را تشخیص دهد
dragging روشی که باعث میشودتصویر گرافیکی نمایش داده شده با مکان نما حرکت کند
to poke one's head into a hornets' nest <idiom> چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود [اصطلاح مجازی]
vector که باعث می شوند اندازه حروف تغییر کند بدون اینکه کیفیت عوض شود
DoubleSpace برنامه نرم افزاری که بخشی از DOS-MS است و باعث فشرده سازی دیسک میشود
to open a can of worms <idiom> چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود [اصطلاح مجازی]
to stir up a hornet's nest <idiom> چیزی که باعث وخیم تر شدن موقعیت و ایجاد دردسر حل نشدنی بشود [اصطلاح مجازی]
consent اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
fluttered کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
policy of contianment سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
flutters کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
antibiotic مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
flutter کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
antibiotics مادهای که از بعضی موجودات ذره بینی بدست میاید و باعث کشتن میکربهای دیگر میشود
fluttering کم و زیاد شدن سرعت نوار به علت مشکلات مدار یا مکانیکی که باعث اختلال سیگنال میشود
LSD لیسرجیک اسید دی اتیل آمید [دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
terminator ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود
running down case دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
draw ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
ditch حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
draws ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
ditched حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditches حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
cruelty عقلا" قابل پیش بینی باشد . این چنین رفتاری معمولا" باعث صدورحکم طلاق میشود
antihistamine موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
alphaphotographic آنچه باعث نمایش تصاویر با استفاده از حروف گرافیکی از پیش تعیین شده برای سرویسهای تلتکس می شوند
kelly قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
reactive mode حالت پردازش کامپیوتر که در آن هر ورودی کاربر باعث رویدادن چیزی میشود ولی پاسخ سریع داده نمیشود
common nuisance منظور عملی است که باعث اضرار جامعه به طور کلی شود و تاثیر ان متوجه فرد خاص نباشد
blade cuff قطعهای که با متصل شدن به ساقه تیغه ملخ باعث افزایش عبور جریان هوا از روی موتور میشود
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
french revolution انقلابی که درسال 9871 در فرانسه اتفاق افتاد و باعث امحاء سیستم فئودالی و انتقال قدرت حاکمه به طبقه بورژوا شد
surge وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
surged وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
flattest بسته مدار مجتمع که لبههای آن افقی هستند و باعث میشود وسیله مستقیماگ در PBS نصب شود و نیازی به سوراخها نیست
surges وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
flat بسته مدار مجتمع که لبههای آن افقی هستند و باعث میشود وسیله مستقیماگ در PBS نصب شود و نیازی به سوراخها نیست
androgen هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
glitch یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com