English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
bolster بالشتک سازی
Other Matches
pad بالشتک
sleeper beam بالشتک
cushion بالشتک
padding بالشتک
padstone بالشتک
cushioned بالشتک
templates بالشتک
template بالشتک
gas check pad بالشتک
cushions بالشتک
corbel-piece بالشتک
bolster بالشتک
bolstered بالشتک
crown-plate بالشتک
bolsters بالشتک
cushioning بالشتک
sole plate بالشتک
pads بالشتک
gas check pad بالشتک کولاس
tie plate بالشتک ریل
lugs بالشتک سیم
lugging بالشتک سیم
lug بالشتک سیم
soldering lug بالشتک سیم
pulvinar هسته بالشتک
foot block بالشتک ستون
air bed بالشتک لاستیکی
ground cushion بالشتک زمین
carpet beetle بالشتک مار
lugged بالشتک سیم
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
pulvinus بالشتک ساقه گیاه
buffer ضربه گیر بالشتک
gas check pad بالشتک دوکی جازم
pincushions بالشتک سنجاق گیر
pincushion magnets مغناطیسهای تصحیح بالشتک
igniter pad بالشتک مشتعل کننده
rest استراحت کردن بالشتک
rests استراحت کردن بالشتک
pincushion بالشتک سنجاق گیر
pads با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
pad با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن
balteus [نواری در اطراف بالشتک قوسی]
railroad tie plate بالشتک ریل راه اهن
baluster-side [شکلی شبیه بالشتک پیچیده شده]
fender بالشتک حایل بین طناب و محل مهار یا قایق دیگر
sachets بالشتک یا کیسه کوچکی که دران عطر خوشبومیریزند ودر لباس می گذارند
sachet بالشتک یا کیسه کوچکی که دران عطر خوشبومیریزند ودر لباس می گذارند
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustration خنثی سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
frustrations خنثی سازی محروم سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
Indeo فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
flection خم سازی
individualises تک سازی
individualised تک سازی
individualization تک سازی
compaction تو پر سازی
individuation تک سازی
retortion کج سازی
bridgework پل سازی
truncation بی سر سازی
local anasthesia سر سازی
stylization مد سازی
deflexion خم سازی
individualising تک سازی
bridge building پل سازی
padding له سازی
idolization بت سازی
repk lection پر سازی
flooring کف سازی
individualizing تک سازی
retortion خم سازی
individualizes تک سازی
pavement کف سازی
individualized تک سازی
individualize تک سازی
pavements کف سازی
exclusion محروم سازی
fading محو سازی
enrichment غنی سازی
latticing شبکه سازی
separating جدا سازی
lapidification سنگ سازی
humanization مردمی سازی
nationalization ملی سازی
industrialization صنعتی سازی
machicolation مزغل سازی
neutralization خنثی سازی
pacification ارام سازی
insulates عایق سازی
neutralization بی اثر سازی
insulating عایق سازی
mutilation معیوب سازی
pattern making نمونه سازی
liquefaction ابگونه سازی
seduction گمراه سازی
levigation نرم سازی
machine building ماشین سازی
insulate عایق سازی
lapidation سنگسار سازی
cooling خنک سازی
bedding محکم سازی
bedding کف سازی بسترسازی
inculcation جایگیر سازی
beautification زیبا سازی
bookbinding کتاب سازی
fitting جفت سازی
formulation قاعده سازی
pedogenesis جلگه سازی
individualization منفرد سازی
extinction خاموش سازی
bedding ثابت سازی
reclamation اباد سازی
doping ناخالص سازی
peneplanation دشت سازی
miniaturization کوچک سازی
substructures زیر سازی
substructure زیر سازی
brewing ابجو سازی
equating هم ارز سازی
individualization فرد سازی
individuation جدا سازی
replacement جانشین سازی
irksomeness کسل سازی
wearisomeness کسل سازی
irreticence فاش سازی
replacements جانشین سازی
abbreviation کوته سازی
lamponery هجونامه سازی
lancination مجروح سازی
lancination پاره سازی
landscape painting منظره سازی
invalidation باطل سازی
inurement معتاد سازی
inebriation مست سازی
inflexion خم سازی خمیدگی
refreshments تازه سازی
refreshment تازه سازی
infuriation خشمگین سازی
inspissation غلیظ سازی
pattern making مدل سازی
strangling خفه سازی
intensification پر قوت سازی
abbreviations کوته سازی
resolving برطرف سازی
obscuration تیره سازی
ostosis استخوان سازی
optometry عینک سازی
implementation پیاده سازی
roofing سقف سازی
simulations همانند سازی
obliteration پاک سازی
equality gate برابر سازی
forgery سند سازی
nest building لانه سازی
networking شبکه سازی
nidificate لانه سازی
nidification اشیانه سازی
forgery صورت سازی
nonlinear optimization بهینه سازی
simulations فاهر سازی
notification اگاه سازی
reduction ساده سازی
relocation جابجا سازی
smoothing صاف سازی
optimize بهینه سازی
optimization بهینه سازی
optimality بهینه سازی
simulations شبیه سازی
simulation همانند سازی
simulation فاهر سازی
simulation شبیه سازی
reductions ساده سازی
oscillation نوسان سازی
magnifcation بزرگ سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com