Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
becloud
با ابر پوشاندن تاریک کردن
Other Matches
darkening
تاریک کردن
darken
تاریک کردن
overshadow
تاریک کردن
overshadowed
تاریک کردن
overshadowing
تاریک کردن
obtenebrate
تاریک کردن
gloom
تاریک کردن
overshadows
تاریک کردن
darkens
تاریک کردن
dims
تاریک تیره کردن
dimmest
تاریک تیره کردن
dim
تاریک تیره کردن
darken ship
تاریک کردن ناو
dimmer
تاریک تیره کردن
obfuscation
مبهم و تاریک کردن
obfuscate
مبهم و تاریک کردن
dimmed
تاریک تیره کردن
obscure
تیره کردن تاریک کردن
dark
تیره کردن تاریک کردن
darker
تیره کردن تاریک کردن
obscurer
تیره کردن تاریک کردن
darkest
تیره کردن تاریک کردن
obscured
تیره کردن تاریک کردن
obscuring
تیره کردن تاریک کردن
obscurest
تیره کردن تاریک کردن
obscures
تیره کردن تاریک کردن
camouflaging
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
suffuse
پوشاندن اشباع کردن
suffused
پوشاندن اشباع کردن
coated
پوشاندن روکش کردن
coatings
پوشاندن روکش کردن
camouflage
مخفی کردن پوشاندن
suffuses
پوشاندن اشباع کردن
suffusing
پوشاندن اشباع کردن
sheathes
غلافدار کردن پوشاندن
sheathe
غلافدار کردن پوشاندن
sheath
غلافدار کردن پوشاندن
sheaths
غلافدار کردن پوشاندن
immersing
زیر اب کردن پوشاندن
immerses
زیر اب کردن پوشاندن
immersed
زیر اب کردن پوشاندن
immerse
زیر اب کردن پوشاندن
sheathed
غلافدار کردن پوشاندن
coats
پوشاندن روکش کردن
concealment
پنهان کردن پوشاندن
coat
پوشاندن روکش کردن
camouflaging
مخفی کردن پوشاندن
fanning
پوشاندن پوشش کردن
camouflages
مخفی کردن پوشاندن
fanned
پوشاندن پوشش کردن
fan
پوشاندن پوشش کردن
camouflaged
مخفی کردن پوشاندن
fans
پوشاندن پوشش کردن
abler
لباس پوشاندن قوی کردن
able
لباس پوشاندن قوی کردن
papered
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
crown
تاج گذاری کردن پوشاندن
ablest
لباس پوشاندن قوی کردن
liquors
با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor
با روغن پوشاندن چرب کردن
crowns
تاج گذاری کردن پوشاندن
papering
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
carbonize
باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
papers
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
tinplate
با قلع پوشاندن حلبی کردن
paper
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
inundates
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate
زره دار کردن پوشاندن بازره
inundate
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
souse
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
mat
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mats
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundated
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundating
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
overwatch
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
dims
تاریک
stygian
تاریک
nighted
تاریک
caliginous
تاریک
gloomier
تاریک
gloomy
تاریک
gloomiest
تاریک
nubilous
تاریک
dimmed
تاریک
ambiguous
تاریک
darkest
تاریک
darker
تاریک
dark
تاریک
dim
تاریک
lackluster
تاریک
pitch dark
تاریک
murk
تاریک
aphotic
تاریک
subfuscous
تاریک
dusky
تاریک
bedim
با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
cat eyed
تاریک بین
darken
تاریک شدن
twilight
تاریک روشن
dim
: کم نور تاریک
twilight
تاریک و روشن
camera obscura
تاریک خانه
darkish
نسبتا تاریک
black hole
زندان تاریک
black holes
زندان تاریک
darkroom
تاریک خانه
dims
: کم نور تاریک
dimmed
: کم نور تاریک
darkrooms
تاریک خانه
alley way
کوچه تاریک
oubliette
حبس تاریک
darkening
تاریک شدن
darkens
تاریک شدن
cimmerian
فلمانی تاریک
blind
تاریک ناپیدا
to grow dark
تاریک شدن
blinded
تاریک ناپیدا
blinds
تاریک ناپیدا
sombre
تاریک غم انگیز
umbra
نقطه تاریک
duskily
تاریک وار
duskish
اندکی تاریک
dark current
جریان تاریک
somber
تاریک غم انگیز
electrode dark current
جریان تاریک
obscurantism
تاریک اندیشی
dark lines
خطوط تاریک
twilit
تاریک وروشن
tenebrific
تاریک کننده
darkle
تیره تاریک
dusk
تاریک نمودن
dusk
تاریک وروشن
tenebrific
تاریک وتیره
darkener
تاریک کننده
benighted
شب زده تاریک
tenebrous
تاریک کننده
crookes dark space
فضای تاریک هیتورف
the narrow house
خانه تنگ و تاریک
dark line spectrum
طیف خطوط تاریک
crookes dark space
فضای تاریک کاتد
aphotic zone
لایه تاریک اقیانوس
hittorf dark space
فضای تاریک هیتورف
astronomical twilight
تاریک وروشن نجومی
In the dark corner of the room .
در گوشه تاریک اطاق
hittorf dark space
فضای تاریک کاتد
aston dark space
فضای تاریک استن
aphotic stratum
طبقه تاریک اقیانوس
gloaming
غروب تاریک و روشن
aphotic stratum
لایه تاریک اقیانوس
aphotic zone
طبقه تاریک اقیانوس
pitchy
قیرگون سیاه و تاریک
sombrely
بطور تاریک یا افسرده
dark trace screen
صفحه تصویر تاریک
cathode dark space
فضای تاریک کاتد
murkilly
بطور تاریک یا تیره
anode dark space
فضای تاریک اند
dark trace tube
لامپ تصویر تاریک
It's too dark.
آن خیلی تاریک است.
nautical twilight
تاریک و روشن دریایی
faraday dark space
فضای تاریک فارادی
It is getting dark .
هوادارد تاریک می شود
camera obscura
اطاقک تاریک جعبه عکاسی
tenebrous
تاریک وتیره تاریکی اور
Twilight . In the dusk of the evening .
گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
dusk
تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
ink
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
Try to be home before dark.
سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
inks
مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
infold
پوشاندن
to cover in
پوشاندن
sod
پوشاندن
encased
پوشاندن
curtains
پوشاندن
mask
پوشاندن
shingle
پوشاندن
overcast
پوشاندن
line
پوشاندن
lines
پوشاندن
encase
پوشاندن
sheets
پوشاندن
masks
پوشاندن
sheet
پوشاندن
to go to the shades
پوشاندن
envelop
پوشاندن
jackets
پوشاندن
overrun
پوشاندن
inwrap
پوشاندن
coverings
پوشاندن
jacket
پوشاندن
enshrouds
پوشاندن
enshrouding
پوشاندن
enshrouded
پوشاندن
roof
پوشاندن
roofs
پوشاندن
cover
پوشاندن
to d. with snow
پوشاندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com