Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (12 milliseconds)
English
Persian
ascending
بالا رونده
ascendent
بالا رونده
ascensive
بالا رونده
mountant
بالا رونده
scandent
بالا رونده
upriser
بالا رونده
Search result with all words
sarmentose
دارای شاخههای نازک وخیمده بالا رونده
yo-yo
بالا و پایین رونده
yo-yos
بالا و پایین رونده
Other Matches
inputted
در رونده
agoing
رونده
abstracter
کش رونده
passengers
رونده
passenger
رونده
scrounger
کش رونده
scroungers
کش رونده
input
در رونده
goer
رونده
escalator
پله رونده
slide
پس وپیش رونده
escalator
پله رونده
crossing
رژه رونده
traveling wave
موج رونده
moving staircase
پله رونده
prevenient
پیش رونده
vacationer
مرخصی رونده
outgoing
بیرون رونده
vacationist
مرخصی رونده
oncoming
جلو رونده
moving stairway
پله رونده
slides
پس وپیش رونده
escalators
پله رونده
conveyor belts
بند رونده
inward
داخل رونده
habitue
رونده همیشگی
progressive
پیش رونده
wader
راه رونده در اب
galloping
چهارنعل رونده
gressorial
راه رونده
go ahead
پیش رونده
marcher
رژه رونده
walking
راه رونده
passer
رونده شطرنج
on the down grade
پایین رونده
jerky
نامنظم رونده
sleeper
خواب رونده
retreating blade
تیغه پس رونده
ascensive
پیش رونده
peripatetic
راه رونده
sleepers
خواب رونده
live load
بار رونده
running part
قسمت رونده
conveyor belt
بند رونده
plantigrade
راه رونده روی کف پا
groveling
سینه مال رونده
progressive
تصاعدی جلو رونده
moving stairways
پله های رونده
saltigrade
با جست راه رونده
escalators
پله های رونده
slouchy
دولا دولاراه رونده
moving staircases
پله های رونده
moving stairs
{pl}
پله های رونده
grovelling
سینه مال رونده
headlong
بی پروا شیرجه رونده
belt conveyor
نوار یا بند رونده
gray
روبه سفیدی رونده
excursionist
گردش رونده سیاح
encyclic
بدست چندنفر رونده
connected passes pawns
پیادههای رونده متصل
mortals
از بین رونده مردنی
mortal
از بین رونده مردنی
reptiles
سینه مال رونده
reptile
سینه مال رونده
walks
گردش کننده راه رونده
walk
گردش کننده راه رونده
retreating blade stall
واماندگی تیغه پس رونده هلیکوپتر
travelling crane
جرثقیل رونده بارانگیز خودرو
united pressed pawns
پیادههای رونده متصل شطرنج
protected passed pawn
پیاده رونده محافظت شده
gradual
قدم بقدم پیش رونده
digitigrade
باپنجه راه رونده جانورپنجه رو
somnambular
خوابگرد در خواب راه رونده
walked
گردش کننده راه رونده
passed pawn
پیاده رونده یا پاسه شطرنج
somnambulant
خوابگرد در خواب راه رونده
naeryo jireugi
ضربه دست پایین رونده
land sick
کند رونده بواسطه نزدیکی بخشکی
intrusive
بزور داخل شونده فرو رونده
orthograde
راه رونده با بدنی راست وعمودی
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
decoy
پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoyed
پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoying
پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
decoys
پیاده رونده دور شطرنج مرغ دام
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
outreach
بالا
galleries
لژ بالا
gallery
لژ بالا
superincumbent
از بالا
aloft
بالا
overtones
بالا تن
upper
بالا
balconies
لژ بالا
balcony
لژ بالا
overtone
بالا تن
upside
بالا
uppermost
از بالا
overhead
بالا
in old age
[in great age]
در سن بالا
at a great age
در سن بالا یی
overhead
سر بالا
ascendency
بالا
upper limit
حد بالا
ascendancy
بالا
up there
ان بالا
up stairs
بالا
upping
بالا
upped
رو به بالا
headwater
بالا اب
upped
بالا
up
رو به بالا
aweigh
بالا
highs
بالا
lever bridge
پل بالا رو
high
بالا
highest
بالا
over
بالا
over-
بالا
up
بالا
above
در بالا
top
بالا
on high
در بالا
atop
بالا
upping
رو به بالا
to cast the g.
بالا اوردن
high impedance
امپدانس بالا
booster
بالا برنده
lifting device
ابزار بالا بر
they were filfty at the outsid
دست بالا
topmast
دکل بالا
boosters
بالا برنده
abovestairs
طبقه بالا
upgrading
بالا بردن
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
topside
قسمت بالا
hoist
بالا بردن
top pour
ریختن از بالا
top cast
ریختن از بالا
embezzling
بالا کشیدن
embezzles
بالا کشیدن
embezzled
بالا کشیدن
embezzle
بالا کشیدن
to fetch up
بالا اوردن
to puff out
بالا امدن
to puff up
بالا امدن
to bring up
بالا اوردن
high grown
بلند بالا
raising
بالا اوردن
top carriage
قنداق بالا
to set in
بالا امدن
topsides
قسمت بالا
shoot-outs
بالا جستن
rallied
بالا بردن قی مت
rallies
بالا بردن قی مت
heave in
بالا کشیدن
heave away
بالا بکشید
shoot forth
بالا جستن
rally
بالا بردن قی مت
head piece
قسمت بالا
up and down
بالا و پایین
upper beam
تیر بالا
uplifter
بالا برنده
face up feed
خورد رو به بالا
h.f.
فرکانس بالا
shoot out
بالا جستن
shoot-out
بالا جستن
high burst
ترکش بالا
toss your oars
پارو بالا
upgrading
از درجه بالا
high frequency
بسامد بالا
ascendance
بالا رفتن
at the utmost
دست بالا
soars
بالا رفتن
upgrading
بطرف بالا
unfield
میدان بالا
soar
بالا رفتن
high efficiency
راندمان بالا
high contrast
تغایر بالا
bottom up
از پایین به بالا
the upper storey
اشکوب بالا
toss
بالا انداختن
raise
بالا بردن
hoists
بالا بردن
long precision
با دقت بالا
tossed
بالا انداختن
regorge
بالا اوردن
res
noitaloseR بالا
jacks
بالا بردن
jack
بالا بردن
top down
از بالا به پایین
hoists
بالا کشیدن
uplift
بالا بردن
uplifts
بالا بردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com