Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (14 milliseconds)
English
Persian
teeter
بالا وپایین رفتن
teetered
بالا وپایین رفتن
teetering
بالا وپایین رفتن
teeters
بالا وپایین رفتن
skip
بالا وپایین رفتن
skipped
بالا وپایین رفتن
skips
بالا وپایین رفتن
Search result with all words
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
scend
در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
seesaw
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
Other Matches
hods
بالا وپایین پریدن
hod
بالا وپایین پریدن
dapping
نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
vertical
متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
drop
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropped
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
lubber's hole
سوراخی در نوک کشتی نزدیک دگل که طناب دگل بوسیله ان بالا وپایین میرود
Mt
بالا رفتن
soar
بالا رفتن
aspiring
بالا رفتن
Mts
بالا رفتن
aspires
بالا رفتن
aspire
بالا رفتن
ascendance
بالا رفتن
aspired
بالا رفتن
soars
بالا رفتن
upwards
<adv.>
به بالا
[رفتن]
soared
بالا رفتن
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
to increase
[to, by]
بالا رفتن
[به مقدار]
ascendible
قابل بالا رفتن از
remounts
دوباره بالا رفتن
bump
بالا و پایین رفتن
fire raising
بالا رفتن اتش
fire-raising
بالا رفتن اتش
ascendable
قابل بالا رفتن از
remounting
دوباره بالا رفتن
pole climbing
از تیر بالا رفتن
casual uplift
بالا رفتن موقتی
upwell
بطرف بالا رفتن
climable
قابل بالا رفتن
remounted
دوباره بالا رفتن
sewsaw
بالا و پائین رفتن
remount
دوباره بالا رفتن
swaying
بالا و پایین رفتن ناو
have money to burn
<idiom>
پول از پارو بالا رفتن
climbs
بالا رفتن از کوه یادرخت
to whirl up
بطور چرخش بالا رفتن
climbing
بالا رفتن از کوه یادرخت
climbed
بالا رفتن از کوه یادرخت
climb
بالا رفتن از کوه یادرخت
to swirl up
بطور چرخش بالا رفتن
heaving
بالا و پایین رفتن ناو
fluctuable
مستعد بالا و پائین رفتن مواج
capillarity
خاصیت بالا رفتن اب درسوراخهای موئی
progressive rebate
تخفیفی که با بالا رفتن حجم خرید به درصد ان افزوده می گردد
pillaring
بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
multiplier principle
اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع
foremast
دگل جلو وپایین کشتی
forepeak
مخزن جلو وپایین کشتی
subclass
طبقه پست وپایین اجتماع
underclass
طبقه پست وپایین اجتماع
elevation tracking
دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
deal lift
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
centaur
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaurs
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
lower classes
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
lower class
طبقه پست وپایین اجتماع طبقه سوم
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
on high
در بالا
overhead
بالا
top
بالا
high
بالا
overtones
بالا تن
balcony
لژ بالا
headwater
بالا اب
ascendancy
بالا
in old age
[in great age]
در سن بالا
lever bridge
پل بالا رو
outreach
بالا
overtone
بالا تن
upper
بالا
highs
بالا
balconies
لژ بالا
uppermost
از بالا
up
بالا
highest
بالا
ascendency
بالا
gallery
لژ بالا
superincumbent
از بالا
overhead
سر بالا
upped
رو به بالا
upping
بالا
upping
رو به بالا
above
در بالا
aloft
بالا
over-
بالا
galleries
لژ بالا
atop
بالا
up stairs
بالا
up
رو به بالا
at a great age
در سن بالا یی
aweigh
بالا
upped
بالا
upside
بالا
over
بالا
up there
ان بالا
upper limit
حد بالا
highlight
نور بالا
high impedance
امپدانس بالا
high grown
بلند بالا
highlighted
نور بالا
highlights
نور بالا
hoist
بالا کشیدن
tossed
بالا انداختن
tosses
بالا انداختن
lifted
جر ثقیل بالا بر
atop
بطرف بالا
up
بالا بردن
hoist
بالا بردن
upping
بالا بردن
upped
بالا بردن
upper class
طبقه بالا
upper classes
طبقه بالا
high order
رتبه بالا
to hinge up
به بالا پیچیدن
tossing
بالا انداختن
oversize
سایز بالا
bottom up
از پایین به بالا
abovestairs
طبقه بالا
h.f.
فرکانس بالا
head piece
قسمت بالا
uptake
بالا برنده
heave away
بالا بکشید
heave in
بالا کشیدن
wrappers
بالا پوش
wrapper
بالا پوش
boosters
بالا برنده
high burst
ترکش بالا
booster
بالا برنده
face up feed
خورد رو به بالا
ascendent
بالا رونده
ascensive
بالا رونده
lift
جر ثقیل بالا بر
lift
بالا دادن
lift
بالا بردن
lifted
بالا دادن
lifted
بالا بردن
lifting
جر ثقیل بالا بر
lifting
بالا دادن
lifting
بالا بردن
lifts
جر ثقیل بالا بر
lifts
بالا بردن
at the utmost
دست بالا
high contrast
تغایر بالا
ascending
بالا رونده
climbs
بالا کشیدن
climbing
بالا کشیدن
climbed
بالا کشیدن
climb
بالا کشیدن
uplifts
بالا بردن
uplift
بالا بردن
hoists
بالا کشیدن
hoists
بالا بردن
hoisted
بالا کشیدن
to turn up
[collar]
به بالا پیچیدن
to tilt up
به بالا پیچیدن
puking
بالا اوردن
pukes
بالا اوردن
lifts
بالا دادن
high efficiency
راندمان بالا
high frequency
بسامد بالا
high frequency
فرکانس بالا
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
radius
زند بالا
heaved
بالا کشیدن
heave
بالا کشیدن
puke
بالا اوردن
puked
بالا اوردن
hoisted
بالا بردن
mountant
بالا رونده
radio frequency
فرکانس بالا
rally
بالا بردن قی مت
regorge
بالا اوردن
embezzle
بالا کشیدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com