English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (4 milliseconds)
English Persian
pinioned بال چیده
Search result with all words
clipping تکه چیده شده
fleeced پشم چیده
sheared چیده شده
bangtail دم اسب که پایین ان بطورافقی چیده شده باشد
brush revetment سرشاخههای چیده شده کنارهم در کنار دیوار
cont line فاصله میان رشتههای طناب یاچلیک هایی که تنگ هم چیده باشند
crop end بخشهای اضافی شمش که قبل از نوردکاری چیده میشود
cut nails ناخنهای گرفته یا چیده
placed rockfill چیده سنگریز
shearling چیده باشند
to page up type حروف چیده را صفخه بندی کردن
wool in the grease پشم نشسته پشم تازه چیده
The jewels were laid out beautifully. جواهرات رابطرز زیبایی چیده بودند
fall wool پشم پاییزه [پشمی که در پاییز چیده می شود و مرغوبیت کمتری از پشم بهاره دارد.]
scissored wool پشم مقراضی [پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
virgin wool پشم تازه چیده شده
wool sorting دسته بندی الیاف [بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com