English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
dowel بامیخ پرچ بهم متصل کردن
Other Matches
rivet پر چین کردن بامیخ پرچ محکم کردن
riveted پر چین کردن بامیخ پرچ محکم کردن
riveting پر چین کردن بامیخ پرچ محکم کردن
rivets پر چین کردن بامیخ پرچ محکم کردن
brad بامیخ کوبیدن
attach 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaches 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
attaching 1-بستن یا متصل کردن 2-وصل کردن یک گره یا ورود به یک سرور در شبکه
joins متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
joined متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
join متصل کردن یا وصل کردن چندین چیز مهم
pans متصل کردن
pan- متصل کردن
pan متصل کردن
adjoins متصل کردن
adjoined متصل کردن
join متصل کردن
adjoin متصل کردن
joins متصل کردن
colligate متصل کردن
tie down متصل کردن
connects متصل کردن
connect متصل کردن
joggling متصل کردن
joggles متصل کردن
joggled متصل کردن
joggle متصل کردن
applies متصل کردن
apply متصل کردن
applying متصل کردن
link متصل کردن
joined متصل کردن
connect اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
enjoins بهم متصل کردن
spliced باهم متصل کردن
tie in <idiom> به چیزدیگری متصل کردن
splice باهم متصل کردن
enjoin بهم متصل کردن
splicing باهم متصل کردن
enjoined بهم متصل کردن
pin متصل کردن به گیرافتادن
pinned متصل کردن به گیرافتادن
enjoining بهم متصل کردن
pinning متصل کردن به گیرافتادن
catenate پیوستن متصل کردن
splices باهم متصل کردن
bond متصل کردن چسباندن اتصال
compact فشرده کردن بهم متصل کردن
compacted فشرده کردن بهم متصل کردن
compacting فشرده کردن بهم متصل کردن
compacts فشرده کردن بهم متصل کردن
to plug متصل کردن [الکترونیک یا مهندسی برق]
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
bow line نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
AUI connector اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
PID متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
harness یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessed یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
harnessing یراق کردن یراق اسب متصل به ارابه
weld متصل کردن جوش دادن جوش
welded متصل کردن جوش دادن جوش
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
welds متصل کردن جوش دادن جوش
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
chain متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
chains متصل کردن فایل و داده ها پشت سر هم به طوری که به هر فایل یا داده بعدی یک اشاره گر وجود دارد
tie متصل کردن مهار کردن مهار
fixes می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
fix می کردن چیزی یا متصل کردن چیزی
ties متصل کردن مهار کردن مهار
joint متصل
on line متصل
contiguous متصل
anchored متصل به
conjunct متصل
connected متصل
continuous متصل
clung متصل
feed روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
feeds روش وارد کردن کاغذ به چاپگر. دندانه چرخ چاپگر به دندانه سوراخهای لبه کاغذ متصل میشود
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
basifixed متصل در پایه
adjacent span دهانه متصل
connectedly بطور متصل
coupler متصل کننده
adjacent span دهانه متصل
syndetic متصل شده
cartridges بخش متصل
tying متصل کننده
connector متصل کننده
connective متصل کننده
connecting arrangement ترتیب متصل
cartridge بخش متصل
splicer متصل کننده
interlocked متصل شدن
attachments نمائات متصل
ligature دخشههای متصل
interlocking متصل شدن
interlock متصل شدن
coherently بطور متصل
interlocks متصل شدن
male connector متصل کننده نر
interurban متصل بشهر ها
fixed shell گلوله متصل
off line غیر متصل
lacer متصل کننده
engagedness متصل بهم
parallels تعداد آدرسهای متصل به هم
abutted متصل بودن یاشدن
connected load بار متصل شده
corbel-course زیر سری متصل
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
adjoins افزودن متصل شدن
ballcock سیفون و ابزار متصل به آن
abut متصل بودن یاشدن
united pawns پیادههای متصل شطرنج
ballcocks سیفون و ابزار متصل به آن
connected load بار خارجی متصل
abuts متصل بودن یاشدن
adjoin افزودن متصل شدن
kirkyard گورستان متصل بکلیسا
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
adjoined افزودن متصل شدن
shafting میله بهم متصل
paralleled تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling تعداد آدرسهای متصل به هم
connecting socket [دوشاخه متصل کننده]
parallelled تعداد آدرسهای متصل به هم
parallelling تعداد آدرسهای متصل به هم
chockablock بهم متصل وپیوسته
grounded field سیم پیچ متصل به زمین
continous متصل متوالی بدون وقفه
adjacent دو میدان متصل به دو گروه مجاور
catena سریهای متصل شده concatenate
connection اتصال یا چیزی که متصل میشود
gang hook دو یا سه قلاب ماهیگیری متصل بهم
connexions اتصال یا چیزی که متصل میشود
concatenated data set مجموعه داده ها متصل شده
adnexa قسمتهای متصل بهم زائده
untapped <adj.> متصل نشده [در وسط مدار]
to be connected بهم پیوسته [متصل] بودن
ligature دو یاچند حرف متصل بهم
interconnection بخش ماده متصل به دو وسیله
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
directories روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directory روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
stemson چوب منحنی شکل متصل بجلوکشتی
vestry نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
camshaft میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
vestries نمازخانه کوچکی که متصل بکلیسا میباشد
camshafts میلهای که بچرخ دنده متصل میشود
forest تعداد درختهای ساختار داده متصل
forests تعداد درختهای ساختار داده متصل
gang hook دو یا سه قلاب ماهی گیری متصل بهم
universal joint دو میله متصل بهم وفا دربچرخش
destination صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
stylolite ستون سنگی همجنس صخره متصل بخود
bat weight وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
destinations صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
blade butt انتهای تیغه ملخ که به توپی متصل است
drain یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
plowhead چارچوبی که گاو اهن بدان متصل میشده
drains یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
draining یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drained یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
faceplate صفحه فلزی یا چوبی متصل به چرخ تراش
thoroughbrace تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
backplane مدار و اعضای مکانیکی که بردهای یک سیستم را متصل می کنند
associated document متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
associated file متن یا فایلی که به برنامه کاربردی اصلی اش متصل است
interplane strut پایه هایی که دو بال هواپیماهای دوباله را به هم متصل میکند
trailer camp محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
meshing که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
ca Arrangment Connecting ارایش و ترتیب به صورت پیوندی و متصل
daisy chain خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
meshes که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
mesh که هر وسیله مستقیما به وسایل دیگر در شبکه متصل است
peripheral آنچه ضروری نیست یا متصل به چیز دیگری است
share که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thinned روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
thinnest روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
organometallic ترکیباتی که در ان اتم فلزی به رادیکالهای الی متصل شده است
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thin روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
thinners روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
shared که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
thins روی یک مادهای برای ایجاد قط عات متصل مورد نیاز
track bolt پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
combinational مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
object نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
bulb root وسیلهای که توسط ان تیغههای گردنده توربین به توپی متصل میشوند
ring نوعی شبکه که هر ترمینال آن در حلقه یکی پس از دیگری متصل هستند
bobber کسی یا چیزی که متصل بالاوپایین رود یا داخل وخارج شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com