English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
he treated me as a child بامن مانند بچه رفتارکرد
Other Matches
he has a spite against me بامن لج دارد
it speaks well for him بامن نظرمساعد دارد
it stand well with him بامن خوب است
She gave me a raw deal . بامن بد معامله کرد
it stand well with him بامن نظرمساعدی دارد
it speaks well for him بامن خوب است
He is distantly related to me . بامن نسبت دوری دارد
he has a spite against me بامن کینه یاعداوت دارد
He gave me a square deal . بامن منصفانه معامله کرد
please do me a service خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
Come along and keep me company. بامن بیا تا تنها نباشم
She was off hand with me today. امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
am i right or wrong ایامن درست میگویم یانه ایاحق بامن است یانه
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
icily یخ مانند
as مانند
near- مانند
neared مانند
nearest مانند
nearing مانند
near مانند
gypsiferous گچ مانند
castellated دژ مانند
goatish بز مانند
nears مانند
capillaceous مانند نخ
capitate مانند سر
plumose پر مانند
analogous مانند
fulidal اب مانند
tendinous بی مانند
similar مانند
unapproachable بی مانند
incomparable بی مانند
inimitable بی مانند
unprecedented بی مانند
unprecedentedly بی مانند
unequaled بی مانند
pipelike نی مانند
etcetera و مانند ان
encephaloid مخ مانند
vide مانند
reedier نی مانند
reediest نی مانند
feathery پر مانند
filiform نخ مانند
plumelike پر مانند
impish جن مانند
threadlike نخ مانند
thready نخ مانند
etc و مانند آن
fluty نی مانند
blotchy لک مانند
floriform گل مانند
womanlike زن مانند
without an e. بی مانند
tougher پی مانند
penniform پر مانند
reedy نی مانند
lambdoid مانند
liplike لب مانند
and so on و مانند ان
analog مانند
frothy کف مانند
inapproachable بی مانند
unique بی مانند
mammilliform مانند
uniquely بی مانند
analogues مانند
myrtle formed اس مانند
argillaceous گل مانند
argillaceous رس مانند
anthoid گل مانند
toughest پی مانند
string نخ مانند
after the example of مانند
foggy مانند مه
unparalleled بی مانند
unequalled بی مانند
tough پی مانند
simulant مانند
aquiform اب مانند
similiar مانند
arundinaceous نی مانند
foggiest مانند مه
mammilary مانند
foggier مانند مه
nearer مانند
analogue مانند
corpuscular گویچه مانند
scalelike فلس مانند
cowish گاو مانند
crinoid زنبق مانند
scalelike ترازو مانند
puriform چرک مانند
aphthoid برفک مانند
corvine کلاغ مانند
corneous شاخ مانند
apelike میمون مانند
coroniform تاج مانند
porky مانند خوک
cryptand حجره مانند
ctenoid شانه مانند
parchmenty پوست مانند
dermoid پوست مانند
dermoidal پوست مانند
amoeboid مانند امیب
digitiform انگشت مانند
disclike صفحه مانند
discoid صفحه مانند
discoid قرص مانند
discoidal صفحه مانند
discoidal قرص مانند
palpiform شاخک مانند
scopulate کلاله مانند
dermatoid پوست مانند
dendriform مانند درخت
cucullated مانند خودیاباشلق
culicoid پشه مانند
sciurine سنجاب مانند
anthracoid مانند گنده
cuticular پوست مانند
cystoid مانند مثانه
annular حلقه مانند
anguine مار مانند
sciuroid سنجاب مانند
deiform خدا مانند
canaliculate ابراه مانند
deltoideus مانند دال
deltoid مانند دال
pouchy کیسه مانند
saccate کیسه مانند
boxy جعبه مانند
brach تازی مانند
rhizoid ریشه مانند
rheumatoid مانند روماتیسم
bursiform کیسه مانند
bursiform کیف مانند
butyric کره مانند
cadaveric لاشه مانند
campanulate زنگ مانند
as ever مانند همیشه
cancellate شبکه مانند
saclike کیسه مانند
bosomy پستان مانند
scabious دله مانند
baccate توت مانند
auriform گوش مانند
asteroidal مانند ستاره
saddlebacked زین مانند
sagittary مانند تیر
rodlike میله مانند
sanguineous خون مانند
benzenoid بنزن مانند
rocklike خاره مانند
billowy موج مانند
as usual مانند همیشه
boll برامدگی مانند
carneous گوشت مانند
carunculate مانند لحیمه
collective goods مانند جاده
columniform ستون مانند
argillaceous مانند خاک رس
puppyish توله سگ مانند
pterygoid بال مانند
arciform قوس مانند
arborescent شاخه مانند
prurigmous مانند خنش
sacciform کیسه مانند
coralline مرجان مانند
coralloid مانند مرجان
coriaceous چرم مانند
cloistral دیر مانند
pyramidic اهرام مانند
ceraceous مانند موم
ceratoid شاخ مانند
charry زغال مانند
reniform کلیه مانند
reeding طرح نی مانند
chondroid غضروف مانند
ravined کلاغ مانند
rattish موش مانند
cicatricial مانند اثرزخم
cinderous خاکستر مانند
ramiform شاخه مانند
racemiform خوشه مانند
leatheroid چرم مانند
gladiate شمشیر مانند
guttiform قطره مانند
haematoid خون مانند
haemoid خون مانند
hamiform قلاب مانند
mummiform مومبا مانند
nunlike راهبه مانند
nummular سکه مانند
nummary سکه مانند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com