English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (38 milliseconds)
English Persian
buck بالا پریدن وقوز کردن
bucks بالا پریدن وقوز کردن
Other Matches
hod بالا وپایین پریدن
hods بالا وپایین پریدن
jounce بشدت بالا و پایین پریدن
fly پرواز کردن پریدن
to d. a leap جرات پریدن کردن
bounces پریدن گزاف گویی کردن
tumble جست وخیز کردن پریدن
bounce پریدن گزاف گویی کردن
To go for each other. بیکدیگر پریدن ( نزاع کردن )
bounced پریدن گزاف گویی کردن
tumbles جست وخیز کردن پریدن
tumbled جست وخیز کردن پریدن
to snap one's nose or head off بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
bail out به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
springs پریدن
skips پریدن
jumps پریدن
popping پریدن
jump پریدن
spring پریدن
jumped پریدن
start up از جا پریدن
to start up از جا پریدن
skip پریدن
to take off پریدن
skipped پریدن
to take ones flight پریدن
uptilt بطرف بالا کج کردن
to tilt up به بالا کج کردن [مهندسی]
to hinge up به بالا کج کردن [مهندسی]
to fold up به بالا کج کردن [مهندسی]
to turn up [collar] به بالا کج کردن [مهندسی]
to fly away پریدن ورفتن
popped پراندن پریدن
pops پراندن پریدن
shying ازجا پریدن
pole vault بانیزه پریدن
shyer ازجا پریدن
shy ازجا پریدن
shies ازجا پریدن
to skip rope از طناب پریدن
shyest ازجا پریدن
shied ازجا پریدن
splash line خط پریدن به اب در غواصی
snap a person's nose off بکسی پریدن
pole vaults بانیزه پریدن
skitter پریدن وسرخوردن
hips جستن پریدن
snap a person's head off بکسی پریدن
To jump . To be startled. ازجا پریدن
stows پریدن انباشتن
stow پریدن انباشتن
glides سبک پریدن
glided سبک پریدن
glide سبک پریدن
kickover زدن و پریدن
hip جستن پریدن
bail out پریدن از هواپیما
pop پراندن پریدن
stowing پریدن انباشتن
stowed پریدن انباشتن
upthrust بطرف بالا پرتاب کردن
souffle پف کردن یا بالا امدن غذا
souffles پف کردن یا بالا امدن غذا
soufflTs پف کردن یا بالا امدن غذا
elate بالا بردن محفوظ کردن
spouting پریدن فواره زدن
vault جست زدن پریدن
bucks ازروی خرک پریدن
spouted پریدن فواره زدن
spout پریدن فواره زدن
vaults جست زدن پریدن
fly گریختن پریدن پرواز
hurdles از روی مانع پریدن
takeoffs ازجا پریدن وبلندشدن
To jump across the stream. ازروی نهر آب پریدن
takeoff ازجا پریدن وبلندشدن
hurdle از روی مانع پریدن
spouts پریدن فواره زدن
bail out پریدن و شیرجه رفتن در اب
buck ازروی خرک پریدن
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
fluctuated نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimated غلو کردن دست بالا گرفتن
fluctuate نوسان کردن بالا وپایین رفتن
to reject something with a shrug [of the shoulders] با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
overestimates غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimating غلو کردن دست بالا گرفتن
high ball شوت کردن بالا توپ [فوتبال]
overestimate غلو کردن دست بالا گرفتن
springs حالت ارتجاعی فنر پریدن
hurdle از روی پرچین یاچارچوب پریدن
hurdles از روی پرچین یاچارچوب پریدن
spring حالت ارتجاعی فنر پریدن
seesaw بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
front underlock خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
jumped پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump پریدن با چتر پرش اسب از مانع
to jump up at somebody به کسی پریدن [مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
jumps پریدن با چتر پرش اسب از مانع
To jump down somebodys throat. ناگهان وسط حرف کسی پریدن
inflating پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to jackknife با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن [ژیمناستیک]
rushing برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rush برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
screening پریدن جلو دید تیم حریف درهنگام سرو زدن
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
steer wrestling پریدن از اسب به گردن گاو وفرود امدن او به زمین باپیچاندن گردنش
the clouds above ابرهای بالا یا بالا سر
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
setl زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
increase صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
to jump on somebody به کسی پریدن [زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
skydive پریدن از هواپیما با چتر ومانور پیش از بازشدن چتر
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
pull up بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
compiling برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
backbone مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
nip جفت جفت زدن پریدن
nipped جفت جفت زدن پریدن
nips جفت جفت زدن پریدن
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
fouler فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
high burst ranging تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
up there ان بالا
aloft بالا
top بالا
in old age [in great age] در سن بالا
overtone بالا تن
above در بالا
balconies لژ بالا
balcony لژ بالا
aweigh بالا
up stairs بالا
atop بالا
on high در بالا
outreach بالا
headwater بالا اب
upper بالا
lever bridge پل بالا رو
highs بالا
highest بالا
high بالا
upping رو به بالا
at a great age در سن بالا یی
galleries لژ بالا
up رو به بالا
superincumbent از بالا
overhead سر بالا
overhead بالا
ascendancy بالا
over بالا
up بالا
uppermost از بالا
ascendency بالا
upped بالا
overtones بالا تن
upside بالا
over- بالا
upper limit حد بالا
upped رو به بالا
upping بالا
gallery لژ بالا
heave بالا کشیدن
highlights نور بالا
embezzles بالا کشیدن
lifting بالا دادن
lifting جر ثقیل بالا بر
high frequency alternator ژنراتورفرکانس بالا
lifted بالا بردن
on stilts بالا ایستاده بل
rally بالا بردن قی مت
rallies بالا بردن قی مت
mountant بالا رونده
upper class طبقه بالا
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com