English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
to resort to referendum بافکار عمومی مراجعه کردن
Other Matches
polls مراجعه به اراء عمومی
polled مراجعه به اراء عمومی
plebiscites مراجعه باراء عمومی
poll مراجعه به اراء عمومی
referendums مراجعه بارا عمومی
referendum مراجعه بارا عمومی
referenda مراجعه بارا عمومی
plebiscite مراجعه باراء عمومی
pollster متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
pollsters متصدی اخذرای یا مراجعه به اراء عمومی
rogation تصویب قانون بوسیله مراجعه باراء عمومی
referendums همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referenda همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
referendum همه پرسی مراجعه به اراء عمومی یادداشتی که از طرف سفیربه دولت متبوع وی ارسال میشود
cross refer از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
refer مراجعه کردن
refers مراجعه کردن
referred مراجعه کردن
conferring مراجعه کردن
conferred مراجعه کردن
confers مراجعه کردن
recourse مراجعه کردن به
confer مراجعه کردن
references مراجعه و رجوع کردن
reference مراجعه و رجوع کردن
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
filing system روش مرتب کردن متن ها برای مراجعه
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
edit ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
edited ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
secularizes عمومی کردن
secularized عمومی کردن
secularize عمومی کردن
secularising عمومی کردن
secularises عمومی کردن
secularizing عمومی کردن
secularised عمومی کردن
generalizing عمومی کردن
generalising عمومی کردن
generalises عمومی کردن
generalize عمومی کردن
generalizes عمومی کردن
generalised عمومی کردن
ostracising با اراء عمومی تبعید کردن
ostracises با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes با اراء عمومی تبعید کردن
ostracised با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizing با اراء عمومی تبعید کردن
publicises اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
demobilization بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
offending public decency جریحه دار کردن عفت عمومی
to browse بررسی عمومی کردن [علوم کامپیوتر]
publicizing اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicizes اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicised اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicize اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicising اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
publicized اگهی کردن باطلاع عمومی رساندن
serviced منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
look up مراجعه
recourse مراجعه
referral مراجعه
referrals مراجعه
briefless بی مراجعه
three-day retreat گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی [برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
references مراجعه رجوع
lookup function عمل مراجعه
without recourse بدون حق مراجعه
table look up مراجعه به جدول
respect مراجعه احترام
cross reference مراجعه متقابل
cross-reference مراجعه متقابل
reference مراجعه رجوع
referable مراجعه کردنی
lookup table جدول مراجعه
cross-references مراجعه متقابل
respects مراجعه احترام
appellable قابل مراجعه
sick call مراجعه به بهداری
supra بفوق مراجعه شود
referential مورد مراجعه ارجاعی
referent مورد مراجعه ارجاعی
chains مراجعه کنید به CATENA
chain مراجعه کنید به CATENA
vide infra مراجعه شود به زیر
vide supra مراجعه شود به بالا
haunts خطور مراجعه مکرر
haunt خطور مراجعه مکرر
res مراجعه شود به Resolation
rub out مراجعه شود به GRASG
turn to عطف توجه مراجعه
rubber banding مراجعه شود به GLASTIC BANDING
discs مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
disc مراجعه مستقیم به دیسک فشرده
door step selling فروش از طریق مراجعه به خانوارها
dynamically مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
electronically مراجعه به دستورات بااستفاده از روشهای الکترونیکی
dynamic مراجعه به دادهای که میتواند تغییر کند
take medical a به پزشک مراجعه کنید باطبیب مشورت نمایید
unshielded twisted pair cable مشابه 10294. مراجعه شود به CATEGORY CABLE
histories یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
history یا سایتهایی در اینترنت که مراجعه شده را نگه می دارند
returning آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
cross reference مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-reference مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
cross-references مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
returns آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
reference librery کتابخانهای که مردم بدانجارفته بکتابهایی مراجعه میکنند
referee in case of need داوری که در صورت لزوم می توان به او مراجعه کرد
returned آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
denationalization تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
refer to drawer بحواله کننده مراجع شود بکشنده مراجعه کنید
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
posterestante پستی که در پستخانه میماند تاگیرنده برای دریافت ان مراجعه کند
link دادهای که در فایل یا برنامه کاربردی دیگری به آن مراجعه شده است
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
direct objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
indirect objects داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objecting داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
object داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objected داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
phosphor برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
circular موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
circulars موقعیت خطایی که وقتی رخ میدهد که دو تا ولی در دوخانه به یکدیگر مراجعه کنند
return to zero signal علامت مراجعه ضبط که به عنوان سطح نوار مغناطیسی نشده به کارمی رود.
concurrently مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
archive فایلی که حاوی داده قدیمی است ولی برای مراجعه در آینده نگهداری میشود
bookmark کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
bookmarks کد یک متن در بخش مخصوصی از آن که به کاربر اجازه میدهد بعداگ به همان نقط ه مراجعه کند
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
sensor وسیله الکترونیکی که یک خروجی با توجه به وضعیت یا موقعیت فیزیکی فرآیند ایجاد کند.مراجعه شود به TRANSDUCER
Internet انجمنی که عضوی از IAB است و استانداردهای جدید اینترنت را پیش از اینکه به IETF مراجعه کنند بررسی میکند
server مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
address شماره ای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
addresses اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
addressed اشمارهای که به واحد پردازش مرکزی اجازه میدهد به یک محل فیزیکی در رسانه ذخیره سازی سیستم کامپیوتر مراجعه کند
entity موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
entities موضوعی که داده ذخیره شده در فایل یا پایگاه داده ها به آن مراجعه میکند
direct admission مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
screened وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screening, screenings وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screens وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screen وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
book of reference کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
mos روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
library و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
libraries و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
commonest عمومی
popular عمومی
widest عمومی
commonest :عمومی
oecumenical عمومی
common user عمومی
the public voice عمومی
generals عمومی
overt عمومی
general عمومی
rife عمومی
hackneyed عمومی
outline خط عمومی
outlined خط عمومی
outlines خط عمومی
wider عمومی
outlining خط عمومی
wide عمومی
public عمومی
generic عمومی
commoners :عمومی
general porpose عمومی
common :عمومی
common عمومی
commoners عمومی
ecumenic عمومی
universal عمومی
faults موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
fault موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
faulted موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
general ability توانایی عمومی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com