Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (10 milliseconds)
English
Persian
barely
با اشکال
Search result with all words
well
بدون اشکال اوه
wells
بدون اشکال اوه
node
اشکال
nodes
اشکال
aerodynamics
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
utility
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
smooth
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
صاف کردن بدون اشکال بودن
symbolic
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolically
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
set
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
sets
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
handicap
امتیاز دادن اشکال
handicaps
امتیاز دادن اشکال
disadvantage
اشکال
disadvantages
اشکال
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
pattern
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
burble
اشکال بی نظمی
burbled
اشکال بی نظمی
burbles
اشکال بی نظمی
burbling
اشکال بی نظمی
problem
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problems
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
impediment
محظور اشکال
impediments
محظور اشکال
add
قرار دادن اشکال کنار هم
adding
قرار دادن اشکال کنار هم
adds
قرار دادن اشکال کنار هم
kaleidoscope
لوله اشکال نما
kaleidoscopes
لوله اشکال نما
step
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
stepping
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
trace
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traced
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traces
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
rosette
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosettes
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
primitive
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
discomfit
ایجاد اشکال کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
snapshot
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
snapshots
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
bug
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bug
اشکال
bugging
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging
اشکال
bugs
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugs
اشکال
difficulties
اشکال زحمت
difficulty
اشکال زحمت
swarm
چندین اشکال برنامه
swarmed
چندین اشکال برنامه
swarms
چندین اشکال برنامه
drawback
اشکال
drawbacks
اشکال
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
graph
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graphs
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
debugging
اشکال زدایی
debugging
اشکال زدائی
hardness
اشکال سفتی
traverse
اشکال
traversed
اشکال
traverses
اشکال
traversing
اشکال
debug
اشکال زدایی کردن
debug
اشکال زدائی کردن
debug
اشکال زدایی
debugged
اشکال زدایی کردن
debugged
اشکال زدائی کردن
debugged
اشکال زدایی
debugs
اشکال زدایی کردن
debugs
اشکال زدائی کردن
debugs
اشکال زدایی
baboon
اشکال مضحک
baboons
اشکال مضحک
acataposis
اشکال عمل بلع
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
bioastronautics
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
bottle neck
مانع اشکال کار
click art
صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
dead lock
اشکال
debug aids
ادوات اشکال زدایی
debugger
برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
debugger
اشکال زدائی
debugger
اشکال یابی
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
debugging aids
ادوات اشکال زدایی
debugging aids
وسائل اشکال زدایی
Other Matches
gadroon
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
worriment
اشکال
snaggy
پر اشکال
spinosity
اشکال
nodus
اشکال
forms of currency
اشکال پول
i can add rapidly
به اشکال ما افزود
diversely
به اشکال مختلف
nuclide
اشکال اتمی
geometrical figures
اشکال هندسی
demurrable
اشکال کردنی
trouble shooting
رفع اشکال
geometric shapes
اشکال هندسی
smooth delivery
تحویل بی اشکال
defect description
توضیح اشکال
to make difficulties
اشکال تراشیدن
to tide over a difficulty
اشکال را بر طرف
fault description
توضیح اشکال
troubleshooting
اشکال یابی
error description
توضیح اشکال
description of error
توضیح اشکال
program debugging
اشکال زدایی برنامه
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
similar figures
اشکال همانندیا متشابه
dysphonia
اشکال در حرف زدن
dysphagia
اشکال دربلعیدن غذا
diversiform
دارای اشکال مختلف
To raise difficulties . To creat obstacles.
اشکال تراشی کردن
There is the rub.
اشکال درهمین جااست
To get into difficulties.
دچار اشکال شدن
to create a difficulty
اشکال پیش اوردن
filet
توری دارای اشکال مربع
pressed for time
<idiom>
با اشکال وبه سختی وقت
To put obstacles in the way.
سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
galanty show
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
proteus
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
zoomorphism
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
pleomorphic
چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
intarsia
منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
planimeter
دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
error handling
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
numerical indicator tube
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
tessellate
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
filling out
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
regional breakpoint
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
godroon
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
troubleshoot
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
hemophilia
بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
toolkit
مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
medallion
ترنج
[نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Kasim Ushag design
طرح قسیم اوشاق
[عشاق]
[مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rashwan medallion
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com