English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
vascular tissue بافت هادی
Other Matches
mixd weave بافت ترکیبی [هرگاه در بافت یک فرش از چند روش بافت استفاده شود.]
insulates مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulate مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
insulating مانع هدایت انرژی از یک هادی به دیگری شدن با جدا کردن دو نقط ه با مواد هادی
superconductors خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductor خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی ابرهادی
superconductive خیلی هادی بیش از حد لزوم هادی
plain weave بافت ساده زیر و رو [معمولا قسمت گلیم بافت فرش را به این صورت می بافند.]
Soumak بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
board weave تخت بافت [در این بافت تارها نسبت به یکدیگر زاویه چندانی نداشته و حالت صاف و یکنواخت به خود می گیرند]
pmos ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
conductor rail ریل هادی شمش هادی
compound weave بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
greige carpet فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
Sarouk ساروق [حوزه بافت ساروق در استان مرکزی با شهرت جهانی در بافت فرش های پر تراکم با زمینه قرمز و حاشیه آبی، پرز بلند و طرح افشان بته ای و گل خشتی است.]
Sarab سراب [حوزه بافت سراب در آذربایجان است که بیشتر به بافت کناره مشهور استرنگ زمینه عموما شتری و گره آن ترکی است.]
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
photoconductive هادی حساس نسبت به نور هادی نور
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
conductors هادی
conductor هادی
directorial هادی
leading line خط هادی
steerer هادی
guides هادی
guided هادی
director هادی
ductile هادی
cable هادی
cabled هادی
electric conductor هادی
directors هادی
leads هادی
guide هادی
lead هادی
lead کابل هادی
superconductor فوق هادی
superconducter مافوق هادی
lizards بند هادی
lizard بند هادی
semi conductor نیمه هادی
twin conductor هادی دوبل
lead غلاف هادی
valve guide هادی سوپاپ
solid state نیمه هادی
semicinductor نیمه هادی
guide bank دیوار هادی سد
conductors سیم هادی
guide flag پرچم هادی
conductor سیم هادی
conductor هادی رسانا
guide vane تیغه هادی
heat conductor هادی حرارت
single conductor هادی تک رشتهای
single core هادی تک رشتهای
water main لوله هادی اب
lead سبقت هادی
water mains لوله هادی اب
leads سبقت هادی
leads غلاف هادی
superconductors فوق هادی
conductive silver نقره هادی
dredging ladder هادی سطل
conductors هادی رسانا
directrix هادی خط راهنما
circuit line هادی جریان
duct لوله هادی
directress هادی خط راهنما
internal conductor سیم هادی
director sight دوربین هادی
directing staff ستاد هادی
conducting staff ستاد هادی
ideal conductor هادی ایده ال
conductor resistance مقاومت هادی
conductor rail شینه هادی
conductor current جریان هادی
bus bar ریل هادی
light quide هادی نور
electric conductor هادی الکتریسیته
electric conductor هادی برق
light guide هادی نور
noninductive غیر هادی
light pipe هادی نور
leads کابل هادی
wireway سیم هادی
ohmage مقاومت هادی برق
p type semiconductor نیمه هادی نوع "پی "
semiconductor memory حافظه نیمه هادی
gallium arsenide قطعه نیمه هادی
insulated conductor هادی عایق شده
nozzle guide vane تیغههای هادی یا راهنما
polestar هادی مورد توجه
nonconductor جسم غیر هادی
n type semiconductor نیمه هادی نوع N
semiconductor device دستگاه نیمه هادی
lead in مدار هادی اشتعال
semiconductor storage حافظه نیمه هادی
wires هادی فلزی نازک
superconducting computers کامپیوترهای مافوق هادی
wire هادی فلزی نازک
solid state cartridge کارتریج نیمه هادی
port شیار هادی دهانه
current carring wire سیم هادی جریان
conductors وسیله هادی اجرا کننده
quadrattrix راهنمای تربیع منحنی هادی
conductor وسیله هادی اجرا کننده
solid-state مربوط به وسایل نیمه هادی
guides post نفر هادی مستقر شوید
metallic oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی
wave guide هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
photoconductor هادی حساس نسبت به نور
integrate semiconductor circuit مدار نیمه هادی مجتمع
of a loose texture شل بافت
context بافت
contexts بافت
knitted بافت
texture بافت
of a loose textture شل بافت
neurine بافت پی
knit goods کش بافت
loose texture بافت شل
tissues بافت
contexture بافت
gold tisane زر بافت
tissue بافت
fiber بافت
textures بافت
grain بافت
conductor هادی جریان برق رشته سیم
electric حرکت شدید بار الکتریکی در یک هادی
currents حرکت قط عات بار دار در یک هادی
complementary metal oxide semiconductor نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی
diathermic هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
diathermanous هادی اشعه حرارتی ماوراء قرمز
low gap semiconductor نیمه هادی با فاصله انرژی کوچک
variable camber سطوح هادی گاز به داخل توربین
doubled up تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
doubled تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
double تخته مداریکه هر دو سوی آن هادی باشد
conductors هادی جریان برق رشته سیم
nonsparking ضد تولید جرقه غیر هادی الکتریسیته
current حرکت قط عات بار دار در یک هادی
texture ترکیب بافت
style سبک بافت
selvage گرد بافت
stroma بافت بنیادی
typical <adj.> بافت معمولی
histology بافت شناسی
typical <adj.> بافت عادی
texture of soil بافت خاک
weaving draft نقشه بافت
sennet بافت حصیری
soil texture بافت خاک
stroma بافت نمدی
hand knife خوش بافت
hand knitted دست بافت
histogen بافت ساز
histogenesis بافت سازی
basket-weave بافت حصیری
finespun ریز بافت
histoloysis بافت خواری
sclerenchyma بافت زنبوری
knotless بافت تقلبی
interlocking بافت با قلاب
flat weave تخت بافت
direction سمت بافت
basket weave بافت حصیری
chain stitch بافت زنجیری
close-knit ریز بافت
necrosis بافت مردگی
knit goods کالای کش بافت
nerve tissue بافت عصبی
vascular tissue بافت اوندی
plain weave بافت ساده
in vivo بافت زنده
selvedge گرد بافت
phloem بافت لیفی
slit weave بافت چاکدار
slip خطا در بافت
plain weave بافت حصیری
welknit خوش بافت
knotless بافت شل و آزاد
xylem بافت چوبی
fibrosis تصلب بافت ها
webs بافت یا نسج
cellular بافت سلولی
gross درشت بافت
textures بافت تاروپود
weave ساختن بافت
homespun بافت خانگی
woofs دست بافت
collenchyma بافت کلانشیم
grossed درشت بافت
fibre بافت لیف
cellular tissue بافت زنبوری
woof دست بافت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com