Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English
Persian
he has a spite against me
بامن لج دارد
Search result with all words
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
it speaks well for him
بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him
بامن نظرمساعدی دارد
He is distantly related to me .
بامن نسبت دوری دارد
Other Matches
She gave me a raw deal .
بامن بد معامله کرد
it speaks well for him
بامن خوب است
it stand well with him
بامن خوب است
he treated me as a child
بامن مانند بچه رفتارکرد
He gave me a square deal .
بامن منصفانه معامله کرد
please do me a service
خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
Come along and keep me company.
بامن بیا تا تنها نباشم
She was off hand with me today.
امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
am i right or wrong
ایامن درست میگویم یانه ایاحق بامن است یانه
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
has
دارد
hast
او دارد
chain
دارد.
heavy fighting is in progress
دارد
he has worms
دارد
are there any remarks?
دارد
there is a time for everything
دارد
he has a rage for money
دارد
he is ill with fever
تب دارد
chains
دارد.
I owe him a dept of gratitude.
حق بگردنم دارد
he speaks to the purpose
قصدی دارد
he is fifty
تمام دارد
he is 0 years old
او ده سال دارد
god is
خداوجود دارد
he has an a. to grind
مقصود دارد
he tops .0 metres
یک مترونیم قد دارد
But one leg to the fowl.
<proverb>
مرغ یک پا دارد .
he has a maggot in his head
وسواس دارد
There is a knack in it .
یک فنی دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
it has sides
سه پهلو دارد
it is sufficiently stamped
کسرتمبر دارد
it is usual with him
عادت دارد
figure on
<idiom>
بستگی دارد به
he has an axe to grind
غرض دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
بزرگ دارد
what matter?
چه اهمیت دارد
viruses
وجود دارد
what the odds
چه اهمیت دارد
virus
وجود دارد
our library is well stocked
خوبی دارد
walls have ears
گوش دارد
the reason is two fold
دودلیل دارد
the reason is manifold
چنددلیل دارد
not a patch on
چه دخلی دارد
the probability is
احتمال دارد
what hurt is there in that
چه زیانی دارد
there is a rumour that
شهرت دارد که
He has a day off.
او مرخصی دارد.
Windows GDI
بیتی دارد
Buttonhole
کتی که در دو طرف دکمه دارد
multungulate
که بیش از دو سم دارد
it depends
[on]
بستگی دارد
[به]
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
the switch is on
برق جریان دارد
likelihood
احتمال کلی دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
She has a lovely ( nice ) voice.
صدای قشنگه دارد
the work is in full swing
کاربخوبی جریان دارد
there removred revolution
شورشی که شهرت دارد
to bring grist to the mill
نان دراب دارد
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
قلم خوبی دارد
length
خط با طول جر حرف دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
ارزش داشتن را دارد
She has got regular teeth .
دندانهای منظمی دارد
basses
کسی که صدای بم دارد
bass
کسی که صدای بم دارد
he must needs go
بیخوداصرار دارد برفتن
tea is preferable to water
چایی بر اب ترجیح دارد
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
that word is obsolescent
ان واژه کم کم دارد مهجور
She has a soft voice
صدای نرمی دارد
the cat has nine lives
سگ هفت جان دارد
She has engaging manners .
رفتار گیرایی دارد
biased
آنچه اریب دارد
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
he keeps my a
حساب مراونگه می دارد
it needs to be done carefully
اینکارتوجه لازم دارد
it is very important
بسیار اهمیت دارد
back
که یک باتری پشتیبان دارد
it is worth 0 rials
ده ریال ارزش دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
یک کسی دارد در می زند
it is wringing
خیلی تراست یا اب دارد
battery
که یک باتری پشتیبان دارد
batteries
که یک باتری پشتیبان دارد
My hair is falling.
موهایم دارد می ریزد
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
what does it meant
یعنی چه چه معنی دارد
what is that to you
به شما جه دخلی دارد
He has influential contacts everywhere.
همه جا دست دارد
He writes a legible ( beautiful ) hand .
خط خوانایی ( قشنگه ) دارد
He takes my advice. He listens to me.
از من حرف شنوایی دارد
The kettel is boiling.
قوری دارد می جوشد
lengths
خط با طول جر حرف دارد
well and good
باشد چه ضرر دارد
significance
معنای مخصوص دارد
in all like
احتمال کلی دارد
it askes for attention
توجه لازم دارد
what is wrong with that?
مگراین چه عیبی دارد
She has a subtle charm.
جذابیت ظریفی دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
He is against
[opposed to]
me .
با من ضد است.
[ضدیت دارد]
She has a lovely (nice) voice.
صدای قشنگه دارد
backs
که یک باتری پشتیبان دارد
it is of frequent
خیلی مورد دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
شهوت کلام دارد
There is only one condition attached to it .
فقط یک شرط دارد
He is distantly related to us .
نسبت دوری با ما دارد
With his foul temper.
با اخلاق سگه که دارد
it is particularly difficult
یک دشواری ویژه دارد
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
he is rightly named
اسم بامسمائی دارد
bigamists
زنی که دوشوهر دارد
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
he is in a hurry to go
عجله دارد برفتن
bigamist
زنی که دوشوهر دارد
delectus
برای ترجمه دارد
double decker
هرچیزیکه دو لایه دارد
the export of ... is granted the premium.
صدور ... جایزه دارد.
rubrician
کتاب نماز دارد
he is f. of money
پول فراوان دارد
and there an end.
و پایان وجود دارد.
he has a loose tongue
دهان لقی دارد
Every flow must have its ebb.
<proverb>
هر فرازى نشیبى دارد.
There are ticks in every trade .
<proverb>
هر کار لمى دارد .
There are two sides to every question .
<proverb>
هر مساله ای دو جنبه دارد.
he has Roman nose
او بینی عقابی دارد
he is in the know
اطلاع ویژه دارد
he insists on going
اصرار دارد برفتن
he has much merit
خیلی قابلیت دارد
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
he bears out his name
اسم بامسمایی دارد
chaplain
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
AT Attachment
مگابایت دار ثانیه دارد
requests
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
chaplains
کشیشی که عبادتگاه ویژه دارد
groove
[فاصله ای که بین هر رج وجود دارد.]
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
requested
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
multifunction
آنچه تابعهای متعددی دارد
requesting
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
mistress of cooking
زنی که در اشپزی دست دارد
My hair is growing.
موهایم دارد بلند می شود
Blood circulates in the body.
خون در بدن جریان دارد
Our food supply is getting low.
ذخیره غذایمان دارد ته می کشد
He's of another opinion.
نظر او
[مرد]
فرق دارد.
One could be taken up on ones offer.
تعارف آمد نیامد دارد
landaulet n
گردونه کوچکی که پوششی دارد
letter head
کاغذیکه نشان چاپی دارد
It all depends on how things develop.
بستگی دارد چه پیش بیاید
It is going from bad to worse .
وضع دارد بد ترهم می شود
The bus to ... stops here.
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
She is too damned fussy
خیلی ادا واطوار دارد
He is bound to come.
احتمال زیادی دارد که بیاید
He has a good permanent job.
شغل ثابت خوبی دارد
lunchroom
رستورانی که غذاهای مختصرواماده دارد
ex-directory
شخصی که چنین شمارهای را دارد
mission critical
که شرکت شما به آن بستگی دارد
kleptamaniac
کسی که جنون دزدی دارد
the battle still rages
جنگ هنوز شدت دارد
[the house]
is haunted
[این خانه]
روح دارد
tea has an adour p to itself
چای بوی ویژهای دارد
ox frame
قابی که گوشههای چلیپایی دارد
stentor
شخصی که صدای بلندی دارد
pavonazzo
مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
consuetude est alterra lex
عادت قدرت قانونی دارد
photorealistic
که کیفیت و روشنایی عکس را دارد
A cube has six faces.
یک مکعب ۶ تا وجح دارد.
[ریاضی]
post town
شهری که پستخانه مستقل دارد
puntist
راننده کرجی نام دارد
sexagenarian
کسی که از 06 تا96 سال دارد
quarter binding
جلدی که تنهاته ان چرم دارد
administrator
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
the cow parts the hoofs
گاو سمهای شکافته دارد
the odds are that he will doit
احتمال دارد که انکار را بکند
What's up with him?
مگر او
[مرد]
چه عیبی دارد؟
What's in it for me?
<idiom>
این چه سودی برای من دارد؟
water exists in three phases
اب درسه نمود وجود دارد
dichord
سازیکه هرنغمه ان دوسیم دارد
liveryman
کسیکه لباس نوکری بر تن دارد
to the best of ones ability
تا جایی که کسی توان آن را دارد
timber toe
کسی که پای چوبین دارد
dare he go?
ایا جرات دارد برود
creditor secured by pledge
طلبکاری که رهینه در دست دارد
crapaudiue door
دری که بالاوپایین ان محورگردنده دارد
double breasted
کتی که در دو طرف دکمه دارد
corvette
رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
NVRAM
ما میتواند اطلاعات را نگه دارد
cornet a pistons
یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
The price includes flights and accommodation.
بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
administrators
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
She has a warm heart.
قلب گرم ومهربانی دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com