Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
English
Persian
skedaddle
باعجله رفتن
Search result with all words
busk
باعجله پیش رفتن
busked
باعجله پیش رفتن
busking
باعجله پیش رفتن
busks
باعجله پیش رفتن
Other Matches
precipitant
باعجله
hastily
باعجله
lickety split
باعجله
amain
باعجله
posthaste
باعجله
make off
باعجله ترک کردن
slurring
باعجله کاری را انجام دادن
slurs
باعجله کاری را انجام دادن
slur
باعجله کاری را انجام دادن
slurred
باعجله کاری را انجام دادن
push along on
راه خود را باعجله تعقیب کردن
push along forward
راه خود را باعجله تعقیب کردن
push along
راه خود را باعجله تعقیب کردن
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
filches
کش رفتن
puttered
ور رفتن
filching
کش رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to boil over
سر رفتن
retrograde
پس رفتن
crawled
رفتن
putters
ور رفتن
puttering
ور رفتن
putter
ور رفتن
filched
کش رفتن
going
رفتن
snipping
کش رفتن
snipped
کش رفتن
snip
کش رفتن
departures
رفتن
departure
رفتن
shrinks
اب رفتن
to pair off
رفتن
hedge
در رفتن
hedges
در رفتن
shrinking
اب رفتن
recede
پس رفتن
to hang back
پس رفتن
to make ones getaway
در رفتن
retire
پس رفتن
abstracts
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
retires
پس رفتن
snook
کش رفتن
shrink
اب رفتن
hedged
در رفتن
to go back ward
پس رفتن
to get away
رفتن
regresses
پس رفتن
regressed
پس رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
admits
رفتن
admit
رفتن
swipe
کش رفتن
swiped
کش رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to go bang
در رفتن
sink
ته رفتن
to go backward
پس رفتن
twiddling
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
twiddled
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
meddles
ور رفتن
sinks
ته رفتن
to get over
رفتن از
meddled
ور رفتن
meddle
ور رفتن
to foot it
رفتن
swiping
کش رفتن
to do out of
کش رفتن
to do a guy
در رفتن
regressing
پس رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
gang
رفتن
gangs
رفتن
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
retracted
تو رفتن
retract
تو رفتن
pullback
پس رفتن
go
رفتن
to fly off
در رفتن
to flow over
سر رفتن
goes
رفتن
to fall short
کم رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall away
رفتن
filch
کش رفتن
to go to mess
رفتن
jauk
ور رفتن
to sleep fast
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
receded
پس رفتن
recedes
پس رفتن
receding
پس رفتن
snitching
کش رفتن
crawls
رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
short-changing
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
snitches
کش رفتن
to whisk away or off
رفتن
mog
رفتن
to break loose
در رفتن
break loose
در رفتن
to take to ones heels
در رفتن
nim
کش رفتن
make off
در رفتن
bleneh
پس رفتن
pilfered
کش رفتن
betake
رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
snitch
کش رفتن
snitched
کش رفتن
to peter out
پس رفتن
hang around
ور رفتن
crawl
رفتن
short-change
کش رفتن
pilfer
کش رفتن
niggled
ور رفتن
To go
رفتن
to run off
در رفتن
go off
در رفتن
glom on to
کش رفتن
go over
به ان سو رفتن
niggle
ور رفتن
fribble
ور رفتن
niggles
ور رفتن
wade into the water
راه رفتن در اب
escalated
از دست رفتن
doffed
طفره رفتن
to go on
پیش رفتن
wading
بسختی رفتن
wabble
یله رفتن
doffing
طفره رفتن
traipses
راه رفتن
doffs
طفره رفتن
doff
طفره رفتن
to go off
بخواب رفتن
to go forward
پیش رفتن
play-act
تو بازی رفتن
escalate
از دست رفتن
plunge
فرو رفتن
traipsed
راه رفتن
to go off
بیرون رفتن
to go a hunting
شکار رفتن
traipse
راه رفتن
nightclubs
کاباره رفتن
plunge
شیرجه رفتن
goof
ازکارطفره رفتن
Mts
بالا رفتن
goofs
ازکارطفره رفتن
wades
بسختی رفتن
Mt
بالا رفتن
escalating
از دست رفتن
waded
بسختی رفتن
nosediving
شیرجه رفتن
nosedives
شیرجه رفتن
nosedived
شیرجه رفتن
wade
بسختی رفتن
outraging
ازجا در رفتن
outrages
ازجا در رفتن
outraged
ازجا در رفتن
goofed
ازکارطفره رفتن
to go forth
پیش رفتن
traipsing
راه رفتن
to go down
پایین رفتن
consumes
تحلیل رفتن
consumed
تحلیل رفتن
escalates
از دست رفتن
consume
تحلیل رفتن
goofing
ازکارطفره رفتن
outrage
ازجا در رفتن
nosedive
شیرجه رفتن
teeters
پس وپیش رفتن
to pad the hoof
پیاده رفتن
to pad it
پیاده رفتن
to pad aroad
پیاده رفتن
soars
بالا رفتن
avoid
طفره رفتن از
avoided
طفره رفتن از
avoiding
طفره رفتن از
avoids
طفره رفتن از
to go to the front
بجبهه رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com