Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
pillaring
بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
Other Matches
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
raises
بالا کشیدن
hoists
بالا کشیدن
climbed
بالا کشیدن
embezzles
بالا کشیدن
heave
بالا کشیدن
embezzling
بالا کشیدن
climbs
بالا کشیدن
hoisted
بالا کشیدن
heaved
بالا کشیدن
climb
بالا کشیدن
embezzled
بالا کشیدن
raise
بالا کشیدن
hoist
بالا کشیدن
embezzle
بالا کشیدن
climbing
بالا کشیدن
heave in
بالا کشیدن
sniff
اب بینی را بالا کشیدن
climb corridor
دالان بالا کشیدن
sniffs
اب بینی را بالا کشیدن
sniffed
اب بینی را بالا کشیدن
sniffing
اب بینی را بالا کشیدن
pullover
کشیدن به طرف بالا
to weigh anchor
لنگر بالا کشیدن
pullovers
کشیدن به طرف بالا
weigh
بالا کشیدن لنگر ناو
weighing
بالا کشیدن لنگر ناو
weighed
بالا کشیدن لنگر ناو
weighs
بالا کشیدن لنگر ناو
upwards
<adv.>
به بالا
[رفتن]
soar
بالا رفتن
Mt
بالا رفتن
aspire
بالا رفتن
aspiring
بالا رفتن
aspired
بالا رفتن
Mts
بالا رفتن
ascendance
بالا رفتن
aspires
بالا رفتن
soars
بالا رفتن
soared
بالا رفتن
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
to increase
[to, by]
بالا رفتن
[به مقدار]
ascendable
قابل بالا رفتن از
fire-raising
بالا رفتن اتش
bump
بالا و پایین رفتن
remounts
دوباره بالا رفتن
remounting
دوباره بالا رفتن
remounted
دوباره بالا رفتن
teeters
بالا وپایین رفتن
fire raising
بالا رفتن اتش
teetering
بالا وپایین رفتن
pole climbing
از تیر بالا رفتن
upwell
بطرف بالا رفتن
sewsaw
بالا و پائین رفتن
teeter
بالا وپایین رفتن
teetered
بالا وپایین رفتن
ascendible
قابل بالا رفتن از
casual uplift
بالا رفتن موقتی
remount
دوباره بالا رفتن
skipped
بالا وپایین رفتن
skip
بالا وپایین رفتن
skips
بالا وپایین رفتن
climable
قابل بالا رفتن
checkerein
لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
heaving
بالا و پایین رفتن ناو
to swirl up
بطور چرخش بالا رفتن
have money to burn
<idiom>
پول از پارو بالا رفتن
to whirl up
بطور چرخش بالا رفتن
climb
بالا رفتن از کوه یادرخت
climbed
بالا رفتن از کوه یادرخت
swaying
بالا و پایین رفتن ناو
climbing
بالا رفتن از کوه یادرخت
climbs
بالا رفتن از کوه یادرخت
snivels
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelled
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivel
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveling
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveled
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelling
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuable
مستعد بالا و پائین رفتن مواج
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
capillarity
خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
windlasses
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlass
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
seesaw
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
scend
در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
horizontal
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
progressive rebate
تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
pull up point
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
chimney
تنوره
chimneys
تنوره
eddies
تنوره اب
eddy
تنوره اب
eddying
تنوره اب
eddied
تنوره اب
furnaces
تنوره
stokehole
تنوره
furnace
تنوره
kilns
تنوره
kiln
تنوره
head race
تنوره اسیاب
dust devil
تنوره دیو
heating flue
تنوره گربه رو
glacier mill
تنوره یخچالی
headrace
تنوره اسیاب
furnace shaft
تنوره کوره
gas generator flue
تنوره مولد گاز
pilaster
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
moving pivot
نفر لولای گردش ستون چرخش لولایی حرکت یک ستون
Composite Order
[شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
flue
تنوره لوله اب گرم یا بخار
flues
تنوره لوله اب گرم یا بخار
pilaster
شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
herma
ستون هرمس :ستون سنگی چارپرکه پیکربربالای ان بود
baluster
ستون کوچک گچ بری شده ستون نرده
blocked
[ستون، نیم ستون و پشته بند محافظ]
eustyle
[دهنه بین ستون ها بر حسب قطر ستون]
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
there is many a slip between the cup and the lip
<proverb>
از این ستون به آن ستون فرج است
columna rostrata
[ستون های توسکانی با پایه ستون]
rudder post
ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
personal column
ستون فردی ستون خصوصی در روزنامه
cell
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells
دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
elevation tracking
دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
from pillar to post
از این ستون بان ستون
band of shaft
[چنبره سر ستون اطراف ستون ها]
tabulates
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulated
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
tabulate
مرتب کردن متن در ستون هایی با حرکت نشانه گر به هر ستون جدید به صورت خودکار همان طور که متن تایپ میشود
angle-leaf
[یکی از چهارشاخه، گوشه ستون ها یا برگ های بیرون زده کنده کاری شده در ته ستون های معماری قرون وسطی]
pace-setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
pace setter
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
march outpost
نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
pace-setters
نفر یا خودرو نافم ستون موتوری نافم ستون راهپیمایی
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
cadre strength column
ستون مربوط به استعدادپرسنل یکان ستون استعدادپرسنل کادر
trail formation
ارایشات ستون راهپیمایی ارایش حرکت در ستون راهپیمایی
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
piled
ستون ستون لنگرگاه
pile
ستون ستون لنگرگاه
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
bubble cap plate column
ستون تقطیر بشقابک فنجانک دار ستون تقطیر با بشقابک وفنجانک حباب
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
acentrous
فاقد ستون پشتی فاقد ستون فقرات
socle
پایه ستون برامدگی پایه ستون وامثال ان
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
twinges
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge
درد کشیدن تیر کشیدن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
orphans
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
barbette
ستون نگهدارنده قبضه توپ ستون نگهدارنده قنداق توپ
bubble tray column
ستون تقطیر بشقابک دار ستون تقطیر با بشقابک حباب
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
drag
کشیدن بزور کشیدن
dragged
کشیدن بزور کشیدن
drags
کشیدن بزور کشیدن
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
piers
ستون
fasciculus gracilis
ستون گل
strut
ستون
file
ستون
column by column
ستون به ستون
piled
ستون
strutted
ستون
column base
ته ستون
pier
ستون
acroterium
پا ستون
stapling
ستون
jambs
ستون
jamb
ستون
pillar
ستون
struts
ستون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com