English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
crutch باچوب زیربغل راه رفتن
crutches باچوب زیربغل راه رفتن
Other Matches
stilt باچوب پا راه رفتن
stilts باچوب پا راه رفتن
armholes زیربغل
armhole زیربغل
armpits چاله زیربغل
crutches عصای زیربغل
crutch عصای زیربغل
armpit چاله زیربغل
to inflate any one with pride هندوانه زیربغل گذاشتن
wainscots باچوب
wainscot باچوب
caned باچوب زدن
cane باچوب زدن
lammed باچوب زدن
caning باچوب زدن
canes باچوب زدن
ferule گرز تنبیه باچوب
cue باچوب بیلیارد زدن
cues باچوب بیلیارد زدن
parquet باچوب فرش کردن
stoppers باچوب پنبه بستن
stopper باچوب پنبه بستن
marqueterie تزئین باچوب وگوش ماهی
thwacked باچوب پهن کتک زدن
thwack باچوب پهن کتک زدن
thwacks باچوب پهن کتک زدن
thwacking باچوب پهن کتک زدن
marquetry تزئین باچوب وگوش ماهی
hooking سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
stickside سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
poler کسیکه باچوب یا دیرک کار یاحرکت کند
scores نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
sinks ته رفتن
departure رفتن
twiddling ور رفتن
short-changes کش رفتن
nim کش رفتن
admitting رفتن
hedges در رفتن
regress پس رفتن
regressed پس رفتن
regresses پس رفتن
crawl رفتن
regressing پس رفتن
short-changing کش رفتن
departures رفتن
abstracting کش رفتن
crawls رفتن
short-change کش رفتن
twiddled ور رفتن
meddles ور رفتن
meddled ور رفتن
meddle ور رفتن
abstracts کش رفتن
pullback پس رفتن
twiddles ور رفتن
short-changed کش رفتن
snipping کش رفتن
snipped کش رفتن
snip کش رفتن
crawled رفتن
abstract کش رفتن
twiddle ور رفتن
go رفتن
filches کش رفتن
filched کش رفتن
filch کش رفتن
sink ته رفتن
betake رفتن
bleneh پس رفتن
break loose در رفتن
to break loose در رفتن
filching کش رفتن
going رفتن
shrinks اب رفتن
swiping کش رفتن
swiped کش رفتن
swipe کش رفتن
retire پس رفتن
goes رفتن
retires پس رفتن
shrink اب رفتن
shrinking اب رفتن
gangs رفتن
gang رفتن
make off در رفتن
putters ور رفتن
puttering ور رفتن
puttered ور رفتن
putter ور رفتن
jauk ور رفتن
hang around ور رفتن
to peter out پس رفتن
retrograde پس رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
fribble ور رفتن
glom on to کش رفتن
go off در رفتن
go over به ان سو رفتن
mog رفتن
to go backward پس رفتن
to flow over سر رفتن
to go bang در رفتن
to fall short کم رفتن
to make ones getaway در رفتن
retract تو رفتن
retracted تو رفتن
to fall away پس رفتن
to fall away رفتن
retracting تو رفتن
retracts تو رفتن
to do out of کش رفتن
to do a guy در رفتن
to skirt along the coast رفتن
to take to ones heels در رفتن
to go back ward پس رفتن
to get over رفتن از
to go to mess رفتن
to get one's monkey up از جا در رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to get away رفتن
receding پس رفتن
to foot it رفتن
to fly off در رفتن
to hang back پس رفتن
to sleep fast رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
to boil over سر رفتن
snitches کش رفتن
to run off در رفتن
snitching کش رفتن
to whisk away or off رفتن
snook کش رفتن
snitched کش رفتن
snitch کش رفتن
niggles ور رفتن
pilfers کش رفتن
pilfering کش رفتن
admit رفتن
pilfered کش رفتن
pilfer کش رفتن
admits رفتن
To go رفتن
recede پس رفتن
hedged در رفتن
hedge در رفتن
to pair off رفتن
niggled ور رفتن
recedes پس رفتن
receded پس رفتن
niggle ور رفتن
dive شیرجه رفتن
soared بالا رفتن
soar بالا رفتن
sightings نشانه رفتن
sighting نشانه رفتن
defiled رژه رفتن
faint از حال رفتن
fainted از حال رفتن
fainter از حال رفتن
faintest از حال رفتن
faints از حال رفتن
stall در گل فرو رفتن
stalling در گل فرو رفتن
defile رژه رفتن
avoiding طفره رفتن از
avoided طفره رفتن از
avoid طفره رفتن از
avoids طفره رفتن از
teeters پس وپیش رفتن
soars بالا رفتن
treading راه رفتن
treads راه رفتن
evasion طفره رفتن
evasions طفره رفتن
headway پیش رفتن
stalk راه رفتن
stalked راه رفتن
stalking راه رفتن
stalks راه رفتن
pike سریعا رفتن
churns جلو رفتن
churned جلو رفتن
churn جلو رفتن
dive فرو رفتن
dived شیرجه رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com