English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
English Persian
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
Other Matches
obnubilate ابری کردن
flecker ابری کردن
marbleize رنگ ابری کردن
camouflaging استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
immersed زیر اب کردن پوشاندن
suffusing پوشاندن اشباع کردن
immerse زیر اب کردن پوشاندن
suffused پوشاندن اشباع کردن
sheath غلافدار کردن پوشاندن
sheaths غلافدار کردن پوشاندن
suffuses پوشاندن اشباع کردن
coatings پوشاندن روکش کردن
camouflages مخفی کردن پوشاندن
fan پوشاندن پوشش کردن
coats پوشاندن روکش کردن
camouflaged مخفی کردن پوشاندن
coat پوشاندن روکش کردن
coated پوشاندن روکش کردن
immerses زیر اب کردن پوشاندن
fans پوشاندن پوشش کردن
fanning پوشاندن پوشش کردن
suffuse پوشاندن اشباع کردن
concealment پنهان کردن پوشاندن
fanned پوشاندن پوشش کردن
camouflaging مخفی کردن پوشاندن
immersing زیر اب کردن پوشاندن
sheathes غلافدار کردن پوشاندن
sheathed غلافدار کردن پوشاندن
camouflage مخفی کردن پوشاندن
sheathe غلافدار کردن پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
liquors با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor با روغن پوشاندن چرب کردن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
tinplate با قلع پوشاندن حلبی کردن
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
abler لباس پوشاندن قوی کردن
crowns تاج گذاری کردن پوشاندن
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
able لباس پوشاندن قوی کردن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
inundate زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundated زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
souse بطور کامل پوشاندن حمله کردن
mats بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundates زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundating زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate زره دار کردن پوشاندن بازره
mat بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
heavies ابری
heaviest ابری
heavy ابری
cloudy ابری
heavier ابری
overcast ابری
acloud ابری
clouded ابری
reeky ابری
nedula ابری
flossflower گل ابری
nebulose ابری
nebula ابری
nubilous ابری
tarantula nebula ابری طلاماهی
star nebula ابری ستارهای
gloom ابری بودن
star cloud ابری ستارهای
planetary nebula ابری سیارهای
lagoon nebula ابری مرداب
sponginess حالت ابری
thicker تیره ابری
horsehead nebula ابری سراسب
emission nebula ابری تشعشعی
nebulosity حالت ابری
ring nebula ابری حلقوی
dummbbell nebula ابری دمبل
crab nebula ابری خرچنگی
aquarius nebula ابری دلو
thick تیره ابری
orion nebula ابری جبار
thickest تیره ابری
owl nebula ابری جعد
dapple لکه ابری
veil nebula ابری پرده
lyraring nebula ابری حلقوی شلیاق
heavily overcast ابری پوشیده [ هواشناسی]
heavily overcast ابری متراکم [هواشناسی]
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
horsehead nebula ابری کله اسبی
It is cloudy. هوا ابری است.
to cloud over ابری شدن [هوشناسی]
overcloud ابری یا تیره شدن
to overcloud ابری شدن [هوشناسی]
parallels برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallelled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleled برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
marble رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
marbles رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
emission nebula ابری نشری سحابی گسیلشی
similize مانند کردن
likening مانند کردن
likens مانند کردن
likened مانند کردن
liken مانند کردن
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
equalizes مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalized مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalises مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalizing مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalised مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalize مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
equalising مساوی و مانند کردن یکنواخت کردن
lord مانند لردرفتار کردن
lords مانند لردرفتار کردن
jellify ژله مانند کردن
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
matronize مانند رئیسه رفتار کردن
to torpedo تارومار کردن [مانند تلاش کسی]
meshing شبکه تور مانند یا مشبک کردن
meshes شبکه تور مانند یا مشبک کردن
mesh شبکه تور مانند یا مشبک کردن
On Thursday it will be variably cloudy [cloudy with sunny intervals] . پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
helmcloud ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
represented عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represents عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
represent عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
eualize مساوی کردن مانند کردن
thunderhead توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
take to pieces پیاده کردن اجزاء ماشین یاکارخانه و مانند اینها
to quit something cold turkey چیزی را یکدفعه ترک کردن [مانند سیگار یا الکل]
to live like animals [in a place] مانند حیوان زندگی کردن [اصطلاح تحقیر کننده ]
paintress زنی که کارش رنگ کردن سفالینه و مانند انها است
to goose [American E] the engine موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
to pounce on somebody به کسی ناگهان جستن [و حمله کردن ] [مانند جانور شکارگر]
to rev [British E] the engine موتور [ماشین] را روشن کردن [که صدا مانند زوزه بدهد]
cloud design طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
cleco fastener وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
obscurest پوشاندن
overrun پوشاندن
enrobe پوشاندن
jackets پوشاندن
clad پوشاندن
overrunning پوشاندن
cases پوشاندن
overruns پوشاندن
clothe پوشاندن
to d. with snow پوشاندن
encase پوشاندن
submerging پوشاندن
blanketed پوشاندن
blankets پوشاندن
shroud پوشاندن
revet پوشاندن
sheets پوشاندن
obscurer پوشاندن
encased پوشاندن
obscures پوشاندن
jacket پوشاندن
encases پوشاندن
to go to the shades پوشاندن
to cover in پوشاندن
shingle پوشاندن
cover پوشاندن
enshrouds پوشاندن
coverings پوشاندن
masking پوشاندن
enshroud پوشاندن
incase etc پوشاندن
enshrouded پوشاندن
to cover up پوشاندن
obscuring پوشاندن
envelops پوشاندن
overcast پوشاندن
dresses پوشاندن
dress پوشاندن
covers پوشاندن
roofs پوشاندن
enclothe پوشاندن
roof پوشاندن
emboss پوشاندن
enshrouding پوشاندن
sod پوشاندن
mask پوشاندن
batten down پوشاندن
sheet پوشاندن
enveloped پوشاندن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com