English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
Other Matches
darkening تاریک کردن
darken تاریک کردن
overshadow تاریک کردن
overshadowed تاریک کردن
overshadowing تاریک کردن
obtenebrate تاریک کردن
gloom تاریک کردن
overshadows تاریک کردن
darkens تاریک کردن
dims تاریک تیره کردن
dimmest تاریک تیره کردن
dim تاریک تیره کردن
darken ship تاریک کردن ناو
dimmer تاریک تیره کردن
obfuscation مبهم و تاریک کردن
obfuscate مبهم و تاریک کردن
dimmed تاریک تیره کردن
obscure تیره کردن تاریک کردن
dark تیره کردن تاریک کردن
darker تیره کردن تاریک کردن
obscurer تیره کردن تاریک کردن
darkest تیره کردن تاریک کردن
obscured تیره کردن تاریک کردن
obscuring تیره کردن تاریک کردن
obscurest تیره کردن تاریک کردن
obscures تیره کردن تاریک کردن
camouflaging استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
suffuse پوشاندن اشباع کردن
suffused پوشاندن اشباع کردن
coated پوشاندن روکش کردن
coatings پوشاندن روکش کردن
camouflage مخفی کردن پوشاندن
suffuses پوشاندن اشباع کردن
suffusing پوشاندن اشباع کردن
sheathes غلافدار کردن پوشاندن
sheathe غلافدار کردن پوشاندن
sheath غلافدار کردن پوشاندن
sheaths غلافدار کردن پوشاندن
immersing زیر اب کردن پوشاندن
immerses زیر اب کردن پوشاندن
immersed زیر اب کردن پوشاندن
immerse زیر اب کردن پوشاندن
sheathed غلافدار کردن پوشاندن
coats پوشاندن روکش کردن
concealment پنهان کردن پوشاندن
coat پوشاندن روکش کردن
camouflaging مخفی کردن پوشاندن
fanning پوشاندن پوشش کردن
camouflages مخفی کردن پوشاندن
fanned پوشاندن پوشش کردن
fan پوشاندن پوشش کردن
camouflaged مخفی کردن پوشاندن
fans پوشاندن پوشش کردن
abler لباس پوشاندن قوی کردن
able لباس پوشاندن قوی کردن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
liquors با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor با روغن پوشاندن چرب کردن
crowns تاج گذاری کردن پوشاندن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
tinplate با قلع پوشاندن حلبی کردن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
inundates زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
armor plate زره دار کردن پوشاندن بازره
inundate زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
souse بطور کامل پوشاندن حمله کردن
mat بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
mats بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundated زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundating زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
dims تاریک
stygian تاریک
nighted تاریک
caliginous تاریک
gloomier تاریک
gloomy تاریک
gloomiest تاریک
nubilous تاریک
dimmed تاریک
ambiguous تاریک
darkest تاریک
darker تاریک
dark تاریک
dim تاریک
lackluster تاریک
pitch dark تاریک
murk تاریک
aphotic تاریک
subfuscous تاریک
dusky تاریک
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
cat eyed تاریک بین
darken تاریک شدن
twilight تاریک روشن
dim : کم نور تاریک
twilight تاریک و روشن
camera obscura تاریک خانه
darkish نسبتا تاریک
black hole زندان تاریک
black holes زندان تاریک
darkroom تاریک خانه
dims : کم نور تاریک
dimmed : کم نور تاریک
darkrooms تاریک خانه
alley way کوچه تاریک
oubliette حبس تاریک
darkening تاریک شدن
darkens تاریک شدن
cimmerian فلمانی تاریک
blind تاریک ناپیدا
to grow dark تاریک شدن
blinded تاریک ناپیدا
blinds تاریک ناپیدا
sombre تاریک غم انگیز
umbra نقطه تاریک
duskily تاریک وار
duskish اندکی تاریک
dark current جریان تاریک
somber تاریک غم انگیز
electrode dark current جریان تاریک
obscurantism تاریک اندیشی
dark lines خطوط تاریک
twilit تاریک وروشن
tenebrific تاریک کننده
darkle تیره تاریک
dusk تاریک نمودن
dusk تاریک وروشن
tenebrific تاریک وتیره
darkener تاریک کننده
benighted شب زده تاریک
tenebrous تاریک کننده
crookes dark space فضای تاریک هیتورف
the narrow house خانه تنگ و تاریک
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
crookes dark space فضای تاریک کاتد
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
hittorf dark space فضای تاریک هیتورف
astronomical twilight تاریک وروشن نجومی
In the dark corner of the room . در گوشه تاریک اطاق
hittorf dark space فضای تاریک کاتد
aston dark space فضای تاریک استن
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
gloaming غروب تاریک و روشن
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
pitchy قیرگون سیاه و تاریک
sombrely بطور تاریک یا افسرده
dark trace screen صفحه تصویر تاریک
cathode dark space فضای تاریک کاتد
murkilly بطور تاریک یا تیره
anode dark space فضای تاریک اند
dark trace tube لامپ تصویر تاریک
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
nautical twilight تاریک و روشن دریایی
faraday dark space فضای تاریک فارادی
It is getting dark . هوادارد تاریک می شود
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
tenebrous تاریک وتیره تاریکی اور
Twilight . In the dusk of the evening . گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
dusk تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
Try to be home before dark. سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
infold پوشاندن
to cover in پوشاندن
sod پوشاندن
encased پوشاندن
curtains پوشاندن
mask پوشاندن
shingle پوشاندن
overcast پوشاندن
line پوشاندن
lines پوشاندن
encase پوشاندن
sheets پوشاندن
masks پوشاندن
sheet پوشاندن
to go to the shades پوشاندن
envelop پوشاندن
jackets پوشاندن
overrun پوشاندن
inwrap پوشاندن
coverings پوشاندن
jacket پوشاندن
enshrouds پوشاندن
enshrouding پوشاندن
enshrouded پوشاندن
roof پوشاندن
roofs پوشاندن
cover پوشاندن
to d. with snow پوشاندن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com