English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (7 milliseconds)
English Persian
morgue بایگانی راکد
morgues بایگانی راکد
dead records بایگانی راکد
records depository بایگانی راکد
Search result with all words
depository بایگانی مدارک بایگانی راکد
Other Matches
merest اب راکد
inert راکد
mere اب راکد
stillest راکد
standing راکد
slack water اب راکد
dulling راکد
dullest راکد
duller راکد
still راکد
dulled راکد
stiller راکد
dull راکد
resting راکد
latent راکد
stagnant راکد
racquetball racket راکد
amort راکد
non moving water اب راکد
stills راکد
dulls راکد
dead space فضای راکد
dead air هوای راکد
dead file پرونده راکد
idle deposit سپرده راکد
idle money پول راکد
liquid capital سرمایه راکد
stagnate راکد شدن
stagnated راکد شدن
stagnates راکد شدن
stagnating راکد شدن
stills راکد همیشه
stillest راکد همیشه
stiller راکد همیشه
still راکد همیشه
statgnate راکد شدن
lentic وابسته به ابهای راکد
liquidity perference فهرست پول راکد
the market is dull بازار راکد است
filed بایگانی
file بایگانی
file keeping بایگانی
registry بایگانی
registries بایگانی
records بایگانی
archives بایگانی
document register بایگانی
archive بایگانی
stagnicolous زندگی کننده دراب راکد
lentic زیست کننده در ابهای راکد
filing system نظام بایگانی
record office اداره بایگانی کل
keep on file بایگانی کردن
records depository بایگانی عمومی
office of records دفتر بایگانی
file clerk مامور بایگانی
recorded بایگانی شده
record یادداشت بایگانی
record سجل بایگانی
record بایگانی ضبط
filed بایگانی کردن
file بایگانی کردن
archive بایگانی کردن
archival backup پشتیبانی بایگانی
archival بایگانی شدنی
archival بایگانی کردن
archival مربوط به بایگانی
chartulary متصدی بایگانی
archive atribute صفت بایگانی
filing بایگانی سیخ زنی
office of records بایگانی یا دفتراسناد و مدارک
stationary front جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
archive ضبط اسناد و اوراق بایگانی
magnetic tape archive بایگانی یا ارشیو نوارهای صوتی
wind shadow منطقه اب نسبتا راکد در سمت پناهگاه قایق از باد
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
misfile بطور غلط یا درمحل غیرمناسب بایگانی کردن
backwater محل راکد [عقب افتاده] [عقب مانده] [واژه تحقیری]
record مدرک ثبت کردن بایگانی کردن
idle balance مانده راکد مانده غیرفعال
filed ستون کردن بایگانی کردن
file ستون کردن بایگانی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com